لیدا هادی
روزنامهنگار حوزه فناوری مالی
تامین مالی زنجیره تامین (SCF: Supply Chain Finance) به مجموعهای از روشها و ابزارهای تامین مالی گفته میشود که به بهبود جریان نقدی و دسترسی به سرمایه درگردش بنگاههای اقتصادی در زنجیره تامین کمک میکند. گاه تامینکننده کالا یا خدمت، بهای آن را با تاخیر (گاه چندماهه) دریافت میکند؛ در چنین شرایطی SCF با روشهای مختلف، از تامین مالی مطالبات و سفارش خرید گرفته تا تامین مالی موجودی و ابزارهای مبتنیبر تعهد پرداخت، دسترسی اعضای زنجیره به منابع مالی را تسهیل میکند. درنتیجه، هم کسبوکار تامینکننده (بهویژه کسبوکارهای خرد و متوسط) به پول خود میرسد و هم خریدار میتواند جریان نقدی و سرمایه در گردش خود را بهتر مدیریت کند. در SCF، رابطه تجاری میان خریدار و تامینکننده، جریان کالا و خدمات و جریان نقدی بهصورت یکپارچه دیده میشود و تامین مالی میتواند بر مبنای اطلاعات و تعهدات ایجادشده در این رابطه انجام شود. به همین دلیل، اعتبار خریدار، سابقه معامله، صورتحساب تاییدشده و سایر اطلاعات زنجیره میتوانند در تصمیم تامین مالی نقش داشته باشند.
ابزارهای تامین مالی زنجیره تامین
تامین مالی زنجیره تامین، ابزارهای متنوعی دارد. در فاکتورینگ سنتی تامینکننده مطالبات خود از خریدار را به یک نهاد مالی واگذار میکند و پیش از سررسید، وجه آن را دریافت میکند؛ در این روش، اعتبار خود تامینکننده نقش اصلی را دارد. در فاکتورینگ معکوس، خریدار بزرگ فاکتور را تایید میکند و تامینکننده میتواند برمبنای اعتبار خریدار، به وجه خود دسترسی پیدا کند؛ در این مدل مشکل وثیقه و سابقه اعتباری ضعیف تامینکننده تا حدی کاهش مییابد.
تنزیل صورتحساب شبیه فاکتورینگ است، با این تفاوت که کنترل مطالبات و وصول آنها به ساختار قرارداد بستگی دارد. خرید دین نیز سازوکاری برای تامین مالی مطالبات مدتدار است که در آن، نهاد مالی طلب مدتدار را با مبلغی کمتر از ارزش اسمی آن خریداری میکند و تامینکننده پیش از سررسید به نقدینگی دست مییابد؛ تفاوت مهم این ابزار با تسهیلات مستقیم، در ماهیت معامله و انتقال دین به نهاد مالی است.
برات الکترونیکی نیز یکی دیگر از ابزارهای مبتنیبر تعهد پرداخت در زنجیره تامین است؛ در این سازوکار، تعهد پرداخت بهصورت الکترونیکی ایجاد و منتقل میشود و میتواند جایگزین برات کاغذی در معاملات واجد شرایط شود. برات الکترونیکی به بنگاه اجازه میدهد خرید مدتدار و تعهدات ناشی از آن را در قالبی دیجیتال ثبت و منتقل کند و از آن برای تامین مالی پیش از سررسید نیز استفاده شود.
تامین مالی مبتنیبر قرارداد یا سفارش خرید زمانی کاربرد دارد که شرکت سفارش معتبری دارد، اما برای تولید یا تامین، نیازمند منابع مالی پیش از تحویل است. در این روش، اعتبار خریدار، شرایط سفارش و ریسک معامله در تصمیمگیری برای تامین مالی اهمیت دارند.
تامین مالی موجودی نیز برای تامین سرمایه درگردش موردنیاز برای خرید یا نگهداری کالا به کار میرود و در برخی ساختارها، خود موجودی بهعنوان پشتوانه تامین کالا در نظر گرفته میشود.
