منتشرشده در نشریه شماره ۴۲ آفتاب خاورمیانه - تیر ۱۴۰۵
الهه شمس
خبرنگار
هر کجا که ردپایی از قضاوت انسانی در میان باشد، نویز نیز بیشتر از آنچه تصور میکنیم حضور دارد.» این جمله خلاصهای از مسالهای است که نویسندگان کتاب "نویز: خدشهای در قضاوت انسان" دنبال میکنند؛ آنها بهدنبال پاسخ این سوال هستند که زمانی که تصمیمگیریهای مشابه نتایج کاملا متفاوتی ایجاد میکنند، خطا دقیقا کجاست؟ نویسندگان کتاب برای پاسخ به این سوال به سراغ پدیدهای رفتهاند که در ادبیات اقتصاد رفتاری کمتر دیده شده است: "نویز" یا پراکندگی ناخواسته در قضاوتها که در بسیاری از سازمانها به خطاهای پرهزینه منجر میشود.
تصمیمهای مشابه، نتایج متفاوت
اگر چند متخصص بخواهند درباره یک مساله تصمیم بگیرند، نتیجه اغلب متفاوت خواهد بود؛ حتی یک فرد واحد نیز ممکن است بسته به زمان روز، وضعیت روحی یا ترتیب بررسی پروندهها، ارزیابیهای متفاوتی ارائه دهد. این پدیده نویز نامیده میشود و عبارت است از پراکندگی ناخواسته در قضاوتها.
هر قضاوتی درواقع نوعی اندازهگیری است که ممکن است دقت لازم را نداشته باشد. از منظر اقتصادی، چنین اختلافهایی صرفا یک خطای ذهنی نیست و میتواند هزینههای واقعی برای سازمانها ایجاد کند: از تصمیمهای استخدامی نامناسب گرفته تا پیشبینیهای اقتصادی اشتباه و ارزیابیهای نادرست از ریسکهای مالی.
غلبه بر نویز
راهکار کتاب برای غلبه بر مشکل نویز نه حذف قضاوت انسانی، بلکه "مهار و مدیریت نویز" از طریق طراحی دقیقتر سیستمهای تصمیمگیری از طریق مسیر زیر است:
1. اندازهگیری سیستماتیک نویز از طریق مقایسه قضاوتهای متعدد درباره موارد مشابه و شفافکردن میزان پراکندگی تصمیمها.
2. تکیه بر قواعد و مدلهای ساده و ثابت در کنار قضاوت انسان، بهویژه در حوزههایی مانند ارزیابی ریسک، اعطای وام و استخدام.
3. ساختارمند کردن فرآیندهای مصاحبه، ارزیابی عملکرد و پیشبینیهای اقتصادی تا نقش سلیقههای فردی به حداقل برسد.
4. بهکارگیری مجموعهای از رویههای "بهداشت تصمیمگیری" مانند شکستن مسائل پیچیده به اجزای کوچکتر، اتکا به قضاوتهای مستقل چند ارزیاب و به تعویق انداختن حدسهای شهودی تا زمانی که اطلاعات کافی جمعآوری شده باشد.
به باور نویسندگان، این رویکردها در کنار هم میتوانند نویز را در سازمانها از سطح یک "مشکل نامرئی" به سطح یک "مساله قابلمدیریت" برسانند.
سوگیری و نویز؛ دو چهره خطای انسانی
کتاب نویز در بخش اول به تفاوت میان سوگیری و نویز میپردازد و مفهوم "حسابرسی نویز" را بهعنوان ابزاری برای اندازهگیری اختلاف نظر میان تصمیمگیرندگان یک سازمان پیشنهاد میکند. خطای کلی قضاوت از
دو جزء تشکیل میشود: سوگیری بهعنوان "جهتگیری منظم" تصمیمها در یک سمت خطا و نویز بهعنوان "پراکندگی تصادفی و ناخواسته" در اطراف همان میانگین؛ بنابراین حتی اگر میانگین تصمیمها نسبتا بیطرف باشد، وجود نویز بالا میتواند باعث شود نتیجه کلی سیستم همچنان نادقیق و پرهزینه باقی بماند.
حسابرسی نویز فرآیندی است که در آن چند تصمیمگیرنده مستقل، درباره مجموعهای از پروندهها یا موارد مشابه قضاوت میکنند و سپس سازمان با مقایسه این قضاوتها، میزان پراکندگی میان آنها را میسنجد؛ به این ترتیب، نهتنها میانگین تصمیمها (که میتواند نشاندهنده سوگیری باشد) بلکه فاصله و اختلاف میان آنها (که نشاندهنده نویز است) آشکار میشود.
پیشبینیهای اقتصادی؛ انسان یا الگوریتم؟
بخش دوم کتاب با بررسی محدودیتهای شناختی انسانی و خطای اندازهگیری، منشا نویز را بررسی کرده و سپس چارچوبی برای سنجش میزان پراکندگی تصمیمها ارائه میدهد.
در بخش سوم، کتاب به خطاهای آیندهنگرانه (در حوزههایی چون سرمایهگذاری، مدیریت ریسک یا ارزیابی اعتباری) میپردازد.
از روانشناسی تصمیم تا بهداشت تصمیمگیری
بخش چهارم کتاب به بررسی ریشههای روانشناختی پراکندگی در قضاوتها میپردازد و عواملی مانند تفاوت در تجربههای فردی، نحوه ارائه اطلاعات و حتی شرایط محیطی را در شکلگیری این پدیده موثر میداند.
بخش پنجم با بررسی جنبههای عملی موضوع کتاب، پیشنهاد میدهد که سازمانها با طراحی فرآیندهای ساختارمند، دامنه خطا را کاهش دهند. همچنین این بخش به استانداردسازی فرآیندهایی مانند مصاحبه و تعریف معیارهای شفاف ارزیابی برای کاهش وابستگی نتیجه به سلیقه مصاحبهکننده میپردازد
.
آیا حذف کامل نویز ممکن است؟
بخش ششم و پایانی کتاب با عنوان "نویز بهینه" اعتراف میکند که حذف کامل نویز نهتنها پرهزینه، بلکه غیرعملی است و باید سطحی از آن را پذیرفت؛ بهویژه از آن جهت که استانداردسازی بیشازحد در مخالفت با کرامت حرفهای و استقلال تصمیمگیرندگان است. درنتیجه هدف ما باید مدیریت نویز باشد، نه نابودی کامل آن.
مولفان کتاب
دنیل کانمن، روانشناس و اقتصاددان برجسته، در سال ۲۰۰۲ جایزه نوبل اقتصاد را بهدلیل پژوهشهایش درباره قضاوت و تصمیمگیری دریافت کرد. الیویه سیبونی استاد و مشاور حوزه استراتژی و طراحی فرآیندهای تصمیمگیری است که سالها در مککنزی فعالیت داشته و تمرکز او بر بهبود کیفیت تصمیمهای مدیریتی است. کاس آر. سانستین نیز استاد حقوق دانشگاه هاروارد و از چهرههای شناختهشده در سیاستگذاری عمومی و اقتصاد رفتاری به شمار میرود.