آرین آقابیگی
جریانهای فکری بانکداری در جهان
صنعت بانکداری شاهد تغییر و تحولات گستردهای در طول دهههای گذشته بوده است که بر اساس ادبیات موجود در تاریخ تحولات بانکداری، دو جریان فکری اصلی را میتوان در آن یافت. یکی جریان فکریای که به نفی هرگونه دخالت دولت در نظام بانکی میپردازد و به دیدگاه اقتصاد سیاسی بانکداری مشهور است. در مقابل این دیدگاه، جریان فکری توسعهای نه با توجیه دخالت حداکثری دولت، بلکه با ترسیم نقش دولت در نظام بانکی و اثرات آن بر رشد اقتصادی کشورها بر پایه برخی مطالعات آماری از دخالت دولت در نظام بانکی در چارچوبی مشخص دفاع کرده است. در زیر به جزئیات به خطوط فکری موجود در این دو جریان فکری پرداخته میشود.