منتشرشده در نشریه شماره ۴۱ آفتاب خاورمیانه - فروردین ۱۴۰۵
فاطمه رمضانی
کارشناس مالی
در دهههای گذشته، نوآوریهای مالی اغلب حول ابزارهای جدید، نهادهای تازه یا روشهای نوین قیمتگذاری شکل گرفتهاند. اما آنچه امروز تحتعنوان توکنسازی داراییها مطرح میشود، نه صرفا یک ابزار جدید، بلکه بازتعریفی بنیادین از مفهوم دارایی، مالکیت و تامین مالی است. توکنسازی این امکان را فراهم میکند که داراییهای فیزیکی و غیرفیزیکی، از املاک و سهام گرفته تا پروژههای زیرساختی و آثار هنری به واحدهای دیجیتال قابلمعامله تبدیل شوند.
توکن و توکنسازی
توکنسازی به فرآیندی گفته میشود که در آن حقوق مالکیت یا منافع اقتصادی یک دارایی در قالب توکنهای دیجیتال ثبت و منتقل میشود. این توکنها بر بستر فناوری دفترکل توزیعشده ایجاد میشوند که نوعی سیستم ثبت اطلاعات است که در آن دادهها بهجای یک سرور مرکزی، در شبکهای از رایانهها ذخیره میشوند.
"توکنسازی داراییها" (Asset Tokenization) در حال حاضر بیشتر بهمعنای خلق رمزارز جدید برداشت میشود؛ اما توکنها میتوانند سهام یک شرکت، بخشی از یک ملک، حق مشارکت در درآمد یک پروژه یا حتی مالکیت بخشی از یک دارایی فیزیکی باشند. بهعبارت دیگر، توکن نه یک دارایی مستقل، بلکه نمایندهای دیجیتال از یک دارایی واقعی یا قراردادی است.
نیاز تامین مالی به توکنسازی
نظامهای سنتی تامین مالی با چالشهای ساختاری متعددی روبهرو هستند؛ هزینههای بالای واسطهگری، محدودیت دسترسی به سرمایه، نقدشوندگی پایین برخی داراییها و شفافیت ناکافی از این چالشهاست. برخی از کاربردهای توکنسازی در تامین مالی عبارتند از:
1) توکنسازی و دموکراتیزه شدن سرمایهگذاری
یکی از مهمترین پیامدهای توکنسازی، تغییر ترکیب سرمایهگذاران است. در مدلهای سنتی، مشارکت در پروژههای بزرگ زیرساختی، املاک تجاری یا طرحهای انرژی نیازمند سرمایههای کلان و دسترسی به شبکههای خاص بود. توکنها این موانع را تا حدی کاهش میدهند و به سرمایهگذاران کوچک اجازه میدهد در پروژههایی مشارکت کنند
که پیشتر فقط در دسترس بازیگران بزرگ بود. برای نمونه یک پروژه انرژی تجدیدپذیر میتواند از طریق انتشار توکنهای مبتنی بر جریان درآمد آتی خود، منابع مالی جذب کند. هر توکن نماینده سهمی مشخص از درآمد پروژه خواهد بود. سرمایهگذاران خرد، بدون نیاز به خرید کل پروژه یا ورود به ساختارهای پیچیده حقوقی، میتوانند مشارکت داشته باشند. این رویکرد میتواند تامین مالی را از انحصار خارج کند.
برای مثال Hamilton Lane که یک شرکت مدیریت سرمایهگذاری است، بخشی از صندوق اعتباری خصوصی خود را توکنسازی کرد. این کار حداقل سرمایه مورد نیاز برای ورود را از ۵ میلیون دلار به تنها ۲۰ هزار دلار کاهش داد. برج Aspen که یک هتل لوکس در کلرادو است نیز مالکیت خود را با انتشار "Aspen Coin" توکنسازی کرده است. این کار نقدینگی را برای مالکانی که سهم سنتی خود را بهسختی میفروختند، فراهم کرد و یک بازار ثانویه برای آن ایجاد شد.
