منتشرشده در نشریه شماره ۱۳ آفتاب خاورمیانه
محمدمهدی تربتی
مدیر محاسبات فنی و توسعه محصول شرکت بیمه زندگی خاورمیانهدر پاسخ به این پرسش که "بیمه زندگی چیست؟" اگر از تعریفهای کتابی بگذریم، بهطور خلاصه میتوان گفت: "بیمه زندگی داشتن توانایی مالی در بلندمدت است."یعنی این امکان وجود دارد که با دوراندیشی و ایجاد توانایی مالی، در طول بیست یا سی سال آینده از یک سری مشکلات مالی که احتمال دارد بر اثر حوادثی برای یک شخص یا خانواده وی پیش بیاید، جلوگیری کرد.بیمه عمر دو جزء اصلی دارد. "شرط فوت" و "شرط حیات". همچنین در بیمه عمر با سه ریسک طرف هستیم که دو ریسک فوت و بلندمدت زندگی کردن، غیرمالی هستند. ممکن است سوال کنید چرا زندگی بلندمدت هم خود یک ریسک است؟ فرض کنید فردی 95 سال سن دارد. آیا این فرد امکانات مالی تامین هزینههای زندگی را دارد؟ آیا توان حرکت کردن دارد؟برای هر فرد ممکن است اتفاقهایی رخ دهد که برخی تواناییهای قبل از آن اتفاق را از او بگیرد. بروز یک حادثه ممکن است سلامتی یا توانایی مالی شخص را تحت تاثیر قرار دهد.بنابراین دوراندیشی در خرید بیمه عمر عنصر اساسی است. برای روشن شدن این موضوع بهتر است به گذشته نگاه کنیم.اساسا ریسکهای مرتبط با بیمه، ریسکهای میانمدت و بلندمدت هستند. چهار سال پیش نگاهها و افقها کوتاهمدت بودند. بانکها وامهای بلندمدت نمیدادند و بدترین شرایط برای خریدن بیمه عمر بود. شرکتهای بیمه که در بانکها سرمایهگذاری میکردند مردم را برای خریدن بیمه عمر به داشتن این دید کوتاهمدت ترغیب میکردند. بیمهگذاران تشویق میشدند که در قبال خرید بیمهنامه، سودی بگیرند که از سرمایهگذاری به صورت انفرادی در بانکها بیشتر است. این رفتار موجب شد که مردم، یک شرکت بیمه را به جهت میزان سود پرداختی با بانک مقایسه کنند.برای داشتن یک اقتصاد درست باید همه بنگاههای مالی درست کار کنند. بیمه و بانک باید مکمل و در کنار هم باشند ولی شرایطی به وجود آمد که این دو جایگزین هم شدند که با توجه به شرایط اقتصادی کشور در این رقابت برنده بانک است.شرکت بیمه بنگاهی است که خدمات رفاهی- اجتماعی و سرمایهگذاری ارائه میکند. این خدمات رفاهی و اجتماعی در بلندمدت ارائه میشوند. شرکت بیمه برای اینکه بتواند این خدمات را ارائه کند نیاز به سرمایهگذاریهایی دارد که در بلندمدت پاسخگو باشند. با نگاهی به پورتفولیوی شرکتهای بزرگ بیمه جهان میبینیم که بیشترین میزان آن را اوراق قرضه دولتی و شرکتی و سایر اوراق تشکیل داده است. یک مقدار کمی هم در بورس سرمایهگذاری میشود. تقریبا 70 درصد پورتفولیو شرکتهای بیمه در دنیا اوراق مختلف هستند و فقط شش درصد در بازار سهام سرمایهگذاری شده است. شرکت بیمه باید پورتفولیو خود را بهینه کند و منطقا هم همینطور است که این پول جایی برود که ریسک و بازگشت مشخص و قابل اندازهگیریتری داشته باشد. هر چه ریسک بیشتر شود، بازده بیشتر خواهد بود ولی شرکتهای بیمه هم به جز مثلا اوراق قرضه دولتی در سایر اوراقی که سرمایهگذاری میکنند، ریسک بیشتری را میپذیرند.اما در ایران این عوامل وجود ندارند و در بازاری که ماهیت کاریاش بلندمدت است نمیتوانیم دید بلندمدت داشته باشیم. یکی از کارهای ما این است که بتوانیم سرمایهگذاریهایی را که انجام میدهیم توجیهپذیر کنیم. اگر بلندمدت میخواهیم باید برویم در بورس و اوراق. برای مثال مقرراتی که در بورس لندن در مورد حداقل سهام شناور شرکتها وجود دارد سبب میشود که سرمایهگذاریها در این بازار بلندمدت باشند. اگر میخواهیم کوتاهمدت سود کنیم باید ببینیم که در چه بازاری میشود سود کرد. متاسفانه در حال حاضر با توجه به شرایط موجود، داشتن دید بلندمدت در بازار بیمه عمرِ کشور ما سوال برانگیز است. ما باید بتوانیم این مدلِ دیدن را تغییر دهیم.