نشریه آفتاب خاورمیانه

کشتیرانی در تلاطم بازار؛ مدیریت محصول در خدمات مالی

منتشرشده در نشریه شماره ۴۱ آفتاب خاورمیانه - فروردین ۱۴۰۵

1405/01/26

سجاد موفق

کارشناس تحلیل فرآیندها و سیستم بانک خاورمیانه 

 

مدیریت محصول، جایگاه سازمانی آشنایی در شرکت‌های پیشروست و نقشی کلیدی در هماهنگی استراتژی و رفع نیازهای مشتریان ایفا می‌کند. این نقش با تحول دیجیتال، به یکی از ارکان اصلی خلق ارزش در سازمان‌ها تبدیل شده است. در خدمات مالی به‌دلیل پیچیدگی‌های فناورانه، الزامات مقرراتی و تغییر سریع انتظارات مشتریان، مدیریت محصول نقش مهمتری ایفا می‌کند. در این یادداشت، به بررسی جایگاه و کارکرد مدیریت محصول در خدمات مالی می‌پردازیم.

مدیریت محصول چیست؟

مدیریت محصول، یک فرآیند بین‌رشته‌ای است که به توسعه و رشد محصولات کمک می‌کند. مدیران محصول تمامی وظایف ایده‌پردازی تا برنامه‌ریزی خط تولید و ورود محصول به بازار را برعهده دارند. مدیریت محصول ریشه در صنایع مانند خودروسازی و الکترونیک دارد؛ در این صنایع، مدیران محصول نقش کلیدی در طراحی، توسعه و بازاریابی محصولات داشتند و مسئول تعیین ویژگی‌ها، زمان‌بندی عرضه و استراتژی‌های بازاریابی بودند.

با ظهور فناوری‌های دیجیتال در دهه‌های پایانی قرن بیستم، این رشته شکل تازه‌ای به خود گرفت و پلی بین فناوری، کسب‌وکار و نیازهای کاربران شد. استارتاپ‌های فناوری و شرکت‌های نرم‌افزاری، پیشگام به‌کارگیری مدیران محصول دیجیتال شدند. با رشد هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، اینترنت اشیا و تحلیل‌های پیشرفته داده، پیچیدگی محیط‌های کاری به‌شدت افزایش یافته و مدیریت محصول به ابزاری برای افزایش قطعیت و هم‌راستاسازی تصمیم‌های فنی و تجاری تبدیل شده است. این وضعیت، نیاز به نقش‌هایی را تقویت کرده که بتوانند با درک عمیق از فناوری، رفتار مصرف کننده و اقتضائات بازار، محصولات دیجیتالی معنادار و کارآمد طراحی و مدیریت کنند.

مدیریت محصول در صنعت خدمات

ویژگی‌های اصلی بانکداری شناختی عبارتند از فهم رفتار مشتری، خودکارسازی تصمیمات، تعامل هوشمند با مشتری و پیش‌بینی و تحلیل هوشمند مالی. سیستم‌های شناختی با الهام گرفتن از شبکه عصبی طراحی می‌شوند؛ این سیستم‌ها دقیقا مانند انسان عمل می‌کنند. در بانکداری شناختی ورود اطلاعات تنها با وارد کردن داده‌های کاربری نیست و سیستم در این حالت می‌تواند به‌صورت عمیق تحلیل کند و در لحظه تصمیم بگیرد و اجرا کند.

زیرساخت نگهداری و پردازش داده برای سیستم‌های شناختی، معمولا کلان‌داده و دریاچه‌داده است و بانک تنها به پایگاه‌داده خود برای شناخت رفتار مالی اکتفا نمی‌کند و مرتب در پی دسترسی به ‌داده‌های بیشتر جهت شناخت 360 درجه از مشتریان، بازار و رقباست.

سیستم‌های شناختی معمولا مجهز به مدل‌های زبانی بزرگ (LLM) هستند و مشاور‌های آنها می‌توانند با مشتریان صحبت کنند یا براساس سوال و حس نیاز آنها، پیام صوتی و تصویری دهند. ارتباط سیستم‌های شناختی با مشتریان پیش‌فعال (Proactive) است؛ یعنی نیاز را قبل از بیان مشتری شناسایی می‌کنند و خدمات متناسب با نیازها را پیشنهاد می‌دهند.

