منتشرشده در نشریه شماره ۴۱ آفتاب خاورمیانه - فروردین ۱۴۰۵
محدثه دهباشی
خبرنگار و مترجم فناوری مالی
تصور کنید در سازمانی هستید که هزاران دارایی فیزیکی دارد: شعب، تجهیزات، ناوگان، زیرساختها، مشتریان و فرآیندهایی که هر کدام داده تولید میکنند. این دادهها خاموش و پراکندهاند و اغلب بعد از وقوع بحران از آنها استفاده میشود. حالا یک پرسش ساده اما بنیادین مطرح میشود: اگر همین داراییها میتوانستند پیش از وقوع بحران با شما صحبت کنند، چه میشد؟ اگر ماشینآلات قبل از خرابی هشدار میدادند، زنجیره تامین پیش از اختلال خودش را اصلاح میکرد و رفتار مشتری پیش از تغییر قابلپیشبینی بود؟ اینجا دقیقا نقطهای است که اینترنت اشیا وارد بازی میشود؛ نه بهعنوان یک فناوری پرزرق و برق بلکه بهعنوان لایهای جدید از هوشمندی در مدل اداره کسبوکار.
اینترنت اشیا چیست؟
اینترنت اشیا (IoT: Internet of Things) به شبکه دستگاههای متصل گفته میشود که دادهها را جمعآوری و منتقل میکنند و از آن برای تحلیل و تصمیمگیری استفاده میشود. این شبکه معمولا شامل حسگرها، اتصال شبکه، لایههای پردازش داده و برنامههای کاربردی نهایی است.
اینترنت اشیا تبدیل دنیای فیزیکی به منابع داده زنده، قابلتحلیل و قابلتصمیمسازی است. در دنیای کسبوکار، این قابلیت بهمعنی توانایی برای "پایش و پیشبینی وضعیت داراییها"، "بهینهسازی بهرهوری عملیاتی"، "ساخت مدلهای درآمدی جدید"، "شخصیسازی تجربه مشتری" و "اتخاذ تصمیمهای مبتنیبر داده بدوندرنگ" است.
اینترنت اشیا خود به دو شاخه مصرفکننده محور (مانند دستگاههای هوشمند خانگی) و سازمانی-صنعتی (IIoT:Industrial IoT) که در کسبوکارها بهشکل عملیاتیتر به کار میرود، تقسیم میشود.
اینترنت اشیا در دنیای کسبوکار
اینترنت اشیا به فاصله گرفتن از مدیریت مبتنیبر گزارشهای دیرهنگام و حرکت به سمت مدیریت بدوندرنگ، پیشبینانه و دادهمحور منجر میشود. در سالهای اخیر، شرکتهای پیشرو در عرصههای تولید، خردهفروشی، انرژی، حملونقل و خدمات مالی، اینترنت اشیا را بهمثابه اهرم خلق ارزش اقتصادی به کار گرفتهاند؛ کاهش هزینههای عملیاتی، افزایش بهرهوری داراییها، طراحی تجربههای جدید مشتری و بازتعریف مدلهای درآمدی، از نتایج پیادهسازی موفق اینترنت اشیا هستند.اینترنت اشیا نه بهعنوان یک هزینه فناوری، بلکه سرمایهگذاری روی شفافیت، کنترل و پایداری جریانهای ارزش دیده شده است. اینترنت اشیا در زمینههای گوناگون مانند بهینهسازی نگهداری داراییها (کاهش هزینههای پیشبینینشده) و مدیریت زنجیره تامین
(افزایش دقت در برآورد ریسکهای عملیاتی)، به کسبوکارها کمک کرده است.
یک چارچوب سریع
برای مدیرانی که بهدنبال خلق مزیت رقابتی و بهینهسازی ارزش کسبوکاری هستند، درک نمونههای واقعی اینترنت اشیا، تاثیر اقتصادی و نحوه اجرای استراتژیک این فناوری، ضرورتی استراتژیک دارد.
بخش اول: راهکارهای اینترنت اشیا در بهینهسازی عملیاتی
یک کاربرد مهم اینترنت اشیا در صنایع تولیدی و خدمات متنوع، نگهداری پیشبینیکننده (Predictive Maintenance) است؛ بهکمک حسگرهای متصل به تجهیزات و ماشینآلات، شرکتها میتوانند دادههای واقعی در مورد دما، ارتعاش و سایر پارامترهای عملکردی را به دست آورده و با تحلیل این دادهها قبل از وقوع خرابی، اقدام به تعمیر و نگهداری کنند.