در ایران، اوراق گام یکی از ابزارهای تامین مالی زنجیرهای است که در آن، بانک براساس معامله و تعهد میان بنگاههای اقتصادی، اوراقی را منتشر میکند که دارنده آن میتواند در سررسید وجه آن را دریافت کند یا در شرایط مقرر، آن را به سایر اعضای زنجیره منتقل کند. به این ترتیب، بهجای آنکه برای هر مرحله از زنجیره، تسهیلات نقدی جداگانه پرداخت شود، اعتبار ایجادشده میتواند در زنجیره حرکت کند و برای تامین مالی استفاده شود.
اعتبار اسنادی داخلی که در درجه نخست ابزاری برای ایجاد تعهد پرداخت بانک و مدیریت ریسک معامله است، میتواند در تامین مالی معاملات نقش داشته باشد؛ در این سازوکار، بانک به درخواست خریدار و با تعهد پرداخت در شرایط مقرر، اعتبار اسنادی را به نفع فروشنده ایجاد میکند.
در کنار این ابزارها، روش تامین مالی حسابهای پرداختنی نیز وجود دارد که از نظر سازوکار به فاکتورینگ معکوس نزدیک است؛ در این روش، تامینکننده میتواند پس از تایید بدهی از سوی خریدار، پیش از سررسید به وجه خود دسترسی پیدا کند و خریدار نیز بدهی خود را در سررسید پرداخت میکند.
ابزارهای تامین مالی در ایران و نسبت آنها با SCF
ارزش تامین مالی زنجیره تامین در سه نقطه خود را نشان میدهد: نخست: کاهش فشار سرمایه در گردش. وقتی پرداختها با تاخیر انجام میشود، شرکت برای پرداخت حقوق، خرید مواد اولیه، حملونقل و انجام تعهدات روزمره زیر فشار میرود. تامین مالی زنجیره تامین این فشار را کاهش میدهد.
نقطه دوم: کاهش وابستگی به وثیقه. در اقتصادهای درحال توسعه بسیاری از شرکتها دارایی وثیقهپذیر کافی ندارند. تامین مالی زنجیره تامین بهجای اتکای صرف به وثیقه، اعتبار خریدار را وارد معادله میکند.
سوم: حفظ یا تقویت رابطه با خریداران بزرگ. در بسیاری از صنایع، پرداختهای دیرهنگام خریداران بزرگ به تامینکنندگان کوچک به یک رویه معمول تبدیل شده است. SCF این وضعیت را از یک تهدید نقدینگی به رابطهای قابلمدیریت تبدیل میکند.
حجم بازار جهانی SCF
بازار جهانی SCF در مقیاس بسیار بزرگی فعالیت میکند و باید حجم معاملات آن را از بازار نرمافزارها و پلتفرمهای SCF جدا دید. طبق گزارشها، حجم جهانی معاملات فاکتورینگ معکوس (بهعنوان مهمترین بخش SCF خریدارمحور) در سال 2024 به ۴۶۲/2 تریلیون دلار رسید که نسبت به سال قبل 8 درصد رشد داشت. همچنین منابع درگیر در این معاملات به 942 میلیارد دلار رسید که از رشد 5 درصدی حکایت دارد. این تفکیک مهم است، زیرا در برخی گزارشهای تجاری، اندازه بازار تامین مالی زنجیره تامین فقط بر پایه درآمد شرکتهای فناوری و پلتفرمها سنجیده میشود و درنتیجه، تصویری چند میلیارددلاری از آن به دست میآید. اما وقتی موضوع، خود تامین مالی زنجیره تامین است، باید از بازار تراکنش، نقدینگی و اعتبار سخن گفت، نه صرفا از بازار نرمافزار. از منظر سیاستگذاری و کسبوکار، همین بازار تریلیوندلاری اهمیت اصلی را دارد، چراکه نشان میدهد SCF دیگر یک ابزار حاشیهای نیست، بلکه به بخشی جدی از معماری تامین مالی تجارت جهانی تبدیل شده است.
