نشریه آفتاب خاورمیانه

سکان‌داری در تلاطم؛ معرفی کتاب رهبری استراتژیک و چابکی سازمان در عصر دیجیتال

منتشرشده در نشریه شماره 40 آفتاب خاورمیانه - آذر 1404

1404/10/07

الهه شمس

خبرنگار

 

شاید هیچ عبارتی بهتر از جمله «چشم‌انداز تا اطلاع ثانوی معتبر است.» که در مقدمه کتاب "رهبری استراتژیک و چابکی سازمان در عصر دیجیتال" آمده، نتواند روح حاکم بر دنیای کسب‌وکار را توصیف کند؛ دورانی که برنامه‌های استراتژیک پنج‌ساله به‌محض نوشته شدن، کهنه می‌شوند و رهبران سازمان‌ها به یک قطب‌نمای دقیق برای جهت‌یابی در مِه غلیظ تغییرات نیاز دارند.

کتاب "رهبری استراتژیک و چابکی سازمان در عصر دیجیتال" نوشته رحمت‌الله قلی‌پور و محمدرضا بقایی‌پور، به همین مساله می‌پردازد. کتاب تلاش می‌کند به‌جای تکرار کلیشه‌های مدیریتی، انگشت بر زخمی قدیمی بگذارد: چرا اغلب استراتژی‌های خوش‌آب‌و‌رنگ در مرحله اجرا شکست می‌خورند؟ پاسخ: زیرا دنیای واقعی، ایستا و قابل‌پیش‌بینی نیست.

 

هوشمندی استراتژیک: گوش‌به‌زنگ بودن در عصر داده‌ها

راهکار کتاب برای این معضل، مفهومی به نام "هوشمندی استراتژیک" است. این مفهوم از مدیران می‌خواهد که به‌جای تکیه بر برنامه‌های ثابت، برای شنیدن ضعیف‌ترین سیگنال‌های تغییر از دل بازار، صنعت و انبوه داده‌ها، گوش‌های خود را تیز کنند. از نظر کتاب، هوشمندی استراتژیک به‌معنای هنرِ پیش‌بینی طوفان از روی حرکت یک برگ است؛ یعنی تبدیل شدن از یک مدیر واکنش‌گرا به یک رهبر پیش‌کنش‌گر که قبل از وقوع بحران، چاره‌اندیشی می‌کند.

کتاب، این مفهوم را با "رهبری استراتژیک" (فراتر رفتن از روزمرگی در مدیریت) و "چابکی سازمانی" (تغییر مسیر، سریع‌تر از رقبا) پیوند می‌زند.

 

نقشه راهی برای ساختن سازمان‌های آینده

اثر حاضر تلاش می‌کند یک جعبه‌ابزار برای مدیران امروزی باشد. کتاب در فصل اول، تلاش می‌کند از مفاهیمی مانند "استراتژی" و "چابکی"، آشنایی‌زدایی کند تا ذهن خواننده برای یک نگرش نو آماده شود.

در فصل دوم، یک دستورالعمل گام‌به‌گام برای پیاده‌سازی مدیریت استراتژیک چابک ارائه می‌‌دهد و با یک مطالعه موردی از یک کسب‌وکار خانوادگی، از دنیای نظری محض و تئوریک فاصله می‌گیرد.

در فصل سوم، این لنز تحلیلی روی سازمان‌های مختلف (از غول‌های بزرگ گرفته تا شرکت‌های کوچک و متوسط، تنظیم می‌شود) تا نشان دهد که چابکی برای هر ساختاری، چه تعریف و چالشی دارد.

نویسندگان تلاش می‌کنند نگاه واقعگرا و خوش‌بینانه‌ای داشته باشند؛ به همین دلیل، یک فصل کامل (فصل چهارم) را به کالبدشکافی موانع ساختاری، فرهنگی و فناورانه اختصاص داده‌اند که مانند ترمز دستی، مانع حرکت سریع سازمان‌ها می‌شوند. این نگاه در فصل پنجم با تحلیل داستان‌های واقعی شکست و موفقیت، به اوج خود می‌رسد تا به خواننده نشان دهد که مسیر چابکی، مسیری هموار نیست.

فصل ششم به مدیران نشان می‌دهد که چگونه فناوری‌های نوظهور مانند هوش مصنوعی و اینترنت اشیا، نه یک تهدید، بلکه یک اهرم قدرتمند برای اجرای استراتژی‌های چابک هستند. درنهایت، کتاب در فصل هفتم با جمع‌بندی مباحث، توصیه‌هایی کاربردی ارائه می‌دهد.

 

تغییر نگرش بنیادین

"رهبری استراتژیک و چابکی سازمان در عصر دیجیتال" که توسط نشر "اندیشه عصر" منتشر شده است، تلاش می‌کند دعوتی به تغییر ذهنیت باشد. نویسندگان ادعا می‌کنند که در عصر دیجیتال، مزیت رقابتی نه در منابع مالی، بلکه در سرعت یادگیری و توان سازگاری سازمان نهفته است. این کتاب به‌دنبال کمک به مدیرانی است تا از لاک دفاعی برنامه‌ریزی سنتی خارج شوند و فرهنگ انعطاف‌پذیری و نوآوری را در سازمان خود ترویج کنند.

 

نقطه آغاز، نه نقطه پایان

کتاب بر اهمیت داده‌ها و فناوری‌های جدید انگشت می‌گذارد و وزنه‌ اصلی آن بیشتر روی تشریح بنیان‌های مدیریتی و ساختاری است؛ به همین دلیل، برای مدیرانی که در جست‌وجوی راهنمایی عمیق برای پیاده‌سازی ابزارهای دیجیتال هستند، یک نقطه‌ شروع است که باید در ادامه مسیر با دستورالعمل‌های فنی همراه شود.

نویسندگان کوشیده‌اند با استناد به مطالعات موردی، پلی میان نظریه و عمل بسازند، اما به بومی‌سازی این نمونه‌ها برای کسب‌وکارهای ایرانی نیاز است. همچنین فاصله‌ میان نگاه کلان کتاب به "چابکی استراتژیک" و نیاز مدیران به دستورالعمل‌های اجرایی برای تیم‌ها، آنها را به جست‌وجو در سایر منابع وامی‌دارد.

 

درباره نویسندگان

رحمت‌الله قلی‌پور، دانشیار مدیریت دولتی دانشگاه تهران و پژوهشگر حوزه سیاستگذاری عمومی است که آثاری چون "سیاستگذاری باز" و "چالش‌های نظام اداری" را در کارنامه دارد. در کنار او، محمدرضا بقایی‌پور، عضو هیات‌علمی دانشگاه کوثر و متخصص حوزه اتوماسیون صنعتی (که کتاب "اصول اتوماسیون صنعتی PLC" را نیز به رشته تحریر درآورده) نگاهی فناورانه و مهندسی به مباحث مدیریتی افزوده است.

کلمات کلیدی
تدوین گر