برای مثال شرکتهای بزرگ تولیدی در جهان با بهکارگیری حسگرهای اینترنت اشیا روی توربینها، موتورهای سنگین یا ماشینآلات تولید، زمان خرابی غیرمنتظره را کاهش داده و هزینه نگهداری و توقف تولید را پایین آوردهاند.
بخش دوم: اینترنت اشیا و تجربه مشتری
یکی از مثالهای برجسته بیرونی از حوزه صنعتی کلاسیک، استفاده اینترنت اشیا برای خلق تجربه مشتری متمایز است. شرکت Carnival Cruise Line با راهاندازی پلتفرم OceanMedallion که شامل حسگرها، دستگاههای پوشیدنی (Wearables) و نرمافزارهای تحلیلی است، توانسته تجربه سفر دریایی را به سطحی متفاوت ببرد. این پلتفرم به مسافران امکان میدهد بدون نیاز به کارت یا چمدان، تنها با ابزار پوشیدنی خود در کابین را باز کنند، خدمات در کشتی را بهصورت شخصیسازیشده دریافت کنند و اطلاعات برای بهبود خدمات، ثبت و تحلیل شود.
این تجربه دادهمحور نهتنها رضایت مشتریان را افزایش داد بلکه به Carnival کمک کرد دادههای پنهان را برای خدمات بهتر و درآمد بیشتر، کشف و گردآوری کنند. اینترنت اشیا میتواند از فناوری عملیاتی فراتر رود و به فناوری تجربه مشتری تبدیل شود که یک مزیت رقابتی کلیدی است.
بخش سوم: شهرهای هوشمند و خدمات عمومی
در سطح کلان، شهرهای هوشمند نمونهای از استفاده اینترنت اشیا هستند که فراتر از یک شرکت واحد اعمال میشوند و زیرساختهای عمومی را بهینه میکنند. بارسلونا یکی از پروژههای موفق شهر هوشمند است که با شبکه گسترده حسگرها، اینترنت اشیا را در حوزههای انرژی، آب، حملونقل و مدیریت زباله به کار گرفته است. در این شهر حسگرهای شهری برای پایش مصرف انرژی و آب نصب شدهاند، سیستمهای روشنایی هوشمند بر اساس تردد و الگوهای مصرف تنظیم میشوند و مدیریت مسیرهای جمعآوری زباله بهینهسازی شده است. نتایج این کاربرد عبارت بودند از صرفهجویی در انرژی، بهبود کیفیت خدمات عمومی و افزایش رضایت شهروندان. این نوع پروژهها نشاندهنده پتانسیل اینترنت اشیا در مدیریت منابع و ایجاد مدلهای درآمدی نوآورانه هستند.
بخش چهارم: زنجیره تامین، حملونقل و اینترنت اشیا
اینترنت اشیا یکی از اثرگذارترین حوزهها برای کسبوکارهای بزرگ، زنجیره تامین و حملونقل است. متصل کردن کالاها، وسایل نقلیه و محمولهها از طریق حسگرهای اینترنت اشیا امکان میدهد تا "ردیابی دقیق مسیر کالا"، "پایش وضعیت سلامت محصول در مسیر" و "پیشبینی تاخیرها و بهینهسازی زمانبندی انبارها" انجام شود.
نمونههای صنعتی جهانی نشان دادهاند که چنین راهکارهایی نهتنها هزینههای انبارداری و حملونقل را کاهش داده بلکه شفافیت بیشتری در روابط با مشتری ایجاد میکنند.
اینترنت اشیا در صنعت مالی و بانکداری
در بانکداری کلاسیک، اغلب تصمیمها بر اساس دادههای تاریخی مالی گرفته میشوند: صورتهای مالی، رفتار اعتباری گذشته، گردش حساب و وثایق. اینترنت اشیا یک لایه جدید به این تصویر اضافه میکند: دادههای زنده از دنیای واقعی داراییها و فعالیت اقتصادی.
۱) اعتباردهی مبتنی بر داراییهای متصل
یکی از ملموسترین کاربردهای اینترنت اشیا برای بانکها در حوزه تسهیلات مبتنی بر دارایی است. در اروپا و آمریکای شمالی، بانکها و موسسات مالی که به شرکتهای حملونقل، تولیدی یا کشاورزی تسهیلات میدهند، از حسگرهای اینترنت اشیا روی داراییهای وثیقهای استفاده میکنند؛ مانند ماشینآلات صنعتی، ناوگان حملونقل، تجهیزات کشاورزی و کانتیرها و موجودی انبار.