دلایل رشد این بازار
فشار مزمن بر نقدینگی کسبوکارها و سختتر شدن دسترسی اعتبار سنتی دو عامل رشد این بازار است. عامل دیگر، دیجیتالی شدن فرآیندهای خرید، فاکتورینگ و تایید اسناد. هرچه صورتحسابها، سفارشها و تاییدیهها دیجیتالتر شوند، تامین مالی نیز سریعتر، دقیقتر و کمهزینهتر خواهد شد. اختلالهای زنجیره تامین در سالهای اخیر، از شوکهای ژئوپلیتیک گرفته تا تورم و نوسان نرخ بهره باعث شده شرکتهای بزرگ به SCF علاقهمند شوند؛ این ابزار به آنها امکان میدهد ضمن حفظ نقدینگی و مدیریت بهتر سرمایه در گردش، رابطه با تامینکنندگان را حفظ کنند. به این ترتیب، SCF درعمل به ابزاری برای مدیریت ریسک عملیاتی هم تبدیل شده است.
SCF در مکزیک و برنامه NAFIN
یکی از نمونههای موفق اجرای فاکتورینگ معکوس در مقیاس بزرگ، برنامه Cadenas Productivas متعلق به بانک توسعه دولتی مکزیک (NAFIN: Nacional Financiera) است. این برنامه از سال 2001 راهاندازی شد و بر پایه فاکتورینگ معکوس الکترونیکی عمل میکند. خریداران بزرگ، که میتوانند شرکتهای صنعتی یا نهادهای دولتی باشند، فاکتورهای تامینکنندگان خود را روی پلتفرم NAFIN ثبت و تایید میکنند. سپس تامینکننده (از جمله کسبوکارهای کوچک و متوسط) میتواند آن فاکتور تاییدشده را پیش از سررسید تنزیل کند و زودتر به پول خود برسد.
NAFINبا تکیه بر یک زیرساخت دیجیتال، هم هزینه عملیات را کاهش داد و هم سرعت و شفافیت را افزایش داد. تعداد بسیار زیادی معامله از طریق این برنامه انجام شده و بخش مهمی از آن به بنگاههای کوچک و متوسط اختصاص داشته است. استفاده از فاکتورینگ معکوس در مکزیک با رشد معنادار فروش شرکتها همراه بوده است. موفقیت NAFIN حاصل حضور خریداران معتبر، پلتفرم دیجیتال و چارچوب نهادی حمایتکننده بود.
الزامات توسعه SCF
تامین مالـی زنجیره تامین زمانی اثربخشتر است که در دل یک رابطه تجاری واقعی قرار گرفته باشد. این ابزار برای بنگاهی که صرفا بهدنبال وام ارزان است، لزوما بهترین گزینه نیست؛ اما برای شرکتهایی که در زنجیره تامین یک خریدار بزرگ فعالند، میتواند همان تفاوت تعیینکننده میان رشد و کمبود نقدینگی باشد.
الزام دوم، اهمیت تداوم استفاده است. برخی مطالعات نشان دادهاند اثرات مثبت تامین مالی زنجیره تامین زمانی پایدارتر میشود که بنگاه بهطور مستمر از آن استفاده کند، نه فقط بهصورت مقطعی یا یکباره. به بیان دیگر، SCF باید به بخشی از استراتژی مالی و عملیاتی شرکت تبدیل شود، نه یک درمان موقت.
الزام سوم به فناوری مربوط است که نباید یک لایه تزئینی باشد. در تجربههای موفق، پلتفرم دیجیتال هزینه اعتبارسنجی، تایید اسناد و تسویه را پایین آورده است. هرجا فرآیندها دستی، کند و مبهم باشند، مزیت SCF نیز فرسوده میشود.
در اقتصادی که تورم، نوسان نرخ ارز و محدودیت اعتباری بهطور همزمان وجود دارد، تامین مالی زنجیره تامین میتواند برای شرکتها نقش سپر نقدینگی را بازی کند. البته بهشرط آنکه درست طراحی شود: خریدار معتبر، قرارداد روشن، زیرساخت دیجیتال و نهاد مالی که مدل ریسک را بهدرستی بفهمد. نمونههای موفق نشان میدهند وقتی این اجزا کنار هم قرار بگیرند، تامین مالی زنجیره تامین از یک ابزار مالی فرعی، به یک موتور واقعی رشد تبدیل میشود.