مریم ذوالفقار
رئیس اداره روابط عمومی • بانک خاورمیانه
همایون صنعتیزاده در سال ۱۳۰۳ در شهر تهران به دنیا آمد. پدر او، میرزا عبدالحسین، از تجار نامدار کرمان بود. همایون دوران کودکی خود را در کنار پدربزرگ و مادربزرگش در کرمان گذراند و بسیاری از آموختههای خود را مدیون پدربزرگش بود. تشویقهای او به کتابخوانی سبب شد همایون از همان سالهای ابتدایی زندگی با کتاب مانوس شود و این عادت را تا پایان عمر ادامه دهد.
پس از فوت پدربزرگ، همایون برای ادامه تحصیل به تهران آمد و دوران دبیرستان را در مدرسه البرز گذراند. در سال ۱۳۲۰، همزمان با جنگ جهانی دوم و اشغال ایران، ناچار شد دوباره به کرمان بازگردد. در این دوران، در کنار پدر به تجارت فرش و فیروزه پرداخت. پدرش هر تابستان او را برای شاگردی و کسب تجربه به کتابفروشی در تهران فرستاد؛ جایی که همایون مهارت تایپ، نامهنگاری و آشنایی عملی با دنیای کتاب را فرا گرفت.
در سال ۱۳۳۴، او شعبهای از موسسه فرانکلین را بهطور رسمی در تهران تاسیس کرد. درابتدای فعالیت، ترجمه کتابهای آمریکایی و اروپایی را انجام داد و برای این کار از بهترین مترجمان، کارشناسان و نویسندگان استفاده میکرد. همایون صنعتیزاده از نخستین کسانی بود که در ایران حقکپیرایت را رعایت میکرد و حق ترجمه آثار را به ناشران اصلی پرداخت میکرد؛ کاری که در آن زمان کاملا نو و کمسابقه بود.
در سال ۱۳۳۶، با دریافت وامی از موسسه مرکزی و سازمان خدمات اجتماعی، شرکت سهامی افست را با چهار دستگاه ماشین چاپ و حدود سه میلیون تومان سرمایه تاسیس کرد. تاسیس این شرکت آغاز ورود استانداردهای مدرن چاپ به ایران بود. تا پیش از آن، کتابهای درسی توسط ناشران مختلف و با کیفیتی نامطلوب منتشر میشد، اما صنعتیزاده توانست امتیاز انتشار کتابهای درسی را از دولت دریافت کند و مسیر چاپ آموزشی کشور را سامان دهد.
شرکت سهامی افست طی مدت کوتاهی به یکی از بزرگترین و مجهزترین موسسههای چاپی ایران تبدیل شد. صنعتیزاده علاوه بر مدیریت دقیق و کارآمد، با تربیت نیروهای جوان، دانش فنی چاپ را در کشور گسترش داد.
برای توسعه فعالیتهای فرانکلین، او به بازارهای خارجی وارد شد و با هدف گسترش این موسسه به افغانستان سفر کرد. حدود یک سال بعد، تلگرافی از وزارت معارف افغانستان (وزارت فرهنگ) دریافت کرد که از او برای چاپ کتابهای درسی این کشور دعوت کرده بودند. صنعتیزاده این مسئولیت را پذیرفت.
انتشارات فرانکلین با قراردادی سه میلیوندلاری، حدود ۱۲۰ عنوان کتاب درسی برای افغانستان چاپ کرد و طبق قرارداد ۱۰ ساله، سالانه حدود یک میلیون دلار از این پروژه سود برد.
در همین سالها، او با هدف کاهش قیمت کتاب و گسترش فرهنگ کتابخوانی، ایده چاپ کتابها در "قطع جیبی" را مطرح کرد؛ ابتکاری که با استقبال وسیع مردم روبهرو شد و دسترسی به کتاب را بهطور چشمگیری افزایش داد.
در ادامه، صنعتیزاده توانست در دفتر مرکزی فرانکلین بودجهای حدود ۴۰۰ هزار دلاری از بنیاد فورد برای اجرای یک پروژه بزرگ فرهنگی دریافت کند: تدوین دایرهالمعارف فارسی. مدیریت علمی این پروژه به دکتر غلامحسین مصاحب، ریاضیدان برجسته، سپرده شد. حاصل این تلاش بزرگ، انتشار نخستین جلد دایرهالمعارف در سال ۱۳۴۵ توسط سازمان کتابهای جیبی بود؛ اثری که تا امروز یکی از معتبرترین منابع مرجع زبان فارسی به شمار میآید.
نیاز فراوان به کاغذ با کیفیت، صنعتیزاده را به تحقیق درباره مواد اولیه تولید کاغذ واداشت. او به این نتیجه رسید که تفاله نیشکر یا "باگاس" میتواند ماده مناسبی برای تولید کاغذ باشد؛ بهدنبال این تحقیق، با سرمایهای حدود ۴۰۰ میلیون تومان، کارخانه کاغذسازی پارس را در هفتتپه خوزستان تاسیس کرد و مدیریت این کارخانه نیز برعهده خود صنعتیزاده بود.
با وجود موفقیتهای بزرگ، او در اوایل دهه ۱۳۵۰ بهدلیل اختلافات مدیریتی از موسسه فرانکلین، شرکت افست و کارخانه پارس کنارهگیری کرد، اما این کنارهگیری پایان فعالیتهای او نبود.
در سالهای بعد، صنعتیزاده در احیای شرکت رطب زهره، راهاندازی تاسیسات کشت مروارید و توسعه و تکمیل پروژه ساختمانی خزرشهر در مازندران نقش مهمی ایفا کرد.
در سال ۱۳۶۷، بر اساس تحقیقات علمی خود، متوجه شد که گل محمدی منطقه لالهزار کرمان عطری بسیار قویتر و خالصتر از سایر نقاط ایران دارد. او زمینهایی را در لالهزار خریداری کرد و دستگاههای مدرن گلابگیری را از آلمان وارد کرد. نتیجه این تلاشها تولید گلاب و اسانسهایی باکیفیت بود که علاوه بر بازار داخلی، به کشورهای حوزه خلیج فارس و اروپا نیز صادر میشد.
همایون صنعتیزاده تا آخرین سالهای عمر، فعال، سازنده و خستگیناپذیر بود. او هر جا کمبودی میدید، راهحلی مییافت و پروژهای تازه آغاز میکرد؛ از صنعت چاپ و نشر گرفته تا کشاورزی و صادرات.
این مرد تلاشگر سرانجام در شهریور ۱۳۸۸، در سن ۸۵ سالگی درگذشت و در لالهزار کرمان، در کنار همسرش، به خاک سپرده شد.