نشریه آفتاب خاورمیانه

کارآفرین باشیم یا کارمند؟

منتشرشده در نشریه شماره ۲۰ آفتاب خاورمیانه - آذر ۱۳۹۸

1398/10/08

سیدحمیدرضا سلیمی

کارشناس حواله جات ارزی شرکت خدمات ارزی و صرافی خاورمیانه

 

شاید شما هم با افراد با باهوش و با استعدادی مواجه شده باشید که مدعی‌اند که اگر برای خودم کار کنم چنان خواهم کرد و یا مدام از ایده‌هایی که دارند و فرصت اجرای آن‌ها به دست نیامده می‌گویند.

جمله معروفی هست که می‌گوید: «تا وقتی که کاری را به خوبی انجام می‌دهید، مهم نیست چه کار می‌کنید.» این کاملا غلط است چرا که مهم است چه کاری را انجام می‌دهید و باید به طرز خستگی ناپذیری بر روی چیزهایی که در آن‌ها خوب هستید تمرکز کنید، اما قبل از آن ، باید فکر کنید که آیا این کار در آینده ارزشمند خواهد بود یا نه؟

معنی این حرف در دنیای کسب و کار این است که الزاما نباید شرکت خودتان را تاسیس کنید ، حتی اگر به‌طرز خارق‌العاده‌ای بااستعداد هستید.

این روزها خیلی‌ها در فکر این هستند که کسب و کار و یا شرکت خودشان را راه بیندازند. اما برخی از کسانی که بیشتر از دیگران در راه‌اندازی این مخاطره جدید مردد هستند ، با وجود توانمندی‌های خود ، به این فکر می‌کنند که اگر به بهترین شرکتی که در حال رشد سریع است بپیوندند، ممکن است در آینده چه موفقیت فوق‌العاده‌ای داشته باشند.

به طور مثال در نظر بگیرید که اگر در شرکت خودتان سرمایه‌گذاری کنید می‌توانید 100 درصد سهام را داشته باشید. اما اگر این شرکت شکست بخورد ، شما مالک 100 درصد از هیچ خواهید بود. برعکس تصور کنید ، مالکیت 1 درصد از گوگل چقدر ارزشمند خواهد بود.

پیش از اینکه وارد چالش مطرح شده شویم ، شاید این سوال را به ذهن شما بیاید که کار کردن در یک شرکت کوچک در کجای این چالش قرار می‌گیرد؟

به طور خلاصه شرکت‌های کوچک نه از مزایای شرکت‌های بزرگ برخوردارند و نه جذابیت‌های کسب و کار شخصی را می‌توانند داشته باشند. یک شرکت کوچک گاهی ممکن است همان کسب و کار شخصی باشد با این تفاوت که شما مالک آن نیستید. در این صورت شما کارمند کسب و کاری شده‌اید که مراحل رشد خود را سپری می‌کند و ممکن است هنوز وارد مرحله بلوغ نیز نشده باشد. آینده شغلی مبهم ، پرداخت‌های نامنظم و حداقلی ، حجم کار زیاد و در بعضی مواقع بی‌کاری طولانی ، همه و همه از مخاطرات این نوع فعالیت هستند.

گاهی نیز این شرکت کوچک یک مجموعه سازمان یافته کوچک بلوغ یافته است که بعضا مزایای نسبتا مناسبی نیز برای کارمندان خود در نظر می‌گیرند. در این صورت با اینکه این شرکت‌ها از چابکی بیشتری نسبت به شرکت‌های بزرگی برخوردارند و فعالیت‌های کارمندان آن بیشتر مورد توجه واقع می‌شود ، اما به دلیل اینکه ساختار سازمانی لایه‌های متعددی ندارد و پیشرفت شغلی بخصوصی در انتظار کارمندان نیست، معمولا کارکنان (به‌ویژه کارکنان مستعد و توانمند) مترصد موقعیت‌های بهتری در خارج از این شرکت‌ها هستند و در نتیجه این شرکت‌ها معمولا با خروج منابع انسانی و جذب نیروهای جایگزین مواجهند.

