هادی عیار
نویسنده نشریه آفتاب خاورمیانه
در روزهایی که میرزا تقیخان امیرکبیر به جرم آبلهکوبی همگانی، تاسیس دارالفنون و اصلاحات اجتماعی به دست علیخان فراش در حمام فین به خون غلتید، دانشمندان اروپایی، ماشین ظرفشویی و آسانسور را اختراع کرده و در حال کار بر روی اجاق الکتریکی، پلهبرقی و جاروبرقی بودند. در حالی که ما با خواندن در مورد آن دوره از تاریخ، خنده تلخی بر لب میآوریم، روزگاری نیز خوانندگان کتابهای تاریخ در مورد روزهای منتهی به چتباتهایی مانند ChatGPT و شعف بشریت از میزان پیشرفت هوش مصنوعی و تاسیس وزارت هوش مصنوعی در کشور همسایه یعنی امارات متحده عربی میخوانند؛ شرح همان روزهایی که کسبوکارها در ایران فقط به دلیل عدم دسترسی به پهنای باند کافی و اسارت در چنگ فیلترینگ همچون برگهای واپسین روزهای پاییزی یکی پس از دیگری بر زمین میافتادند. برگهایی که قرار است این بار با طرحی موسوم به طرح صیانت، نه بهمرور بلکه با یک ضربه تبر و یکباره بر زمین بریزند.
نیازی نیست حتما در هوای اکوسیستم استارتآپی ایران نفس بکشید تا از کمبود (و شاید بهتر است بگوییم نبود) اینترنت به نفستنگی افتاده باشید. هر کاربر معمولی نیز این روزها با یک تراکنش مالی ساده، درخواست تاکسی اینترنتی یا سفارش آنلاین ناقابل به خوبی با وضعیت اسفبار اینترنت آشنا میشود، چه رسد به کسبوکارهایی که نَفْس به وجود آمدن و فعالیت آنها بر بستر اینترنت باشد.
بر این اینترنت نیمبند، تورم، نرخ دلار، تحریمهای بینالمللی و مرغ عزا و عروسی بودن در هر رویدادی را نیز اضافه کنید تا شمایی کلی از حال و روز این روزهای اکوسیستم استارتآپی ایران به دست بیاورید. اکوسیستمی که از ابتدای دهه ۹۰ با چند اسم مطرح آغاز به کار کرد و از گردنههای صعبالعبوری همچون مجوزهای قانونی، رقابت با نمونههای مشابه دولتی، بخشنامههای اقتصادی و در همین اواخر نیز کرونا به سلامت عبور کرد و حتی کمک حال جامعه و حاکمیت در مواردی همچون دوران قرنطینه ناشی از همهگیری کرونا شد (کافی است یک لحظه روزهای قرنطینه را بدون خرید و سفارش آنلاین تصور کنید)؛ اما حالا باغ جوان استارتآپهای کشور، روزهایی را سپری میکند که کسبوکارهای کوچک آن مدتهاست که تعطیل شدهاند، کسبوکارهای متوسط در آستانه ورشکستگی هستند و برندهای مطرح نیز با سیلی تعدیل و خرج انقباضی به حیات خود ادامه میدهند.
خیابانهای شلوغ، بیلبوردهای خلوت
یکی از وجوه بررسی وضعیت کسبوکارها، میزان تبلیغات آنها در بخش آفلاین و آنلاین است. طبق برآوردها، میزان تبلیغات کسبوکارهای استارتآپی در بخش رادیو و تلویزیون، چاپی، سینمایی و محیطی کاهش چشمگیری داشته و در برخی حوزهها به کمتر از نصف رسیده است. در حوزه آنلاین نیز شاهد کاهش حجم و تعداد کمپینهای تبلیغاتی و در برخی موارد، تعدیل نیروهای فعالی در بخش تبلیغات آنلاین بودهایم که به علت توقف یا کاهش فعالیت شبکههای اجتماعی بسیاری از کسبوکارها در ماههای گذشته بوده است.
کاهش تبلیغات، در بیلبوردهای تبلیغاتی سطح شهر نیز قابل درک بوده است؛ در شرایطی که پاییز سال گذشته، با برگزاری جام جهانی ۲۰۲۲ قطر، بستر مناسبی برای تبلیغ کسبوکارها مصادف شد، اما آنچه در سطح شهر مشاهده میشد کسادی محسوس جایگاههای تبلیغات محیطی بود.