استراتژی مدیریت محصول در خدمات مالی

بازار مدیریت محصول در خدمات مالی پیچیده و درحال تغییر است؛ مدیر محصول مالی باید همزمان بر سه جبهه مسلط باشد: فناوری، کسب‌وکار پیچیده مالی و مقررات. این سه‌گانه، مرزهای تصمیم‌گیری مدیر محصول را محدود و حساس می‌کند. از تسهیلات مسکن و پرداخت‌های دیجیتال تا بلاکچین و مدیریت ثروت، گستره محصولات آنقدر وسیع است که نقش مدیر محصول در هر حوزه، کاملا متفاوت است.

مدیر محصول مالی، نه‌تنها با تیم فنی، بلکه با واحدهای حقوقی و تطبیق، در تمام مراحل طراحی همکاری می‌کند. این مشارکت، از بازطراحی‌های پرهزینه جلوگیری کرده و تضمین می‌کند که نوآوری‌های دیجیتال، در چارچوب امن قوانین، واقع شوند. مدیریت محصول در خدمات مالی بیش از هر صنعت دیگری به طراحی در محدودیت وابسته است.

تاثیر مدیریت محصول بر سرنوشت محصول

مدیر محصول در بانکداری نوین، در کنار توسعه محصول، باید به تحول دیجیتال، سفر مشتری و تطبیق با قوانین نیز توجه کند. این ترکیب نقش‌ها، مدیریت محصول را از یک وظیفه اجرایی به یک نقش راهبردی ارتقا می‌دهد. همکاری شرکت Meiro با یکی از بزرگترین بانک‌های خرده‌فروشی جنوب شرق آسیا که دارای بیش از ۱,۲۰۰ شعبه و ۱۷,۰۰۰ خودپرداز در اندونزی است، یک نمونه موفق در این زمینه است.

بانک مذکور با دو چالش رقبای چابک در ارائه خدمات هوشمند مالی (FinTech) و تغییر انتظارات مشتریان در مورد سرعت و تجربه یکپارچه در تمام کانال‌ها روبه‌رو بود. داده‌های پراکنده در فرآیندهای مختلف، هویت ناقص مشتریان و ناتوانی در ردیابی سفر مشتری در وب‌سایت و برنامک موبایلی، درک ترجیحات مشتریان و بهینه‌سازی تجربه آنان را غیرممکن کرده بود. الزامات مقررات داده و امنیت، به‌ویژه نگهداری داده‌ها در داخل اندونزی، راهکارهای فناورانه را دشوار کرده بود.

مدیر محصول Meiro این چالش‌ها را با میزبانی امن و مطابق با مقررات، دید یکپارچه از مشتری، هویت‌یابی و شخصی‌سازی هوشمند به فرصت تبدیل کرد. در مرحله اجرا، مدیر محصول نقش راهبردی خود را نشان داد و با همکاری تیم‌های مختلف، اطمینان حاصل کرد که راهکار‌های پیاده‌سازی‌شده کارآمد، مقرون‌به‌صرفه و مطابق با مقررات باشند.

مدیر محصول این بانک با هماهنگی بین ذینفعان، اطمینان از تطبیق با مقررات محلی و خلق تجربیات مشتری‌محور، نه تنها چالش‌های فنی را حل کرد، بلکه زمینه‌ساز تحول استراتژیک بانک در عصر دیجیتال شد. مدیر محصول به‌عنوان معمار اصلی تحول دیجیتال عمل کرده و پل ارتباطی حیاتی بین تیم‌های فنی، واحدهای تجاری و قوانین مرجع ناظر شد. او در مواجهه با چالش‌های داده‌های پراکنده، انتظارات جدید مشتریان و رقبای فین‌تک، بین نیازهای کسب‌وکار، قابلیت‌های فنی و چارچوب‌های قانونی توازن ایجاد کرد.

رهبری تحول دیجیتال توسط کوچک‌ترین بانک آمریکا

عملکرد موفق Monesty Bank شاخه دیجیتال و کاملا خودکار بانک کوچک American Commerce، گویای نقش حیاتی این سمت در هدایت پروژه‌های پیچیده‌ است.

مدیر محصول این شرکت باید بین نیازهای کسب‌وکار، قابلیت‌های فنی و محدودیت‌های بودجه توازن ایجاد می‌کرد. یکی از چالش‌برانگیزترین وظایف مدیر محصول در این پروژه، ارزیابی و انتخاب فین‌تک‌ها بود. مدیر محصول باید تشخیص می‌داد که کدام فین‌تک‌ها واقعا قادر به ارائه خدمات ادعاشده هستند و کدام یک تنها در حد شعارند. در این پروژه، مدیر محصول به‌عنوان پل ارتباطی بین فین‌تک‌ها، ارائه‌دهندگان سرویس اصلی، تیم داخلی و واحدهای نظارتی عمل می‌کرد. همانطور که تجربه این بانک نشان داد، اجرای موفقیت‌آمیز پروژه نیازمند "قاطعیت محترمانه" و پیگیری مستمر برای تضمین انجام تعهدات بود.