حال توجه داشته باشید زمانی شما که به یک سازمان بزرگ وارد می‌شوید، در حقیقت به یکی از چرخ‌دنده‌های این ماشین بزرگ بدل می‌شوید و به محض اینکه به این سازمان پا می‌گذارید، کار و وظایف شما معین شده و به مرور زمان با مجموعه‌ای که در آن کار می‌کنید آشنا شده و راه پیشرفت را در خواهید یافت. هر چند ممکن است بسیاری از شما چنین محیطی را نپسندید اما کسانی که به دنبال کاری مشخص با محیط ایزوله و ثبات کاری و مسیر مشخصی برای پیشرفت هستند، شرکت‌های بزرگ قالب بهتری برایشان به شمار می‌روند.

 

مزایا و معایب کار کردن در شرکت‌های بزرگ

به طور کلی شرکت‌های بزرگ مزایای شغلی بهتری نظیر بیمه‌ درمان یا بازنشستگی را برای کارکنان خود در نظر گرفته‌اند. البته این موضوع زمانی اهمیت پیدا می‌کند که داشتن مزایای شغلی برای شما مهم باشد.

شرکت‌های بزرگ نیازمند گروه بزرگی از کارکنان در حوزه‌های گوناگون و با مسئولیت‌های متنوع هستند و در حالی که هر یک از پست‌ها تعریف شده است، این امکان وجود دارد که بتوان بدون نیاز به ترک سازمان در بخش‌های دیگری از آن مشغول به کار شده و تغییر کار داد. به طور مثال ، توسعه‌دهندگان می‌توانند به مدیر پروژه تغییر وضعیت دهند، طراحان می‌توانند بازاریاب شوند، یا معاون بخش مرورگرهای وب می‌تواند به عنوان رئیس بخش سیستم‌عامل‌های موبایل مشغول به کار شود. هر چند این کار نیازمند جستجوی کار جدید در درون سازمان است، اما همچنان عضو همان سازمان بزرگ هستید و نیازی به نگرانی از بابت ترک کار نخواهید داشت.

با اینکه هیچ شغلی در هیچ سازمانی دائمی نیست و حفظ و بقای آن شغل به میزان فعالیت و عملکرد خود شخص بستگی دارد، اما می‌توان ادعا کرد که امنیت شغلی در سازمان‌های بزرگ بسیار بالاتر از شرکت‌های کوچک و یا کسب و کارهای شخصی است و امنیت شغلی به اعتقاد بسیاری از روان شناسان صنعتی و سازمانی، یکی از عوامل مهم به وجود آورنده رضایت شغلی است.

یکی از برجسته‌ترین امتیازات کار کردن در شرکت‌های بزرگ ، فرصت و امکان آموزش در زمینه‌های تخصصی است که معمولا توسط سازمان برای کارکنان بخش‌های مختلف فراهم می‌شود. این سازمان‌ها به منظور پوشش تخصص‌های مورد نیاز مجموعه خود ، دوره‌های تخصصی را برای افراد شایسته برگزار می‌کنند و یا اینکه تسهیلاتی را فراهم می‌کنند تا آن‌ها بتوانند در کنار اشتغال به کار، در رشته‌ها و یا دوره‌های حرفه‌ای شرکت کنند و علاوه بر رشد فردی ، نیازهای تخصصی سازمان را نیز برآورده سازند. این کار اگرچه هزینه‌های زیادی را به سازمان وارد می‌کند اما امروزه سازمان‌ها به دید سرمایه‌گذاری به آن نگاه می‌کنند.

در کنار تمام مزایای ذکر شده ، نباید فراموش کنیم که کار کردن برای شرکت‌های بزرگ مشکلات خاص خود را نیز به همراه دارد و همیشه همه چیز بر وفق مراد نیست. به خصوص اینکه اگر برای یکی از چند صد شرکت برتر کشور خود، کار می‌کنید احتمالاً با برخی از این نقاط ضعف مواجه خواهید شد:

بهبود مشکلات احتمالی در برخی قسمت‌های سازمان‌های بزرگ بسیار دیر به وقوع می‌پیوندد. حتی اگر سازمان شما نسبت به پذیرش ایده‌های نو مشتاق باشد (موضوعی که لزوما همیشه درست نیست)، تغییر رویکرد آن مجموعه به راهکاری نوین یا تولید محصولی تازه، احتمالا زمان زیادی می‌برد.

یکی دیگر از مشکلات چنین سازمان‌هایی آن است که موفقیت یا شکست شما می‌تواند تحت تاثیر جایگاه سازمانی و نوع وظایف شما قرار گیرد. یعنی اگر در گروهی کار می‌کنید که کارشان نتیجه بخش نیست، حتی اگر سخت تلاش کنید باز هم کیفیت کار شما پایین می‌آید. این موضوع حتی می‌تواند مانع از پیشرفت شما در شرکت شود و انگیزه‌های شما را کمرنگ کند.