ما نمیتوانیم نسبت به خود و سایرین پیشبینی مناسبی داشته باشیم. مثلا ممکن است بپرسیم آیا این شرکت شما بیست سال بعد هم وجود دارد که پول مرا بدهد؟ متاسفانه مرزبندی مشخصی وجود ندارد که بگوییم واقعا یک شرکت بیمه بیست سال بعد وجود دارد یا نه. شما باید به عملکرد شرکت توجه کنید. مثلا میگویند زمانیکه برخی مدیران به شرکتها میآیند و فقط در فکر دو- سه سال بعدی هستند و نه فکر سی سال بعد، تنها در فکر فروش و افزایش سود هستند و آینده بلندمدت شرکت ممکن است برایشان زیاد مهم نباشد. برای این که مردم بتوانند با شرکتها آشنا شوند، عملکرد مالی شرکتها باید شفاف باشد. این اطلاعات مالی باید به شیوهای ارائه شود که برای همگان قابلفهم باشد. یعنی به میزانی سادهسازی شود که هر فرد عادی آن را متوجه شود.در دنیا محاسبه بیمه عمر چند عنصر دارد. فرمول محاسبه بیمه عمر که از علم اکچوئری ناشی میشود همانی است که در نیویورک و بمبئی و توکیو و لندن استفاده میشود. برند هم در این میان اهمیت زیادی دارد.موضوع ریسک و بازده در کشور ما هنوز جا نیافتاده و یک موضوع مخرب این است که مردم فکر میکنند هر چیز مجانی و رایگانی خوب است. این تفکر با دوراندیشی منافات دارد. اکنون در بازار بیمه ایران شاهد نرخشکنیهایی هستیم که ادامه فعالیت برخی شرکتها را به معجزه شبیه کرده است.بعد از بحران مالی ۲۰۰۷-۲۰۰۸ بسیاری از مردم در آمریکا محصولات بیمه سرمایهگذاری را کمتر خریدند و خرید بیمهنامههای تمام عمر بسیار بالاتر رفت تاحدی که اندازه این دو به هم رسید. این نشان میدهد که مردم در مواجهه با بحران مالی، دوراندیشتر شدند. مثلا اگر فردی فوت میشد بازماندگانش میبایست بخش زیادی از اموالش را بابت پرداخت بدهیها از جمله مالیات بر ارث میفروختند. لذا یکی از کاربردهای بیمهنامه تمامعمر این است که پوشش دهنده مالیات بر ارث باشد. شخص، یک بیمهنامه تمامعمر به میزانی که لازم دارد خریداری میکند تا بتواند مالیات بر ارث را از تعهد بازماندگانش خارج کند. جالب است که بحران باعث شد دیدها بلندمدتتر شوند. اما در ایران که در سالهای ۱۳۹۱-۱۳۹۲ شاهد بحران بودیم، مردم دنبال سودهای بیشتر و سریعتر بودند. اما در آمریکا مردم با خرید بیمه از فکر سرمایهگذاری خارج شده و به فکر حفظ داشتهها افتاده بودند.شما در جوامع پیشرفته میبینید که مردم به این موارد اهمیت میدهند چون میدانند با چه مشکلاتی مواجه خواهند شد. در ایران بدعتهایی گذاشته شده که خارج شدن از آنها سخت است. مثلا ما سود بیریسک از بانکها میخواهیم. در همه دنیا بانکها رتبهبندی میشوند و اگر تعهدهایی را بیشتر از میزانی که باید باشد بپذیرند، جریمه میشوند. مثلا چند سال پیش سیتی گروپ جریمه شد چون نتوانسته بود الزامات بازل 2 را رعایت کند و در نتیجه ارزش سهام آن چهار درصد افت کرد.توانگری مالی در بیمه تقریبا همان کفایت سرمایهای است که در بانکها داریم. شرکت بیمه هم مثل بانک نیاز به نقدینگی دارد. ولی مهمترین مسئله برای بیمه این است که بتواند پولهایی را که وارد شرکت میشوند و باید سرمایهگذاری کنند را با تعهدهایی که دارد، برابر کرده و توانایی پرداخت بدهیهایش را داشته باشد. این موضوع، کار شرکت بیمه را از بانک دقیقتر و پیچیدهتر میکند. شرکت بیمه باید از الگوها و روشهای مختلف برای اندازهگیری سرمایهگذاریها استفاده کند. بیشترین و حرفهایترین این روشها، ارزشگذاری عادلانه سرمایه در شرکتهای بیمه است. BIG DATA به دلیل پیشبینیهای دقیق شرکتهای بیمه بهوجود آمده است و وجود علم اکچوئری به همین علت است. اکچوئری به قیمتگذاری محدود نمیشود و دستورکار متنوعی دارد. سرمایهگذاریها، داراییها، بدهیها و ریسکهای مختلف باید به دقت اندازهگیری شوند. با بررسی همین اندازهگیریهاست که معلوم میشود یک شرکت بیمه بیست سال بعد وجود خواهد داشت یا وجود نخواهد داشت.