منتشرشده در نشریه شماره ۳۸ آفتاب خاورمیانه - خرداد ۱۴۰۴
مریم علمالهدی
روزنامهنگار اقتصادی
کاهش جمعیت جوان و افزایش سن کار، یکی از دغدغههای دولتها در زمان ماست. ما ایرانیان در چند سال اخیر این مساله را از دولتمردان بسیار شنیدهایم اما این مشکل فقط به کشور ما محدود نبوده و در جهان گسترش پیدا کرده است. در این یادداشت، ضمن بررسی ابعاد و عواقب سالمندی جمعیت جهان به راهکارهای دولتها درقبال آن میپردازیم.
بیم و امید سالمندی جمعیت
بهطور خلاصه دلایل سالمندی جمعیت را در دو دسته میتوان خلاصه کرد:
۱) افزایش امید به زندگی و متوسط طول عمر ۲) کاهش نرخ باروری و تولد
۱) افزایش امید به زندگی
یکی از اصلیترین دلایل سالمندی جمعیت، افزایش متوسط طول عمر با پیشرفتهای پزشکی و بهبود شرایط بهداشتی است. در کنار افزایش پیشگیری و کاهش ابتلا به بیماریها، بسیاری از بیماریها که پیشتر منجر به مرگومیر میشدند، هماکنون قابلدرمان یا حداقل قابلکنترل هستند. براساس آمارهای بانک جهانی امید به زندگی در ایران نیز روند افزایشی داشته و از 40 سال در سال 1339 به حدود 75 سال در سال 1401 رسیده است؛ یعنی در یک دوره حدودا 60 ساله تقریبا 2 برابر شده است.
بررسی هرم جمعیتی نیز نشان میدهد در سال 1401 جمعیت 30 تا 34 ساله بیشترین فراوانی را دارد. این جمعیت که در پایان جوانی و شروع میانسالی هستند در سالهای نهچندان دور، در گروه سالمندان قرار خواهند گرفت.
۲) کاهش نرخ باروری
دیگر عامل موثر بر سالمندی جمعیت، کاهش نرخ باروری باتوجه به عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. شهرنشینی و صنعتیشدن و همچنین افزایش دسترسی به تحصیلات، میانگین سالهای تحصیل را افزایش داده است. بهطور معمول با افزایش آموزش و تحصیلات که بهنوعی سرمایهگذاری در نیروی انسانی تلقی میشود، مشارکت اقتصادی و بهطور خاص، مشارکت اقتصادی زنان افزایش مییابد.
بهدنبال افزایش سطح تحصیلات و مشارکت اقتصادی زنان، ترجیحات آنها درباره ازدواج و فرزندآوری نیز تغییر میکند و این تغییر معمولا بهسمتی است که فرزندآوری را کاهش میدهد. با اینکه در ایران، نرخ مشارکت اقتصادی زنان در مقایسه با متوسطهای جهانی پایینتر است اما در طول زمان، نرخ باروری تقریبا همسو با دیگر نقاط جهان کاهش یافته است.
براساس آمارهای برنامه پیشرفت و توسعه ملل متحد (UNDP) میانگین سالهای تحصیل در ایران در سال 1369 حدود 6 سال و در سال 1401 حدود 11 سال بوده است. میانگین سالهای تحصیل زنان در این دوره از 5 سال به 11 سال رسیده و بیش از 2 برابر شده است.
همچنین نرخ باروری براساس دادههای بانک جهانی از سال 1339 تا 1401 در یک روند نزولی قرار داشته و از 7 به 74/1 رسیده است. نرخ باروری نشان میدهد بهطور متوسط هر زن در طول دوران باروری خود، چند فرزند به دنیا میآورد.
تصویری از یک اقتصاد سالمند
با سالمندی جمعیت و خروج افراد از بازه سنی جمعیت فعال، عرضه نیروی کار کاهش پیدا میکند و بهطور کلی، اقتصاد با کمبود نیروی کار مواجه خواهد شد. بهاینترتیب با کاهش نیروی انسانی بهعنوان یکی از عوامل تولید، رشد اقتصادی کند میشود یا کاهش مییابد.
موسسه مککینزی هشدار میدهد که درصورت تداوم نرخهای پایین باروری و افزایش امید به زندگی، ساختار اقتصادی بسیاری از کشورها با فشارهایی جدی مواجه خواهد شد. با روند کنونی، رشد سالانه تولید ناخالص داخلی سرانه در کشورهای توسعهیافته و چین تا سال ۲۰۵۰ بهطور متوسط 4/0 واحد درصد کاهش خواهد یافت. در برخی کشورها این افت میتواند تا 8/0 واحد درصد نیز برسد.
