منتشرشده در نشریه شماره ۴۳ آفتاب خاورمیانه - مهر ۱۴۰۵
مریم ذوالفقار
رضا رضایی در دهم فروردینماه سال ۱۳۲۵ در شهریار به دنیا آمد. پدرش مردی زحمتکش و باغدار بود. در سال ۱۳۳۹، زمانی که رضا دانشآموز کلاس هشتم بود، درغیاب پدر مسئولیت رسیدگی به باغ و خانواده را بهعهده گرفت. یکی از دبیران مدرسه که در رشته کشاورزی تحصیل کرده بود، پس از دیدن باغ به او پیشنهاد کرد درختان را هرس کند. این پیشنهاد با شیوه سنتی کشاورزی خانواده و منطقه تفاوت داشت؛ با این حال، رضا با وجود سن کم و آگاهی از علاقه شدید پدرش به درختان باغ، تصمیم گرفت به توصیه علمی معلم اعتماد کند. او چند کارگر گرفت و بخش بزرگی از باغ را هرس کرد. بازگشت پدر و دیدن شاخههای بریدهشده، با ناراحتی و اعتراض شدید او همراه بود؛ اما رضا به تصمیم خود ایمان داشت. چند ماه بعد، نتیجه کار مشخص شد. درختان باغ محصولی متفاوت و مرغوب به بار آوردند و سیبهای گلاب درشت، یکدست و باکیفیت، مشتریان فراوانی پیدا کردند. موفقیت آن سال نهتنها درآمد خانواده را افزایش داد، بلکه نگاه پدر و دیگر کشاورزان منطقه را نیز به روشهای علمی تغییر داد.
رضا به مدرسه علاقه فراوان داشت و برای درس خواندن تلاش میکرد. با وجود دشواریهای رفتوآمد و محدودیتهای مالی، مسیر تحصیل خود را ادامه داد و در آزمون ورودی مدرسه شبانهروزی و نظامی صنایع دفاع، در میان هزار نفر رتبه سوم را به دست آورد. او در سه سال پایانی تحصیل، همزمان دیپلم فنی و دیپلم ریاضی و فیزیک گرفت و پس از آن در رشته شیمی دانشگاه تهران پذیرفته شد. همزمان با تحصیل در دانشگاه، به دلیل تعهد خدمت دهساله خود، در صنایع دفاعی مشغول به کار شد. رضایی در ۱۵ فروردینماه سال ۱۳۵۲ ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه فرزند دختر و یک فرزند پسر است. او در سال آخر دانشجویی وارد یک شرکت واردات و صادرات شد. حضور در این مجموعه فرصتی برای آشنایی با دنیای تجارت، ارتباطات خارجی، مذاکرات و اهمیت اطلاعات بهروز برای او فراهم کرد. رضایی در این دوره آموخت که موفقیت در تجارت و صنعت، بدون شناخت دقیق بازار و نیاز مصرفکننده ممکن نیست. رضایی تحصیلات خود را ادامه داد و در سال ۱۳۵۸ مدرک کارشناسی ارشد گرفت و پس از آن، در مقطع دکترای مدیریت به تحصیل ادامه داد.
با تغییر شرایط کشور پس از انقلاب و آغاز جنگ، مسیر فعالیت او نیز دگرگون شد. رضایی تلاش کرد دانش و تجربه خود را در خدمت تولید و بازسازی قرار دهد. در سالهایی که بسیاری از واحدهای صنعتی با مشکلات جدی روبهرو بودند، او بههمراه یک تیم مهندسی برای راهاندازی و بازسازی کارخانهها و واحدهای تولیدی فعالیت کرد. رضایی و همکارانش تلاش کردند این مجموعهها را دوباره فعال کنند و به بهرهوری برسانند. سرانجام در سال ۱۳۷۱، شرکت آذینخودرو در مهرشهر کرج شکل گرفت. رضایی این مجموعه را با سرمایهای حدود ۶۰ میلیون تومان و با همکاری ۱۲ مهندس آغاز کرد. در آن زمان، تامین قطعات پرهزینه بود و شرکای خارجی دانش فنی را در اختیار خودروسازان داخلی قرار نمیدادند. رضایی از روزهای نخست بهدنبال آن بود که از طریق مهندسی معکوس،
یعنی تولید قطعه، کشور را به خودکفایی در تولید خودرو برساند. همزمان با آغاز به کار این مجموعه، مهندسی خودرو هنوز مفهوم گستردهای نداشت و تمرکز اصلی بیشتر بر مونتاژکاری بود. در دهه ۱۳۷۰، با ورود نیروهای متخصص به صنعت خودروسازی، تفکرات مهندسی در این بخش شکل گرفت و صنعت قطعهسازی نیز بنیانگذاری شد. اوایل دهه ۱۳۸۰ را میتوان دوران اوج قطعهسازی در کشور دانست و آذینخودرو در سالهای بعد به یکی از مجموعههای فعال و پیشرو در این بخش تبدیل شد.
یکی از دلایل موفقیت آذینخودرو، بهکارگیری نیروهای متخصص و بهروز نگهداشتن دانش کارکنان بود. با همین هدف، در سال ۱۳۹۰ دانشگاه علمیکاربردی در دو رشته کنترل کیفیت خودرو و شیمی پلیمر تاسیس شد. رضا رضایی از جمله کارآفرینانی است که مسیر زندگی حرفهای خود را از دل تجربه، سختکوشی، مطالعه و اعتماد به دانش ساخته است. او در سال ۱۳۹۵ موفق به دریافت نشان افتخار امینالضرب و در سال ۱۳۹۶ بهعنوان چهره ماندگار صنعت معرفی شد. رضایی بر این باور است که در دنیای رقابتی امروز، دستیابی به فناوریهای نوین و توسعه هوش مصنوعی تنها یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی برای ساخت آیندهای بهتر است.