برخی کسبوکارهای شناخته شده در چند ماه گذشته با وجود انعقاد قرارداد، بخشی از قراردادهای خود با صداوسیما را فسخ کردند و مشمول پرداخت جریمه آن شدند. در پی این تصمیم، برخی گمانهزنیها در خصوص علت توقف مطرح شده اما علت این تصمیم هرچه باشد، چیزی که قابل کتمان نیست، وضعیت نامناسب کسبوکارها به دلایل مختلف از جمله فیلترینگ و انسداد یکی از مهمترین راههای ارتباطی کسبوکارها با حدود ۵۰ میلیون کاربر فعال در شبکههای اجتماعی بوده است.
در بخش تبلیغات آنلاین نیز اوضاع بر همین منوال بوده است. آمارهای جهانی، حاکی از استقبال روزافزون کسبوکارها به استفاده از تبلیغات آنلاین و افزایش تدریجی بودجه این بخش در سبد مخارج برندهای مطرح و شناخته شده است؛ اما در نیمه دوم سال 1401 به جای افزایش استفاده از این ابزارها در ایران، شاهد تعدیل نیروهای حوزه دیجیتال مارکتینگ، سوشال مدیا، محتوا، سئو و روابط عمومی بودیم.
فیلترینگ بسترهای تجارت الکترونیک، ضربه شدیدی به کسبوکارهای کوچک و متوسط از جمله خردهفروشیهای آنلاین و تبلیغات اینفلوئنسری زده است. بر اساس گزارشها، درآمد جمعیت قابل توجهی که به چند میلیون نفر نیز میرسند، بهصورت مستقیم و غیرمستقیم به اینستاگرام وابسته است؛ بستری که پس از فیسبوک، توییتر و تلگرام، بیتوجه به وابستگی شاغلان مرتبط با آنها به تیر غیب فیلترینگ دچار شد. فیلترینگ این پلتفرم بهصورت محسوس به کاهش درآمد قابل توجه یا حتی بیکاری بسیاری از این فعالان اقتصادی منجر شد و این بیکاری به شیوههای گوناگون فعالیت اکوسیستم استارتآپی را دچار مشکل کرده است.
«فیلترشکن» تنها ایده درآمدزای استارتآپی
با آغاز وقایع چند ماه اخیر، متولیان زیرساختهای ارتباطی کشور عملکرد مثبتی در مدیریت بحرانها نداشتند و حتی گاه با تصمیماتی نسنجیده، خود سنگی تازه در مسیر کسبوکارها قرار دادند. فیلترینگ اینستاگرام، واتساپ، لینکدین، گوگل میت و اسکایپ بهعنوان بسترهایی برای درآمدزایی (هر چند سه مورد آخر بعدارفع فیلتر شدند)، کسبوکارهای کوچک بسیاری را تعطیل کرد. برخوردار نبودن کسبوکارها از یک شبکه اینترنتی با ثبات نیز خدمات ارائهشده از سوی آنها را با مشکلات بسیاری مواجه کرده و بر اساس گزارشهای جهانی، ایران دومین کشور دنیا از لحاظ محدودیت اینترنت در سال ۲۰۲۲ بوده است.
بنا بر اعلام رئیس کمیسیون اقتصاد نوآوری اتاق تهران، 500 تا 700 هزار فروشگاه اینستاگرامی در ماههای ابتدایی فیلترینگ این شبکه اجتماعی بسته شده و قطعی اینترنت، ۸۰ هزار میلیارد تومان به کسبوکارهای فعال در حوزههای مختلف ضرر وارد کرده است. رصدخانه مهاجرت ایران نیز در تحقیقی با جامعه آماری ۶ هزار مدیر ارشد و میانی در بخش خصوصی، گزارش میدهد که بیش از 70٪ مدیران بنگاههای اقتصادی، میل به مهاجرت خود را «زیاد» یا «خیلی زیاد» عنوان کردهاند.
طبق اعلام برخی مدیران کسبوکارهای فعال در بخش دیجیتال در گفتوگو با دیجیاتو، تا آبان ۱۴۰۱، فیلترینگ، اختلال اینترنت و قطعی مقطعی سرویس پیامکی موجب ریزش 64 درصدی تراکنشهای زرینپال، افت 80 درصدی در فاکتورهای مختلف پادرو، افت فروش 50 تا 70 درصدی پلتفرم جریان، کاهش فروش ۳۰ درصدی همراهکارت و کاهش فروش 50 درصدی پلتفرم آنلاین سلامت بقراط شده است.