مدیر محصول Monesty Bank درک کرده بود که یک وبسایت به تنهایی نمی‌تواند وسیله جذب مشتری باشد و باید استراتژی جامعی برای بهینه‌سازی موتورهای جستجو، بازاریابی دیجیتال و ردیابی سفر مشتری طراحی می‌کرد. این نقش فراتر از مسئولیت‌های فنی بوده و نیازمند درک عمیق از رفتار مشتری و روانشناسی خرید بود.

این نمونه نشان می‌دهد که با ایجاد چرخه یادگیرنده مدیریت محصول، حتی کوچک‌ترین شرکت‌ها نیز می‌توانند در عرصه تحول دیجیتال پیشرو باشند و خدمات نوآورانه‌ای ارائه دهند. مدیر محصول در این نقش، نه تنها مسئول اجرای پروژه، بلکه حافظ منافع بانک و تضمین‌کننده موفقیت بلندمدت آن است.

مدیر محصول در قلب تحول بانکداری دیجیتال

داستان موفقیت بانک میزان پاکستان در راه‌اندازی ربات هوشمند بانکی در واتس‌اپ، گویای نقش حیاتی مدیر محصول در هدایت تحول دیجیتال است. مدیر محصول در این پروژه به‌عنوان سفیر مشتری عمل کرد و با درک عمیق از نیازهای مشتریان، به این نکته پی برد که مشتریان در بازارهای نوظهور با چالش‌هایی مانند ساعات کاری محدود شعب، سیستم‌های تلفنی پیچیده و برنامک‌های سنتی با کاربرد دشوار مواجهند. این مدیر محصول با تحلیل دقیق رفتار مشتریان، واتس‌اپ (با میلیون‌ها کاربر) را به‌عنوان پلتفرم اصلی انتخاب کرد.

مدیر محصول در اینجا پل ارتباطی بین نیازهای مشتریان، الزامات بانکداری اسلامی و قابلیت‌های فنی شد. او مطمئن شد که تمام خدمات ارائه‌شده ( از استعلام موجودی تا ثبت شکایت) کاملا مطابق با قوانین باشد؛ همچنین با طراحی تجربه کاربری ساده و تصمیم هوشمند، امکان دسترسی آسان برای مشتریان کم‌تجربه با فناوری را فراهم آورد.

این ابتکار با جذب ۷۰۰ هزار کاربر و کسب رضایت‌سنجی ۹۸ درصدی، موفقیت چشم‌گیری را ثبت کرد. تجربه بانک میزان اثبات می‌کند که مدیر محصول موفق در صنعت بانکداری، رهبری است که می‌تواند فناوری را در خدمت ایجاد ارزش واقعی برای مشتریان قرار دهد. انتخاب پلتفرم، در این پروژه یک تصمیم استراتژیک محصول بود، نه صرفا یک انتخاب فنی.

انقلاب موازی در مدیریت محصول

همزمان با دست و پنجه نرم کردن دنیای خدمات با چرخه سنتی و مدرن، دنیای محصول نیز با بحرانی موازی دست به گریبان است. علائم این بحران به‌طور عجیبی آشنا هستند: تیم‌هایی که به‌خاطر حجم فعالیت و خروجیشان موردتحسین قرار می‌گیرند و نه به‌خاطر ارزش و تاثیری که نتیجه کار آنهاست.

مدیریت محصول ممکن است به تولید بی‌رویه امکانات و قابلیت‌ها تقلیل پیدا کند، درحالی‌که گاه لازم است صرفا ادغام نقشه‌های راه، تمرکز بر ابتکارات تاثیر بالا و تلفیق مدیریت محصول با بازاریابی باشد. "موفقیت کسب‌وکار" که هدف اصلی مدیریت محصول است بخش‌های گوناگون سازمان (شامل استراتژی، بازاریابی، فروش و مهندسی) را به هم متصل می‌کند و اطمینان حاصل می‌کند که عملکردها به سمت یک نتیجه مشترک و قابل‌اندازه‌گیری همسو شده است.

کلمات کلیدی
تدوین گر