نشریه آفتاب خاورمیانه

زیست‌بوم کاروکسب؛ از اوج تا افول برندهای ملی

منتشرشده در نشریه شماره ۳۳ آفتاب خاورمیانه - آذر ۱۴۰۲

1402/10/09

شهاب جوانمردی

نایب رئیس اتاق بازرگانی تهران و مدیرعامل شرکت فناپ

 

افول برندهای ملی بخش خصوصی یکی از اتفاقات مهمی است که در دهه‌های اخیر رخ داده است و از وجوه مختلف می‌توان به این بحث پرداخت. در ابتدا باید یادآور شد که شعارهایی نظیر عدالت و برابری و کاهش فاصله اجتماعی و اقتصادی منجر به مصادره اموال‌ صاحبان سرمایه و کسب‌وکار شد. بدین ترتیب بیشترین فعالان بخش خصوصی در پی از دست دادن دارایی و سرمایه خود یا خانه‌شین شدند یا انتخاب دیگری جز ترک وطن نداشتند. چنین رویکردی نشان‌دهنده آن است که در دهه شصت تئوری خاصی در رابطه با کسب‌وکارها و حمایت از برندهای ملی وجود نداشت و آن‌ها عملا به رسمیت شناخته نشدند. بدین ترتیب صاحبان برند و سرمایه از گردونه اقتصاد خارج شدند.

اگر به قبل‌تر برگردیم، به‌عنوان مثال در دوره‌ی قاجاریه دو بال پرواز حکومت‌ها جامعه علما و تجار بودند. در واقع هر کدام از این اقشار نقش مختص خود را در توسعه مردمی، رفاه اجتماعی و اوج‌گیری برندها و کسب‌وکارها ایفا می‌کردند. رویکردی که دهه‌ها وجود داشت و از دل آن برندهایی نظیر ارج، آزمایش، داروگر، مینو و غیره بیرون آمدند. اما اتفاقی که بعدا رخ داد، مصادره این شرکت‌ها و تضعیف آن‌ها از طریق روی کار آوردن مدیران کم‌تجربه در راس شرکت‌ها بود. گرچه دولت جدید به توسعه کسب‌وکارها علاقه نشان می‌داد، اما درعمل دارایی‌ها تکه‌تکه شده و قدرت چانه‌زنی و بازاریابی گذشته از بین رفت.

از سوی دیگر، با تغییر مدیریت بنگاه‌های تولیدی، قاعدتا دغدغه آن‌ها برای نوگرایی کسب‌وکار در ایران از بین رفت و در چرخه‌ی افول قرار گرفتند. با ادامه این روند، شرکت‌هایی که در دوره اوج خود همگام با فناوری روز جهان محصولات و خدمات جدید به بازار و مردم عرضه می‌کردند و در بازارهای منطقه‌ای و جهانی قدرت چانه‌زنی داشتند، تبدیل به کارخانه‌های معمولی با محصولات کم‌کیفیت و بدون تنوع شدند. در ادامه دیدگاه تاریخی، می‌توان به جنگ تحمیلی در دهه ۶۰ اشاره کرد که آخرین روزنه امید فعالان بخش خصوصی برای بازگشت به روزهای اوج را بست. در این شرایط کارخانه‌ها صرفا به محلی برای تامین نیازهای جاری و روزمره مردم نظیر خوراک، پوشاک یا در بهترین حالت خودرو تبدیل شدند.

صاحبان برندهای ملی و کسب‌وکارهای پررونق به همراه صاحبان سرمایه و صنایع که بیش از یک دهه از اقتصاد رانده شده بودند، پس از جنگ نیز به رسمیت شناخته نشدند. زمانی هم که گفتمان جامعه‌ شمشادی شکل گرفت، بسیاری از صاحبان ثروت و حتی بازاریاب‌ها برای اینکه با برخوردهای نامناسب مواجه نشوند، خود را پنهان کردند. چراکه کارخانه‌ای که راهبرد برون‌گرا داشت، امکان مدیریت و راهبری توسط این افراد نداشت؛ چنانچه این اتفاق رخ می‌داد، نمادی از برتری ثروت شکل می‌گرفت که جامعه نیز سازگاری چندانی با آن نداشت.

گذشته از برندهای ملی فعال در بخش خصوصی، باید یادآور شد صنایع و کسب‌وکارهایی که دستخوش تغییر و تحولات اجباری نشدند هم نتوانستند قدرت بازار و بازاریابی خود را حفظ کنند و با مدیریت دولتی، مسیر افول را در پیش گرفتند.

نکته حائز اهمیت این است که بسیاری از کسب‌وکارها، قبلا به‌صورت کسب‌وکار خانوادگی بودند و از نسلی به نسل بعدی منتقل می‌شدند، اما رفته‌رفته این تعلق خاطر بین‌نسلی هم از بین رفت و این موضوع ضربه دیگری به برندهای ملی وارد کرد.

مدیریت صنایع اصلی که به اختیار دولت درآمد نیز از دانش روز مدیریت کسب‌وکارها دور ماند و زیرساخت‌ها و آماده‌سازی لازم مهیا نشد. در نتیجه ساختارسازی لازم صورت نگرفت و زیرساخت‌های کسب‌وکار در ایران مسیر افول را به‌سرعت پیمود و یک گسست رخ داد.

درنهایت این مجموعه‌ها به فروش رفتند یا به بدترین شکل نام خصوصی‌سازی را روی آن گذاشتند. در این بین دارایی‌های غیرمنقول مانند زمین هم بین وراث تقسیم شد و بسیاری از آن‌ها تغییر کاربری دادند. درنتیجه، این برندها که در بسیاری از کشورها حکم دارایی ملی را پیدا می‌کنند در ایران از محیط سیاسی و اجتماعی پس زده شدند و محیط کسب‌وکار هم دیگر یارای پذیرش‌شان را نداشت. با توجه به چنین رویکردی، طبیعی است که دیگر از قدرت‌نمایی برندهایی نظیر ارج یا مینو خبری نباشد و چند برندی هم که باقی مانده‌اند محکوم به سرنوشتی مشابه شوند.

کلمات کلیدی
تدوین گر