ریشه را دریاب؛ تاثیر جنگلزدایی بر زیستبوم کشور
منتشرشده در نشریه شماره ۳۷ آفتاب خاورمیانه - اسفند ۱۴۰۳
1403/12/18
نیلوفر منصوری
روزنامهنگار محیط زیست
شنیدن زمزمه باد و برگ، نجوای برخورد قطرات باران، صدای خشخش قدمها و حکایت عشوهگری پرندگان در کنار لمس تنههای درختان پوشیده از خزه و بوی رطوبت جنگل روحی تازه به جان هر انسان میبخشد. اما خوب که دقت کنیم، متوجه ساکت شدن نتهای سمفونی جنگل یکی پس از دیگری خواهیم شد. هیاهوی خودروهای رهاشده در طبیعت با صدای ضبط ماشین و هیاهوی جمعیت، همهچیز را له میکند و گوش کوهستان و جنگل را کر.
وجود ماشینهای شاسی بلند دو دیفرانسیل کافی است تا طبیعتی باقی نماند. وقتی فرقی نکند آن تپهای که قرار است از آن بالا بروند، دارای چه نوع پوشش گیاهی یا جانوری باشد، وقتی راننده موجودات پناه گرفته در دل خاک را له میکند و سینهکش تپه و جنگل را بالا میرود، قیمت لذت بردن فرقی نمیکند. هم فال است و هم تماشا یا بهتر بگوییم که هم لذت است و هم تخریب. پهنههای طبیعت، تا سالهای سال نمیتوانند رد لاستیکهای خودرو را ترمیم کرده و موجودات بومی را که زیر فشار و اصطکاک له شده بودند، برگردانند.
بله، «جنگلهای کشور حال و روز خوشی ندارند» جملهای آشنا که بارها و بارها شنیدهایم و باز هم خواهیم شنید. جنگلهایی با کلکسیونی از مخاطرات که روزبهروز کوچک و کوچکتر میشوند.
پیامدهای نابودی جنگلها
درختان بهنوعی ریسمان نجاتبخش جهان هستند که از بین رفتن آنها پیامدهای جبرانناپذیری برای تمام موجودات زنده روی زمین دارد و عملکرد حیاتی و عادی زمین را به سمت نابودی میکشاند. یکی از پیامدهای نابودی جنگلها، نابودی تنوع زیستی سیاره زمین است که برای گیاهان، جانوران، قارچها و سایر موجودات زنده فاجعهبار خواهد بود. حتی یک درخت تنها در یک منطقه باز میتواند بهعنوان یک آهنربای تنوع زیستی عمل کند و بسیاری از جانداران را جذب کند.
پیامد دیگر جنگلزدایی، کاهش شدید بارندگی است زیرا اقلیم زمین بهسرعت و برای زمانی طولانی دچار تغییرات شدید خواهد شد. درختان بهعنوان پمپهای بیولوژیکی روی چرخههای آب نقش دارند؛ آنها آب را از خاک میگیرند و با تبدیل آن به بخار برای ایجاد ابرهای بارانزا وارد اتمسفر میکنند.
از دیگر عواملی که میتوان به آن اشاره کرد، افزایش سیل و طوفان است، زیرا درختان موانع جریان سریع آب به سمت رودخانهها و دریاچهها هستند و بههمین جهت از جوامع ساحلی در برابر امواج طوفان و سیلاب محافظت میکنند.
فرسایش خاک و شسته شدن شهرها و جزایر از دیگر پیامدهای نابودی جنگلهاست. فرسایش گسترده خاک روی اقیانوسها نیز تاثیرگذار خواهد بود و مرجانهای ساحلی و دیگر زیستگاههای دریایی را از بین خواهد برد.
یکی دیگر از نتایج جنگلزدایی گرم شدن زمین است، زیرا درختان بهعنوان یک خنککننده محلی کار میکنند. سایه درختان با برگهای آن موجب حفظ دمای خاک میشود و از انعکاس گرما جلوگیری میکند. اگر تمام اثرات خنککنندگی از دست برود، بیشتر مناطقی که پیش از این دارای درخت بودهاند بهسرعت گرمتر خواهند شد.