از سوی دیگر در چند ماه اخیر، تنها شاخص صعودی، فروش و دانلود مربوط به فروشندگان فیلترشکنها و ویپیانهای غیر مجاز بوده و گردش مالی چند هزار میلیارد تومانی در این بخش، فرهنگ لغات سیاسی و اقتصادی کشور را با واژه جدیدی به نام «کاسبان فیلترینگ» مواجه کرده است.
جوان ناکام: اکوسیستم استارتآپی
این روزها، فقط کافی است سری به شبکه اجتماعی لینکدین بزنید تا با حجم بالای نوار سبز در حاشیه عکس نمایه نیروهای متخصص استارتآپها یا پستهای «در جستوجوی کار» آنها مواجه شوید. اکوسیستم استارتآپی که چیزی حدود یک دهه از تولد آن میگذرد و در سالهای اخیر همواره صدای حمایتها، شعارها و تمجیدهای مسئولان دولتی و مجلسی را به گوش شنیده، در چند ماه گذشته با نیمه تاریک اقتصاد ایران یعنی بیثباتی و حتی خلف وعده برخورد داشته است؛ برخوردی که تعدادی را به ورشکستگی، برخی را به اتخاذ سیاستهای انقباضی و گروهی را نیز به مهاجرت خود و ایدههایشان از کشور مجبور ساخته است.
کاهش پهنای باند اینترنت در ماههای گذشته، خسارات مهمی را در زمینههای مختلف اقتصادی از جمله گردش مالی و اشتغال وارد کرده است. برآورد کارشناسان از خسارتی معادل ۱٫۵ میلیون دلار در هر ساعت و هزار میلیارد تومان در هر روز که اینترنت با اختلال یا قطعی مواجه بوده خبر میدهد. در بخش اشتغال نیز میتوان ادعا کرد این موضوع اشتغال بیش از 10 میلیون نفر که در این حوزه فعال هستند یا از آن تاثیر میپذیرند را با مشکل روبرو میکند.
بــررسیهای تکــراسا میگــوید که در سال ۱۴۰۱، حداقل ۴۱۵ هزار کسبوکار مجازی با بازاری معادل بیش از ۶۰ هزار میلیارد تومان در اینستاگرام مشغول به فعالیت بودهاند که سهم قابل توجهی از آنها در حوزه تبلیغات و بازاریابی، تحلیل بازار، دیجیتال مارکتینگ، فروش کالا و خدمات و گردشگری فعالیت میکردند. بر اساس برآوردهای سازمان نظام صنفی رایانهای استان تهران،
ادامه این محدودیتها بر ترکیب فروش از دست رفته و هزینه اضافه شده کسبوکارها، در هر روز حداقل ۵۰ میلیون و حداکثر بیش از ۵۰۰ میلیون تومان خسارت وارد میکند.
ممکن است این اعداد و ارقام برای برخی از بخشهای اقتصاد کشور اعداد بالایی نباشد اما وقتی از اکوسیستم نوپا و بهشدت شکننده استارتآپی کشور سخن میگوییم، این اعداد به سرعت میتواند بر روی این بخش تاثیر قابل ملاحظهای داشته باشد؛ کما اینکه در ماههای ابتدایی نیمه دوم سال ۱۴۰۱، برخی استارتآپهای مطرح در کشور خبر از تعدیل نیرو یا حتی ورشکستگی به دلیل اختلالات ناشی از قطعی اینترنت دادند.
بسیاری از کارآفرینان در ابتدای فعالیت خود، با وعده حمایت، به این حوزه پا گذاشتند و برخی از آنها به موفقیتهای قابل توجهی نیز دست یافتند؛ اما این ماهعسل، بسیار زودتر از آنچه فکرش را میکردند به سر رسیده و این افراد، اکنون تنها میتوانند به دورنمای دودآلود فضای کسبوکار خود بنگرند و همصدا با آن پیر یوش، برای استارتآپ در ابتدای کودکی یا نهایتا جوانی خود مرثیه سر دهند که:
نازک آرای تن ساق گلی
که به جانش کِشتم
و به جان دادمش آب
ایدریغا! به برم میشکند...

منابع
۱- سازمان نظام صنفی رایانهای استان تهران
۲- دیجیاتو
۳- تکراسا فارسی
۴- ماهنامه آبان ۱۴۰۱ زیستبوم خلاق