مساله دیگری که در یک سازمان بزرگ با آن روبرو هستید این است که در شرکتی که صدها یا هزاران کارمند دارد، آشنایی با همه‌ آن‌ها غیر ممکن به نظر می‌رسد. و جالب اینکه ممکن است بخشی از کار شما تحت تأثیر شخصی باشد که هرگز او را ندیده‌اید؛ آن شخص در سایه می‌تواند مدیرعامل، مدیر مالی یا واحد حقوقی باشد. از طرف دیگر آن شخص ، کسی است که وظایف شما و نحوه‌ کارکردتان را تعیین می‌کند و باز هم آشنایی یا صحبت با وی کار چندان راحتی نخواهد بود. در این زمینه گرچه شرکت‌های خوب، راهکارهای مناسب برای ارتباط و تعامل درون‌سازمانی خود دارند، به نحوی که می‌توان تمامی نقاط ضعف را به سادگی به تصمیم‌گیران اطلاعات داد، اما کارایی این روش را نیز نمی‌توان تضمین کرد.

 

مزایا و معایب راه‌اندازی کسب و کار خودتان

همان‌طور که در ابتدا اشاره کردیم ، رویای بسیاری از افراد ، نقطه مقابل کار کردن برای یک سازمان و تشکیلات ، یعنی راه‌اندازی یک کسب و کار شخصی جدید و یا یک استارت آپ است. اما سوال اینجاست که آیا همه می‌توانند یک کارآفرین باشند و کسب و کار موفقی را راه بیندازند؟ "کارآفرین موفق می‌تواند به چیزی نگاه کند و در آن فرصتی ببیند، چیزی که من یا شما به‌طور عادی صرفا از کنار آن می‌گذریم. از نظر من این واقعا اعجاب‌آور است." کالین گری.

مزایای متعددی برای شروع یک کسب و کار جدید وجود دارد، اولین مزیت راه‌اندازی یک کسب و کار جدید این است که شما می‌توانید کاری را که همیشه آرزویش را داشتید انجام دهید. مهم نیست آرزویتان چقدر بزرگ بوده باشد ، زمانی که به انجام کار مورد علاقه‌تان مشغول شوید از زندگی خود نهایت لذت را خواهید برد.

هنگامی که برای خودتان کار می‌کنید، ساعات کاری کاملاً در اختیار شماست و شما می‌توانید به هر روشی که برایتان راحت‌تر است برای خود برنامه ریزی کنید. اگر به زود بلند شدن عادت دارید می‌توانید صبح زور کار خود را شروع کنید و یا اگر به بیدار ماندن در شب تمایل دارید، مختارید کار خود را از نیمه روز آغاز کنید. و این یعنی بسته به کسب و کار خودتان پیدا کردن بهترین ساعات کاری‌ که با روش زندگی شما سازگارتر باشد کاملاً در اختیار خودتان است.

زمانی که شما صاحب کسب و کار خود هستید، اداره‌ی تمام امور در دستان شماست. شما می‌توانید با هر روشی که مناسب می‌دانید کارهایتان را اداره کنید. علاوه بر آن قابلیت ایجاد هر نوع محیط کاری را که مناسب با شرایط شماست خواهید داشت. یکی دیگر از بزرگ‌ترین مزیت‌های راه‌اندازی کسب و کار این است که دیگر نگران اخراج شدن و از دست دادن شغلتان نخواهید بود.ممکن است در ابتدای راه‌اندازی کسب و کارتان احتمال شکست زیاد باشد، اما هیچ چیز گران‌بهایی آسان به دست نمی‌آید. وقتی که فعالیت تجاری تازه‌ای را آغاز می‌کنید،

برخلاف شغل‌های سنتی و رایج که در آن برای فرد دیگری کار می‌کنید هیچ محدودیتی برای میزان موفقیت شما وجود ندارد. علاوه بر میزان موفقیت، مقدار درآمد ماهیانه‌ی شما نیز بسته به نوع کسب و کار و میزان تلاش شما افزایش می‌یابد و از پیش تعیین شده نیست.

خیلی از افراد به این دلیل به کسب و کار شخصی روی می‌آورند که فکر می‌کنند اگر برای خود و رسیدن به آرزوهایشان کار ‌کنند و به نتایج و تجربیات منحصر به فردی نیز برسند ، احساس رضایت بیشتری از مسیر زندگی خود خواهند داشت.