افزایش گازهای گلخانهای پیامد فاجعهبار دیگری است که میتوان به آن اشاره کرد. براساس گزارشی که در ماه اکتبر بهوسیله هیات بیندولتی تغییرات اقلیمی(IPCC) منتشر شد، در حال حاضر 13 درصد از انتشار جهانی کربن ناشی از جنگلزدایی بوده و بهطور کلی تغییر کاربری زمین مسئول 23 درصد از انتشارات کربنی است.
گذشته از تمام موارد ذکر شده، با نابودی جنگلها بیماریهای بیشماری گسترش مییابد و میتواند مواجهه انسان با عفونتهای مشترک با حیوان مانند ابولا، ویروس نیل غربی و نیز بیماریهایی مانند مالاریا و تب دنگی که بهوسیله پشهها منتشر میشوند را بهطور موقت افزایش دهد.
انسان در جهانی بدون درخت، شرایط سختتری برای زنده ماندن دارد. در این دنیا سبک زندگی کاملا تغییر میکند و جمعیت قابلتوجهی از انسانها در اثر گرسنگی، گرما، خشکسالی و سیلاب از بین خواهند رفت. فارغ از آن که انسان چگونه میتواند در جهانی بدون جنگل زیست کند قطعا نوع زندگی در آن سیاره، با زندگی کنونی ما تفاوتهای بنیادین خواهد داشت.
وضعیت جنگلهای کشور
در نشریه سال 1320 سازمان جنگلها، مساحت جنگلهای کشور نزدیک به 19 میلیون هکتار تخمین زده شده بود که امروزه حدود 17.5 میلیون هکتار از آن باقی مانده که شامل جنگل طبیعی، اراضی جنگلی، بیشهزار طبیعی و جنگلهای دستکاشت است. جنگلهایی که در سال 1398 بهعنوان دومین میراث طبیعی ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. بهگفته کارشناسان محیط زیست، سالانه حداقل 25 هزار هکتار از این جنگلها نابود میشود. صحت گفته آنان نیز خبری است که مسعود مولانا، عضو شورای هماهنگی محیط زیست و منابع طبیعی آن را بیان کرده است: «از سه میلیون و 600 هزار هکتار مساحت جنگلهای شمال کشور اکنون تنها یک میلیون و 800 هزار هکتار باقی مانده که 90 درصد آن نیز از حالت پایدار خارج شده است.»
بهعنوان یک نمونه مرگ جنگل در ایران، میتوان به وضعیت جنگلهای هیرکانی اشاره کرد. این جنگلها بازمانده 25 میلیون ساله تاریخ جهان است که در شمال ایران باقی ماندهاند؛ جنگلهایی که بهگفته کارشناسان و فعالان محیط زیست، بیشتر از 50 سال آینده جان ندارند. این جنگلها نوار باریکی در جنوب دریای خزر هستند که در تراز منفی 26 متر پایینتر از سطح دریا تا 2800 متر مرز جنگلها قرار دارند. جنگلهایی که بهواسطه توسعه انسانی، خالی از پاییندست شده و در بخش بالادست هم بهمیزان زیادی تخریب شدهاند.
دلایل جنگلزدایی
دلایل زیاد و متنوعی برای احوال ناخوش جنگلها وجود دارد که عبارتند از تخریب، تغییر کاربری، استفاده بهعنوان مرکز دپوی زباله، ساخت ویلاهای مسکونی، برداشتهای غیرقانونی، چرای بیرویه دام، کشاورزی غیراصولی، قطع درختان و قاچاق چوب، آتشسوزی، سدسازی و طرحهای صنعتی.
کارشناسان همچنین به عوامل طبیعی مانند خشکسالی، یخبندان و سیل در جنگلزدایی اشاره میکنند که همانطور که در این پدیده تاثیر میگذارند، با جنگلزدایی وخامت بیشتری پیدا خواهند کرد.
در سطح مدیریتی نیز موارد زیر بهعنوان عوامل تخریب جنگلها ذکر میشود:
عدماجرای درست و کامل طرحهای مدیریت جنگل، عدماستفاده از نتایج پژوهشهای علمی، عدمجلب مشارکت مردمی در حفاظت و بهرهبرداری از جنگلها، ضعف قوانین در برخورد با متجاوزین به منابع جنگلی و عوامل اقتصادی و نیازهای معیشتی بهرهبرداران.