2) توکنسازی و مدیریت ریسک
یکی از ادعاهای کلیدی حامیان توکنسازی، افزایش شفافیت و کاهش ریسک است. ثبت تمامی تراکنشها در دفترکل توزیعشده، امکان ردیابی مالکیت و جلوگیری از دوبارهفروشی داراییها را فراهم میکند. قراردادهای هوشمند میتوانند اجرای تعهدات را خودکار کنند و خطای انسانی را کاهش دهند.
با این حال، ریسکها صرفا شکل خود را تغییر میدهند. ریسکهای فناورانه، سایبری و عملیاتی جایگزین بخشی از ریسکهای سنتی میشوند. همچنین، در صورتی که توکنها بهدرستی طراحی نشوند یا ارزشگذاری دارایی پایه شفاف نباشد، ریسک سوءتعبیر و سفتهبازی افزایش مییابد.
3. کاهش هزینه تامین مالی با خودکارسازی
کاهش هزینه تامین مالی با حذف یا سادهسازی نقش برخی واسطهها اتفاق میافتد؛ ثبت مالکیت، انتقال حقوق و تسویه معاملات میتواند بهصورت خودکار و مبتنیبر قراردادهای هوشمند انجام شود. فرآیندهای سنتی تامین مالی مانند انتشار اوراق قرضه یا عرضه سهام، مستلزم واسطههای متعدد (مشاوران حقوقی، ضامنها و پردازشگران) و فرآیندهای طولانی است. توکنسازی با استفاده از اوراق بهادار توکنشده، این فرآیندها را دیجیتالی و خودکار میکند. انتشار، فروش، نقلوانتقال و پرداخت سود این اوراق میتواند بر اساس قراردادهای هوشمند انجام شود که هزینه تراکنشها را بهطور قابلتوجهی کاهش و سرعت تامین سرمایه را افزایش میدهد.
بهعنوان نمونه شرکت چوبی Les Constructeurs du Bois که یک شرکت فرانسوی سازنده خانههای چوبی اکولوژیک است، نوعی اوراق قرضه (eNote) بهصورت توکن منتشر کرده است تا سرمایهای برای رشد و تامین مالی پروژههای جدید املاک اکولوژیک جذب کند.
4) تحول در وامدهی مبتنی بر داراییهای توکنشده
توکنسازی میتواند مکانیسمهای وامدهی را متحول کند. بانکها و موسسات مالی میتوانند با استفاده از داراییهای توکنشده بهعنوان وثیقه، فرآیند اعتبارسنجی را تسریع و هزینههای عملیاتی را کاهش دهند. قراردادهای هوشمند میتوانند بهطور خودکار ارزش توکنهای وثیقهشده را رصد کنند و درصورت کاهش ارزش از حد مشخص، درخواست وثیقه تکمیلی یا تسویه بخشی از وام را فعال کنند. این وثیقهگذاری هوشمند ریسک طرف مقابل را کاهش داده و امکان وامدهی با نرخ بهره پایینتر را فراهم میآورد.
آینده تامین مالی: همزیستی یا جایگزینی؟
میتوان پیشبینی کرد که داراییهای توکنشده در کنار ابزارهای سنتی تامین مالی به حیات خود ادامه دهند. در سالهای آینده شاهد مدلهای ترکیبی خواهیم بود؛ جایی که بانکها، بازار سرمایه و پلتفرمهای دیجیتال در کنار هم فعالیت میکنند. توکنسازی تحولی تدریجی خواهد بود و سازمانهایی که زودتر به این تغییر پاسخ دهند، شانس بیشتری برای بهرهبرداری از مزایای آن خواهند داشت.
مدلهای همکاری مانند استفاده از بلاکچین برای ثبت و مدیریت وثیقهها در کنار سیستمهای حسابداری سنتی بانکها، میتوانند مزایای هر دو جهان را ترکیب کنند. این رویکرد تدریجی، مقاومت در برابر تغییر را کاهش داده و امکان یادگیری و تطبیق نهادهای مالی را فراهم میآورد.