با این حال اگر به اطراف خود نگاه کنید، افراد زیادی را نمی‌یابید که حاضر به تحمل سختی‌های کارآفرینی و رویارویی با چالش‌های ایجاد یک کسب و کار جدید باشند. حتی اگر اهداف والا و بلندپروازانه و انگیزه‌ی زیادی برای رسیدن به رؤیاهایتان داشته باشید، باید قبل از هر چیز از مشکلات ایجاد یک کسب و کار آگاه شوید:

راه‌اندازی یک کسب و کار مانند یک شمشیر دو لبه است. با این که ممکن است در نهایت به تحقق رویاهای شما منجر می‌شود، اما باید خود را برای رویارویی با چالش‌های زیادی آماده کنید.

در بیش‌تر موارد کسانی که بر روی کسب و کار خود فعالیت می‌کنند مجبورند گاه تا بیش از ۴۰ ساعت در هفته که ساعت کاری معمولی برای مشاغل سنتی است کار کنند. تبدیل به یک کارآفرین شدن انتخاب مناسبی برای همه‌ی افراد نیست، ولی اگر در تصمیم خود مصمم هستید باید خود را برای ساعات کاری طولانی آماده کنید.

شروع یک کسب و کار به هیچ وجه سرمایه‌گذاری ارزانی نیست. گاهی اوقات ممکن است تا چند ماه درآمدی کسب نکنید، به خصوص در زمان راه‌اندازی و شروع فعالیتتان. قبل از آن که به طور کامل شغل قبلی خود را رها کنید، از طریق جذب سرمایه‌گذار، دریافت وام و یا ایجاد حساب مخصوص برای کارتان منابع مالی کافی برای کسب و کارتان پیدا کنید.

رئیس بودن کار آسانی نیست. باید خود را برای مواجهه با شرایط و تصمیم‌های سخت آماده کنید و در زمان‌های حساس مسئولیت کار را بر عهده بگیرید. این شما هستید که در صورت نارضایتی از کارمندانتان باید آنان را سرزنش کنید و اگر در کار خود مرتکب اشتباهی شدند، خبر اخراجشان را به آنان بدهید.

زمانی که برای ایجاد کسب و کار خود، تمام پول و زمانتان را سرمایه‌گذاری می‌کنید، ممکن است در صورتی که هیچ کس از شما حمایت و پشتیبانی نکند احساس تنهایی و انزوا کنید.

بر اساس آمار، بیش از نیمی از کسب و کارهای جدید در ۵ سال اول فعالیتشان با شکست مواجهه می‌شوند. اگر به دنبال موفقیت در کسب و کار خود هستید، باید به کارتان ایمان داشته باشید و دورنمای کارتان را در نظر بگیرید. افراد موفق پس از چشیدن طعم شکست تسلیم نمی‌شوند، بلکه از اشتباهاتشان درس می‌گیرند و مسیر خود را ادامه می‌دهند. به عنوان صاحب یک کسب و کار، باید هر روز با انگیزه‌ی تمام به دنبال رؤیاهایتان باشید، به خصوص هنگامی که هیچ تضمینی برای موفقیت کسب و کار شما وجود ندارد.

در نهایت انتخاب نوع شرکتی که مایل به همکاری در آن هستید نه تنها به علایق و سلایق شما بلکه گاهی به جبر بیرونی و شرایط مالی و اجتماعی‌تان وابسته است. چه بسا پس از دوره‌ای بی‌کاری طولانی به ناچار هر پیشنهاد همکاری را دریابید.

اما نکته اینجاست که همه ما برای کار در سازمان‌های بزرگ یا برعکس شرکت‌های کوچک با کسب و کار شخصی مناسب نیستیم. شاید لازم باشد با توجه بیشتری به توانایی‌ها و شخصیت خود ابتدا در چند جا کار کنید تا بیشتر با خودتان آشنا شوید. اما فراموش نکنید که زمان برای این تصمیم شما متوقف نخواهد شد.

منابع

1-  مقاله "شرکت‌های بزرگ یا کوچک؛ کار کردن در کدامیک بهتر است؟"- نویسنده: حسین ملک محمدی- اردیبهشت 92

2- کتاب «صفر تا یک» نوشته کارآفرین موفق "پیتر تیل "- ترجمه علی بهزادیان نژاد

کلمات کلیدی