سرمقاله نشریه شماره ۳۷ آفتاب خاورمیانه - اسفند ۱۴۰۳
محسن کریمی
مدیر ارتباطات - بانک خاورمیانه
موضوع اصلی نشست سالانه داووس که در ابتدای سال جاری میلادی برگزار شد، همکاری برای عصر هوشمند بود. مهمترین مباحثی که در این دوره مطرح شد، حفاظت از محیط زیست و سیاره زمین و آینده صنایع و کسبوکارها در عصر هوشمندسازی بود.
یکی از نگرانیهایی که در مورد کشورهای اروپایی مطرح بود، مهاجرت متخصصان و نوآوران حوزه فناوری اطلاعات و همچنین استارتآپها از اروپا به آمریکا بود. مقررات بسیار زیاد و مشکلات بروکراتیک در کشورهای اروپایی از دلایل ترجیح فعالان این حوزهها برای انتقال دانش و تجربه به فضایی مساعدتر عنوان شده است. از سوی دیگر آمریکا با اعمال سیاست مقرراتزدایی و تسهیل فضای کسبوکار بهدنبال جذب سرمایهها، دانش و تجربه فناوری از سایر کشورهاست تا برتری خود را در این زمینه نسبت به کشورهای اروپایی حفظ کند. این روند باعث شده کشورهای اروپایی در زمینه رایانش ابری، رایانش کوانتومی، هوش مصنوعی و خدمات اینترنتی به آمریکا وابسته باشند. با مقایسه بین شرکتهای برتر اروپایی و آمریکایی مشاهده میکنیم، شرکتهای برتر اروپا عموما در حوزه صنایع خودرو و انرژی فعال هستند ولی در آمریکا، شرکتهای هایتک و حوزه فناوری بین ده شرکت اول دیده میشوند.
جذابیت موضوع تحولات بزرگ حوزه فناوری و هوش مصنوعی باعث شده که کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس هم در زمینه توسعه فناوریهای نوین و صنایع وابسته به آن برنامهریزی زیربنایی داشته باشند. در کشورهای امارات متحده عربی، قطر و عربستان شاهد سرمایهگذاریهای بزرگ برای تامین زیرساخت و صنایع وابسته هستیم؛ اقدامهایی مانند توسعه تولید انرژی خورشیدی، پالایش فلزات و احداث مراکز داده عظیم برای فناوریهای هوش مصنوعی و حتی ارائه آزادی فراسرزمینی به شرکتهای بزرگ فناوری اطلاعات از این قبیل هستند.
این تحولات و چشمانداز باعث شده نگاه به سرمایه انسانی متفاوت از گذشته باشد؛ پتانسیل افراد در دنیای هوش مصنوعی از مدرک تحصیلیشان بااهمیتتر شده و تواناییهای آنها در مدیریت بحران و حل مشکلات در اولویت قرار گیرد.
در زمینه مدیریت و رهبری نیز از نگاه ابتدایی به هوش مصنوعی و بحث صرفهجویی و کاهش هزینه عبور کرده و روی این موضوع تمرکز شده که هوش مصنوعی چگونه میتواند به خلاقیت و نوآوری کمک کند.
با توسعه سریع فناوریها، نیمهعمر مهارتها به زیر سه سال رسیده و ماموریت سازمانها ایجاد فرهنگ کسب مهارتهای جدید است تا همراه با این روند، همپای سرعت توسعه حرکت کرده و از سرمایه انسانی خود در برابر تحولات پیش رو محافظت کنند. در این مسیر هوش انسانی و هوش عاطفی اهمیت بیشتری پیدا میکنند تا بتوانند افراد را برای درک و جذب مهارتهای جدید و آموزش مدیران آینده آماده کنند.
تحولات پیش رو مشاغل مختلفی را تحتتاثیر قرار خواهد داد؛ پیشبینی میشود برخی مشاغل ممکن است دچار مشکل شوند و چشمانداز بعضی از مشاغل نیز آینده روبهرشدی را نشان میدهد.
تخصص در زمینه توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، امنیت سایبری، هوش مصنوعی، تحلیل دادهها، طراحی وب، بازاریابی دیجیتال، مربیگری و طراحی آموزش آنلاین و همچنین انرژیهای تجدیدپذیر و کشاورزی هوشمند جزو مشاغل روبهرشد هستند. در سوی دیگر، فعالان بعضی از مشاغل در خطر از دست رفتن فرصت کاری در آینده نزدیک هستند؛ کارمندان خدمات پستی، صندوقداران فروشگاهها، دستیاران اداری، انبارداران و متصدیان موجودی کالا، متصدیان حملونقل و رانندگان وسایل نقلیه عمومی، طراحان گرافیک و همچنین متصدیان و کارمندان بانکها و بیمهها بهدلیل بهکارگیری هوش مصنوعی و خودکارسازی، ریسک از دست رفتن فرصت شغلی را دارند.
در این میان کسانی میتوانند به ادامه حضورشان در دنیای کسبوکار امیدوار باشند که مهارتهای افزودهای کسب کنند؛ مهارتهای کار کردن با ابزارهای دیجیتال و مهارتهای مرتبط با تعامل با هوش مصنوعی جزو الزامهای فضای کاری آینده است. همچنین مهارت کار تیمی، مدیریت پروژه، همکاری در تیمهای دیجیتال و یادگیری مداوم به کارکنان کمک میکند که با تغییرات بازار کار همراه شده و ضمن حفظ موقعیت شغلی خود، فرصتهای بهتری داشته باشند. برای موفق شدن لازم است افراد از چارچوب فضای اداری و کاری خودشان فراتر بروند، با همتایان خود در سایر سازمانها و کسبوکارهای مشابه شبکهسازی کنند و تا جایی که میتوانند، از روندهای بازار و حوزه کسبوکار خودشان اطلاع پیدا کنند.
مدیران نیز نباید خودشان را از این تغییرات (و درواقع الزام به تغییرات) مصون بدانند؛ مدیرانی که علاقه دارند حوزه کاریشان را حفظ کرده و در مسیر پیشرفت باشند لازم است که برای کار کردن با شرایط جدید، مهارتهای مدیریتی جدیدی را کسب کنند. مدیران در ردههای گوناگون باید درک درستی از فناوریهای نوین داشته باشند و با کاربردهای هوش مصنوعی، یادگیری ماشین و خودکارسازی آشنا شوند. همچنین تصمیمگیری دادهمحور یعنی توانایی استفاده از دادهها و تحلیلهای آماری برای تصمیمگیریهای استراتژیک برای مدیران لازم است. مدیران باید قدرت تطابقپذیری برای همراهی با نوآوری دیجیتال و همراهی و هدایت تیمهای مجازی و پروژههای دیجیتال را کسب کنند. با توجه به ورود نسل زد به فضاهای کاری این مدیران باید قابلیت همکاری و ارتباط موثر با نسلهای مختلف و همچنین تیمهای چندتخصصی را بیاموزند. درواقع فراگیری مهارت انعطافپذیری و سازگاری جزو واجبات مدیران برای تعامل در فضای نوین کسبوکار است.