این حسگرها اطلاعاتی مانند وضعیت فعال یا غیرفعال بودن دارایی، موقعیت مکانی، ساعات کارکرد و سلامت فنی را بهصورت آنی ارسال میکنند. درنتیجه، بانک دیگر فقط به ارزش دفتری وثیقه تکیه نمیکند، بلکه ریسک کاهش ارزش دارایی را زودتر تشخیص میدهد، احتمال انحراف مصرف تسهیلات را کاهش میدهد و میتواند نرخ بهره یا شرایط بازپرداخت را بهصورت پویا تنظیم کند.
۲) مدیریت هوشمند شعب و داراییهای فیزیکی
بانکها خودشان هم دارایی فیزیکی گسترده دارند: شعب، دستگاههای خودپرداز، تجهیزات امنیتی و زیرساختها. چند بانک بزرگ اروپایی (مانند BBVA و ING) در پروژههای Smart Branch از اینترنت اشیا برای پایش مصرف انرژی، کنترل حضور مشتریان، پیشبینی خرابی دستگاههای خودپرداز و بهینهسازی نیروی انسانی شعب استفاده کردند.
بهعنوان مثال، حسگرهای نصبشده روی دستگاههای خودپرداز لرزش غیرعادی، دمای غیرطبیعی و اختلال در قطعات را قبل از خرابی کامل گزارش میکنند.
نتیجه این کار کاهش توقف سرویس (Downtime)، کاهش هزینه تعمیرات اضطراری، افزایش دسترسپذیری خدمات (که بر رضایت مشتری و کارمزد اثر میگذارد) و بهبود جریان درآمد کارمزدی است.
۳) بانکداری شرکتی و پایش زنجیره تامین مشتریان
اینجا یکی از جذابترین نقاط تماس اینترنت اشیا و بانکداری است. بانکهایی که به شرکتهای بزرگ تولیدی یا خردهفروشی تسهیلات سرمایه در گردش میدهند، از دادههای اینترنت اشیا زنجیره تامین مشتری استفاده میکنند. دادههایی مانند سطح موجودی انبار، سرعت گردش کالا، شرایط حملونقل و توقفهای غیرعادی در حملونقل از پلتفرمهای اینترنت اشیا، در اختیار بانک قرار میگیرد.
نتیجه این کار پیشبینی دقیقتر نیاز نقدینگی مشتری، تشخیص زودهنگام اختلال عملیاتی و تنظیم هوشمند خطوط اعتباری کوتاهمدت است و درواقع، بانک به شریک فعال مدیریت نقدینگی تبدیل میشود.
سنجش بازگشت سرمایه (ROI) و چالشهای اجرایی
هرچند اینترنت اشیا فرصتهای هیجانانگیزی ایجاد میکند، ارزیابی ROI و مدیریت چالشهای اجرایی بخش مهمی از تصمیمگیری مدیران است. چالشهای رایج عبارتند از:
• امنیت دادهها: شبکههای اینترنت اشیا در برابر حمله سایبری حساسند.
• پشتیبانی از استانداردها: استانداردهای جهانی در بعضی از حوزهها وجود ندارد.
• هزینههای پیادهسازی اولیه: نصب حسگرها، شبکه ارتباطی و تحلیل دادهها نیازمند سرمایهگذاری است.
اما تجربه جهانی نشان داده است که با طراحی پروژههای آزمایشی (Pilot)، سنجش نتایج در فازهای کنترلشده و بهرهگیری از سازوکارهای تحلیل داده و هوش مصنوعی، میتوان این چالشها را مدیریت کرد و شاهد بهبود عملکرد و کاهش هزینههای چشمگیری بود.
اینترنت اشیا بهمثابه موتور خلق ارزش
اینترنت اشیا بیش از آن که یک فناوری باشد، یک مدل خلق ارزش دیجیتال است: مدلی که از دادههای واقعی و تحلیل بدوندرنگ برای بهبود تصمیمگیری، تجربه مشتری و بهرهوری منابع استفاده میکند. چه در صنایع تولیدی، چه در سفر و گردشگری یا خدمات شهری، نمونههای اینترنت اشیا نشان دادهاند که بهشرط طراحی استراتژیک و توجه به امنیت و وابستگیهای عملیاتی، میتواند مزیت رقابتی زودبازده ایجاد کند. برای مدیران ارشد کسبوکار، درک این واقعیت که اینترنت اشیا دیگر یک ترند فناورانه نیست، بلکه یک الزام عملیاتی و رقابتی است، نخستین گام بهسوی تبدیل سازمان به یک نهاد هوشمند و دادهمحور است.