سرمقاله نشریه شماره 40 آفتاب خاورمیانه - آذر 1404
محسن کریمی
مدیر ارتباطات • بانک خاورمیانه
زمانی را تصور کنید که هوش مصنوعی به درجهای از پیشرفت رسیده است که با استفاده از دادههای موجود و دسترسی به ارتباطات دیجیتال به یک هوش برتر تبدیل شده و براساس منطق ماشین تشخیص میدهد ادامه بقای انسان روی زمین، موجب از بین رفتن محیط زیست و آسیب جدی به طبیعت است. گرچه این موضوع در شرایط فعلی دور از تصور است ولی باید در نظر داشته باشیم که بهزودی انسانها بهحدی به فناوری وابسته میشوند که اگر ماشینها تصمیم بگیرند مسیر خود را بروند، انسانها تقریبا هیچ کنترلی روی آن نخواهند داشت.
ابزارهای دیجیتال و شبکههای اجتماعی و موتورهای جستوجو و همچنین دستیارهای هوش مصنوعی که بهصورت روزمره از آنها استفاده میکنیم به اطلاعات خصوصی ما دسترسی دارند و درصورت استفاده نادرست از این اطلاعات، حریم شخصی افراد در معرض خطر است. با توجه به اتصال ابزارها به شبکههای ارتباطی اینترنت اشیا (IoT) و ادغام ابری دادهها (Cloud Integration) کنترلگری ماشین سادهتر میشود. هرچه بیشتر اشیا به اینترنت متصل میشوند، نقطههای آسیبپذیری (Attack Surface) نیز افزایش مییابد. ماشینها با منطق سرد محاسباتی تصمیمهایی میگیرند که با شیوه تصمیمگیری انسانی متفاوت است و درصورت واگذاری تصمیمگیری به ماشین، آینده هولناکی پیش رو تصور میشود.
گرچه این داستان بیشتر شبیه سناریوی سیاه داستانهای علمی تخیلی است ولی در حال حاضر نیز دغدغه توسعهدهندگان هوش مصنوعی طراحی شیوه صحیح تعامل انسان با ماشین در عصر هوش مصنوعی، با نگاهی به حال، آینده و نیازهای آموزشی بشر برای استفاده آگاهانه و اخلاقی از فناوری است. در مواجهه با هوش مصنوعی پیشرفته، یکی از بزرگترین چالشها این است که چگونه میتوان رفتار یک سیستم خودیادگیرنده را محدود یا جهتدهی کرد؟ زیرا هرچه بیشتر تصمیمگیری، ارتباط و زیرساخت به هوش مصنوعی سپرده شود، ریسک شکست سیستماتیک یا سوءاستفاده جهانی بیشتر میشود.
بهدور از هیجانزدگی فناورانه باید در نظر داشته باشیم که حتی پیشرفتهترین ماشینها، فقط ابزارند و نه جانشین انسان؛ آنها میتوانند تصمیمسازی، تحلیل داده و اتوماسیون را انجام دهند، اما ارزشها، قضاوت اخلاقی، خلاقیت و احساس همدلی هنوز از انسان سرچشمه میگیرد. تصمیمهای نهایی بهویژه در حوزههایی مانند قضاوت، پزشکی، آموزش یا امنیت باید با نظارت انسان باشد.
حال که هوش مصنوعی راه خود را به زندگی انسانها باز کرده و برای آینده حضور فعالتری نیز خواهد داشت لازم است بدانیم این پدیده چگونه کار میکند و چگونه باید از آن استفاده کنیم. هماکنون برخی دانشگاهها مباحث سواد دیجیتال و هوش مصنوعی را بهعنوان مواد درسی تعریف کردهاند. همچنین مباحثی مانند اخلاق فناوری، طراحی مسئولانه، سواد داده و تفکر محاسباتی و ارزیابی انتقادی از نتایج تولیدشده توسط هوش مصنوعی جزو مهارتهایی است که کسب آنها برای همزیستی با ماشین لازم است. ماشینها فاقد اخلاق هستند و براساس داده و دستورات عمل میکنند، اما مسئولیت کامل استفاده از فناوری با انسان است. بنابراین آگاهی اخلاقی در کنار مهارت فنی، بخشی از شایستگیهای کلیدی افراد خواهد بود.
با ظهور هوش مصنوعی نگرانی از حذف افراد و جایگزینی با هوش مصنوعی مطرح شده است ولی بهتر است این نگرانی را به حذف بهدلیل عدمتوانایی به کار کردن با هوش مصنوعی تعدیل کنیم؛ یعنی ناتوانی از بهرهمندی از ماشین برای تقویت توان شناختی و افزایش خلاقیت انسان و توانمندسازی سرمایه انسانی. آموزش تفکر انتقادی دیجیتال باید از سنین پایین آغاز شود، زیرا نسل جدید در محیطی رشد میکند که مرز بین انسان و ماشین روزبهروز مبهمتر میشود. در افق نزدیک تعامل انسان و ماشین از سطح ابزار به سطح همکاری شناختی (Cognitive Collaboration) میرسد و انسانها بهیاری هوش مصنوعی شبکههایی از تصمیمگیری، خلاقیت و نوآوری میسازند. آموزش و بازآموزی مداوم در کنار طراحی چارچوبهای قانونی و اخلاقی در استفاده از هوش مصنوعی با محور قرار دادن انسان در تصمیمگیری، از اولویتهای آمادهسازی برای همزیستی انسان و ماشین در آینده است.
از سوی دیگر در برنامههای یادگیری ماشینها نیز لازم است ارزشها و قضاوتهای انسانی به الگوریتمهای هوش مصنوعی آموزش داده شود تا خروجیهای عادلانه و بهدور از تعصب و پیشداوری تولید شود و یادگیری ماشین در خدمت انسانیت، مسئولانه و اخلاقگرا باشد.
دوران کنونی مرحله گذار است برای بازتعریف رابطه انسان و فناوری. یادگیری دیگر یک فرآیند فردی نیست، بلکه یک مسئولیت مشترک میان انسان و فناوری است که در آن هوش مصنوعی نقش دستیار، همکار و محرک یادگیری انسان را برعهده دارد. با توجه به یادگیری مستمر و سریع ماشین، برای انسانها نیز مرز بین یادگیری و کار از بین رفته است و کار روزمره ذاتا توسعهدهنده است. براساس گزارش مجمع جهانی اقتصاد، ۳۹ درصد از مهارتهای موجود تا سال ۲۰۳۰ متحول یا منسوخ خواهند شد. بنابراین لازم است سازمانها برای توانمندسازی نیروی انسانی ماهر خود استراتژی توسعه بلندمدت، پویا و انطباقپذیر اتخاذ کنند و این پیام را به کارکنان بدهند که ما به توسعه شما اهمیت میدهیم و متعهدیم از هوش مصنوعی برای کمک به شکوفایی شما استفاده کنیم.