پیامدهای نهادی: نقش جدید بانکها و بازار سرمایه
توکنسازی نقش بانکها و بازار سرمایه را دگرگون میکند؛ بانکها از بازیگران وامدهنده به معماران زیرساختهای دیجیتال مالی تبدیل میشوند. نگهداری امن داراییهای دیجیتال، مدیریت ریسک توکنها، ارزیابی پروژهها و طراحی ابزارهای ترکیبی ازجمله نقشهای جدید بانکهاست.
در بازار سرمایه نیز، توکنها میتوانند مکمل ابزارهای موجود باشند. اوراق بهادار توکنشده (Tokenized Securities) این امکان را فراهم میکنند که فرآیند انتشار، معامله و تسویه اوراق با سرعت و شفافیت بیشتری انجام شود. با این حال، این تحول نیازمند بازنگری جدی در مقررات و سازوکارهای نظارتی است.
کاربردهای بالقوه در اقتصادهای در حال توسعه
برای اقتصادهایی که با محدودیت دسترسی به سرمایه بینالمللی مواجهند، توکنسازی میتواند فرصتی دوگانه باشد؛ از یک سو، امکان جذب سرمایه از طریق کانالهای نوین فراهم میشود و از سوی دیگر، متصل نبودن به بازارهای جهانی میتواند اثربخشی این ابزار را کاهش دهد.
در چنین اقتصادهایی، توکنسازی اگر صرفا بهعنوان راهحلی فناورانه دیده شود، به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. موفقیت این ابزارها وابسته به اصلاحات نهادی، اعتمادسازی و همراستایی با سیاستهای کلان اقتصادی است.
برخی از این کشورها، در حال ایجاد پلی میان داراییهای واقعی (مانند فاکتورهای فروش یا داراییهای صنعتی) و سرمایه موجود در اکوسیستم دیفای (مالی غیرمتمرکز) هستند. این کار هزینه تامین مالی برای کسبوکارهای کوچک و متوسط (SME) در این کشورها را کاهش میدهد.
چالش حقوقی و تنظیمگری: نقطه حساس تحول
با وجود مزایای بالقوه، پیادهسازی توکنسازی در وامدهی و وثیقهگذاری با چالشهای زیر همراه است:
• هماهنگی مقرراتی: عدم وضوح مقررات پیرامون ماهیت حقوقی توکنها بهعنوان وثیقه
• امنیت سایبری: ریسک هک و سرقت داراییهای دیجیتال
• نوسانات قیمت: داراییهای توکنشده ممکن است نوسانات قیمتی بالایی داشته باشند که ارزش وثیقه را تحتتاثیر قرار میدهد
• قابلیت همکاری: یکپارچهسازی سیستمهای مبتنی بر بلاکچین با زیرساختهای مالی سنتی
در پاسخ به این چالشها برخی، مانند سوئیس و سنگاپور، تلاش کردهاند چارچوبهای مشخصی برای داراییهای توکنشده تدوین کنند. برخی دیگر رویکردی محتاطانه یا حتی بازدارنده در پیش گرفتهاند. نمونهها نشان میدهد که عدمقطعیت مقرراتی میتواند بزرگترین عامل کندکننده پذیرش توکنسازی باشد.
فرصتی که نیازمند بلوغ است
در جهانی که بهدنبال سرعت، شفافیت و انعطافپذیری بیشتر است، توکنها وعده میدهند شکافهای تاریخی بازارهای مالی را پر کنند؛ شکافهایی میان سرمایهگذاران خرد و کلان، میان داراییهای کمنقدشونده و بازارهای پرنقد و میان نظامهای مالی سنتی و دیجیتال.
داراییهای توکنشده ظرفیت آن را دارند که تامین مالی را شفافتر، دسترسپذیرتر و کارآمدتر کنند. اما این ظرفیت تنها در صورتی محقق میشود که توکنسازی در بستر نهادی مناسب، با مقررات روشن و نگاه واقعگرایانه پیادهسازی شود. آینده تامین مالی نه صرفا دیجیتال، بلکه هوشمند، ترکیبی و مبتنی بر اعتماد خواهد بود؛ و توکنها، اگر درست
به کار گرفته شوند، میتوانند یکی از ستونهای این آینده باشند.