سرمقاله نشریه شماره ۳۸ آفتاب خاورمیانه - خرداد ۱۴۰۴
محسن کریمیمدیر ارتباطات بانک خاورمیانه
کیم استنلی رابینسون رمانی واقعگرایانه و پر از دادههای علمی و اقتصادی دارد بهنام "وزارت آینده"؛ او در این کتاب آیندهای نزدیک را روایت میکند که در آن تغییرات اقلیمی بحرانی جهانی شده و اقتصاد و معیشت مردم را دگرگون کرده است. برای مقابله با این پدیده، نهادی بهنام "وزارت آینده" تشکیل میشود تا راهحلهایی برای بقا و عدالت اقلیمی پیدا کند. در قسمتی از کتاب، "وزیر آینده" به یک اقتصاددان میگوید: «در این شرایط، سرمایهگذاری در صنایع آلاینده بهطور کامل غیرمنطقی است. سیستمهای مالی باید بهسمت پروژههای سبز حرکت کنند. بانکها و نهادهای مالی باید زیرساختهای جدید را تامین مالی کنند.» اقتصاددان پاسخ میدهد: «این برای بسیاری از نهادهای مالی بهویژه بانکهای بزرگ، ریسک زیادی بههمراه خواهد داشت. این تغییرات برای بازارها وحشتناک است. باید بپذیریم که روند انتقال از انرژیهای فسیلی به انرژیهای تجدیدپذیر بهصورت کوتاهمدت سخت خواهد بود». وزیر هشدار میدهد: «اما دیگر چارهای نداریم. اگر میخواهیم از فروپاشی اقلیمی جلوگیری کنیم، باید تمام تمرکزمان را بهسمت تامین مالی پایدار و کاهش کربن بگذاریم.»
در دهههای اخیر، موضوع تغییرات اقلیمی از یک نگرانی صرفا زیستمحیطی به یکی از ریسکهای سیستماتیک در ساختار اقتصاد جهانی تبدیل شده است. صنعت بانکداری نیز بهعنوان یکی از ارکان مهم نظام مالی، در معرض این ریسکها قرار دارد و نمیتواند نسبت به پیامدهای آن بیتفاوت بماند. بانکها نهتنها باید از منظر اقتصادی سودآور باقی بمانند، بلکه باید نقش فعالی در شکلدهی به آیندهای پایدار ایفا کنند.
در کشورهای درگیر بحران اقلیمی مثل ایران، یکی از خطرات روبهافزایش، بحران آب است. کاهش منابع آب تجدیدپذیر، افت شدید سطح آبهای زیرزمینی و خشک شدن دریاچهها و رودخانهها، نهتنها زندگی میلیونها نفر را تهدید میکند، بلکه ریسک جدی برای پروژههای وابسته به منابع آبی مانند کشاورزی، صنایع غذایی و غیره ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، بانکها باید شاخصهای محیطزیستی ازجمله پایداری منابع آب را بهصورت نظاممند در ارزیابیهای اعتباری خود وارد کنند.
افزون بر آن، جنگلزدایی گسترده و نابودی تالابها نیز بهعنوان یکی دیگر از عوامل تشدیدکننده بحران اقلیمی، ریسکی جدی برای نظام مالی محسوب میشود. تخریب جنگلها نهتنها ظرفیت جذب کربن را کاهش میدهد، بلکه موجب افزایش وقوع سیل، نابودی تنوع زیستی و ناپایداری منابع طبیعی میشود. در مناطقی که جنگلزدایی با سرعت بالا در حال انجام است ، پروژههایی که به این پدیده دامن میزنند، میتوانند در آینده با فشارهای قانونی، جریمههای مالی یا حتی ورشکستگی مواجه شوند. از همین رو، بانکها باید پروژههای مرتبط با کاربری اراضی و بهرهبرداری از منابع طبیعی را ازنظر تبعات زیستمحیطی و اجتماعی، بهدقت ارزیابی کنند.
در سالهای اخیر، بانکها در سراسر جهان اقدامهای عملی مهمی برای مقابله با بحرانهای زیستمحیطی و سازگاری با تغییرات اقلیمی انجام دادهاند. این اقدامها هم در سطح راهبردی و سیاستگذاری کلان بودهاند و هم در قالب پروژهها و نوآوریهای عملیاتی.
بانکهایی مانند HSBC، بانک جهانی و سیتیبانک، در صدور و مدیریت اوراق سبز (Green Bonds) مشارکت میکنند. این اوراق برای تامین مالی پروژههایی مثل انرژیهای تجدیدپذیر، حملونقل پاک، بازیافت آب و کاهش انتشار گازهای گلخانهای استفاده میشوند.
بانک مرکزی انگلستان و بانک UBS سوئیس با طراحی مدلهای "آزمون تنش اقلیمی (Climate Stress Testing)" تاثیر سناریوهای اقلیمی را بر سبد وامها و داراییهای خود تحلیل میکنند. هدف این است که بفهمند اگر دما مثلا ۲ درجه بیشتر شود، ارزش داراییها چه تغییری خواهد کرد؟
بانک BNP Paribas و بانک نروژ (DNB) تصمیم گرفتهاند دیگر به صنایعی مانند زغالسنگ، استخراج نفت شیل یا جنگلزدایی تسهیلات ندهند.
گلدمن ساکس، مورگان استنلی و برخی دیگر از بانکهای اروپایی بهطور داوطلبانه یا الزامی به چارچوب "گزارشدهی مالی مرتبط با اقلیم (TCFD)" پایبند شدهاند. این گزارشها بهطور شفاف بیان میکنند که ریسکهای اقلیمی در تصمیمگیری مالی چه نقشی دارند.
برخی بانکها مانند ING، Triodos Bank، بانک توسعه آسیایی (ADB) محصولاتی سبز طراحی کرده و در استراتژی کلان کل مدل کسبوکار خود را حول پایداری بازسازی کردهاند.
بانک توسعه اسلامی (IDB) و بانک توسعه آفریقا (AfDB) در پروژههای مرتبط با مدیریت منابع آب، آبیاری هوشمند، احیای تالابهاو کشاورزی مقاوم به تغییر اقلیم در کشورهای در حال توسعه، سرمایهگذاری کردهاند.
در ایران نیز هرچند هنوز تا شکلگیری ساختارهای نهادینه فاصله داریم، اما نشانههایی از توجه به ریسکهای اقلیمی در برخی بانکهای تجاری و توسعهای دیده میشود. ورود به حوزه بانکداری سبز، طراحی محصولات مالی مرتبط با انرژیهای تجدیدپذیر و بررسی اثرات اقلیمی پروژههای بزرگ عمرانی، میتوانند نقطه شروع حرکت بهسوی سازگاری با واقعیتهای جدید اقلیمی باشد.
بانکها، بهویژه در کشورهای در معرض تنشهای محیط زیستی نظیر ایران، باید درک کنند که سکوت یا تعلل در قبال این ریسکها، هزینههایی بهمراتب سنگینتر از اقدامات پیشگیرانه خواهد داشت. ایجاد سازوکارهای داخلی برای ارزیابی ریسکهای آبوهوایی، آموزش کارکنان در حوزه مالی پایدار، طراحی محصولات مالی سبز و ایجاد خطوط اعتباری تشویقی برای پروژههای سازگار با اقلیم، تنها بخشی از اقداماتی است که میتوانند
بانک را از یک ناظر منفعل به یک بازیگر تحولساز تبدیل کنند.