مرکز پسماندی بهنام جنگل
یکی از تفکرات اشتباه در محیط زیست، جذب شدن زبالهها در جنگل است. جنگلهای زبانبسته بین گردشگران و شهرداریها گیر افتادهاند؛ شهرداریها عمق جنگل را مرکز پسماند میدانند و گردشگران پوست میوهها و دیگر پسماندها را جزو جنگل. بهاعتقاد کارشناسان، جنگلها نیازی به زبالههای تر مردم ندارند، چون آنها بهطور طبیعی این کار را با استفاده از برگریزی انجام میدهند. خاک جنگل آنقدر غنی است که بهصورت مجاز آن را برای مصارف گلخانهها و گلهای زینتی برداشت میکنند، برای همین نیازی به مواد اضافی انسانها ندارد.
کارشناسان محیطزیست از مردم میخواهند زبالههایی که تولید میکنند همراه خود ببرند و ایدهآلترین رفتار بعد از رفتن به جنگل این است که چیزی بهجز ردپای خود را در آنجا نگذارند. عدهای از گردشگران هم وجود دارند که زبالههایشان را بعد از جمعآوری با کیسههای پلاستیکی در جنگلها میگذارند و میروند، انگار منتظر کسی هستند که بعد از رفتنشان بیاید و آنها را جمع کند.
پیامد رها کردن پلاستیک
فقدان قوانین مناسب محیط زیستی در حوزه گردشگری و زیستمحیطی مخاطرات بسیاری برای طبیعت به ارمغان آورده است. براساس تجربیات علمی تجزیه یک لیوان پلاستیکی در طبیعت به 20 سال زمان نیاز است. اما همین پلاستیکهای رهاشده تبدیل به میکروپلاستیک شده و بهواسطه باد و آب میتوانند ذرات خاک، جنگلها و دریاهای ما را آلوده کنند. قسمت ترسناکتر ماجرا اینجاست که آلوده شدن جنگل و دریا موجب آلودگی آبزیان و محصولات کشاورزی شده که درنهایت وارد چرخه غذاییانسانها میشود.
از سوی دیگر کارشناسان معتقدند که دسترسی طبیعتگردان و گردشگران به مناطق جنگلی بکر، برگزاری تورهای گردشگری و رها شدن انبوه زباله بهدلیل نبود ضوابط لازم در این حوزه است. ضمن اینکه ضعف آموزش و اطلاعرسانی در این زمینه به چشم میخورد و فرهنگسازی برای حفاظت از جنگلها، جایگاه پررنگی در کشور ما ندارد.
قاچاقچیان چوب
سالهای سال است که داستان تلخ قطع درختان جنگلی در کشور ما حکایت میشود. حکایتی که دیگر از هشدار هم گذشته و متاسفانه بهدلیل عدمبهروزرسانی و تقویت قوانین، موجب جسورتر شدن قاچاقچیان چوب شده است. سود قاچاق چوب، درمقابل جریمههای بیارزش آنقدر بالاست که نهتنها مانع از بازدارندگی آنان نشده است، بلکه کار به جایی رسیده که نگهبانان جنگلبانی و فعالان محیط زیست را با اسلحههای سرد و گرم تهدید میکنند (فیلمهایی بخشهایی از این اقدامات را میتوانید با جستوجوی هشتگ #جنگلبانی در فضای مجازی ببینید).
متاسفانه در سالهای اخیر قاچاقچیان چوب روشهای مختلفی برای قطع درختان و قاچاق چوب در پیش گرفتهاند که بسیار عجیب است. یکی از روشهای تخریب جنگل بهدنبال قاچاق چوب، «آتش زدن عمدی جنگل» است تا تمرکز نیروهای امدادی را به اطفای حریق مشغول کرده و در نقطهای دیگر چوبهای قطع شده را با خودروی حمل چوب خارج کنند.
یکی دیگر از روشهای قاچاق چوب، «کرتزنی» است که در این روش، آوندهای درختان را از تنه قطع میکنند تا آب و منابع غذایی از ریشه به ساقه و برگها نرسد و درخت آرامآرام خشک شود. درنهایت با «اسیدپاشی» بر تنه درختان، درختانی را خشک و قطعهقطعه میکنند که هرچقدر هم قیمتهای گزافی برای آنها در نظر بگیرند، درمقابل ارزشی که برای مردم این کشور و جهان دارند، رایگان فروختهاند.