ساختار سنی جوامع نیز بهشکل قابلتوجهی دگرگون خواهد شد. اگر در گذشته ساختار جمعیت بهصورت هرمی با قاعدهای وسیع از جوانان و قلهای محدود از سالمندان بود، اکنون در حال تبدیل شدن به ساختاری ستونی و حتی شلغمی است که در آن، سهم سالمندان از جوانان بیشتر میشود. در کشورهای موسوم به "موج اول" (شامل اقتصادهای توسعهیافته و چین)، نسبت پشتیبانی که در سال ۱۹۹۷ حدود 4/9 نفر در سن کار به ازای هر سالمند بود، اکنون به 5/6 نفر رسیده است. نسبت پشتیبانی یکی از متغیرهای جمعیتی نظام بازنشستگی است که نسبت شاغلان به بازنشستگان را نشان میدهد. براساس گزارش مککینزی پیشبینی میشود نسبت پشتیبانی تا سال ۲۰۵۰ به حدود ۲ نفر کاهش یابد. این تغییر، بار مالی قابلتوجهی بر دوش نیروی کار باقیمانده بهویژه در حوزههای بازنشستگی، مراقبت بهداشتی و حمایت اجتماعی خواهد گذاشت.
مککینزی پیشبینی میکند تا سال ۲۰۵۰، افراد بالای ۵۰ سال حدود ۳۷ درصد از کل ساعات کاری را در کشورهای موج اول به خود اختصاص دهند؛ این در حالی است که این سهم در سال ۱۹۹۷ فقط ۱۷ درصد بود. این تغییر، بهمعنای ضرورت بازطراحی سیاستهای اشتغال، آموزشهای مهارتی و نیز تعریف مجدد نقش و سن بازنشستگی است.
الگوی مصرف نیز در اقتصادهای سالمند بهطور قابلتوجهی تغییر میکند. برآورد میشود سالمندان تا سال ۲۰۵۰ حدود یکچهارم کل مصرف جهانی را به خود اختصاص دهند. این سهم در کشورهای توسعهیافته به ۳۱ درصد خواهد رسید. افزایش تقاضا برای خدمات سلامت و مراقبتهای خانگی در برابر کاهش مصرف در حوزههایی مانند آموزش و تفریحات جوانان، چالشی دیگر برای سیاستگذاران است که باید ترکیب تولید، واردات و توزیع منابع را متناسب با این الگو بازتنظیم کنند.
در برخی کشورها، سالمندی جمعیت با پدیده کاهش جمعیت نیز همراه شده است. مککینزی هشدار میدهد جمعیت ۲۶ کشور تا پایان قرن، حداقل یکسوم کاهش خواهد یافت. تا آن زمان جمعیت چین، لهستان و کرهجنوبی ممکن است نصف شود. کاهش همزمان نیروی انسانی و افزایش جمعیت وابسته، آینده اقتصاد این کشورها را در بخشهای گوناگون از بازار مسکن گرفته تا سیاستهای رفاهی، مالیاتستانی و آموزش تحتتاثیر قرار خواهد داد.
اکسیر جوانی اقتصاد
کشورهای گوناگون برای مقابله با سالمندی جمعیت به سیاستهای تشویقی فرزندآوری روی آوردهاند که میتواند مالی یا غیرمالی باشد. مواردی همچون حمایتهای مالی و اعطای تسهیلات ازدواج و فرزندآوری در این گروه قرار میگیرند. حمایتهای غیرمالی نیز شامل افزایش طول دوره مرخصی زایمان و مرخصی مشابه برای پدران هستند.
برخی کشورها برای تقویت اثرگذاری سیاستهای تشویقی فرزندآوری، مجموعهای از اقدامات مالی و غیرمالی را در پیش گرفتهاند. دولت مجارستان برای خانوادههایی که فرزند سوم به دنیا میآورند، تا ۳۰ هزار یورو از وام مسکن را مشمول بخشودگی میکند. همچنین مادرانی که چهار فرزند یا بیشتر دارند، معافیت کامل مالیاتی خواهند داشت. از سال ۲۰۲۰، وام بدونبهره ۳۳ هزار یورویی به زوجهای جوان اعطا میشود که درصورت تولد فرزند دوم و سوم، بخش قابلتوجهی از وام بخشوده میشود. مجارستان خدمات درمان ناباروری را نیز بهصورت رایگان ارائه میدهد و دورههای مرخصی زایمان و حمایت از مراقبت از کودکان را نیز گسترش داده است.
در استرالیا سیاستهای حمایتی برای کاهش بار مالی فرزندآوری در نظر گرفته شده است؛ مانند پرداخت کمکهزینه تولد فرزند تا سقف ۵۶۰۰ دلار استرالیا، ۱۸ هفته مرخصی زایمان با حداقل دستمزد، امکان درخواست ساعات کاری انعطافپذیر برای والدین و کمکهزینه مراقبت از کودک تا ۸۵ درصد از هزینهها برای خانوادههای کمدرآمد.
چین که سالها با سیاستهای تکفرزندی برای کنترل جمعیت شناخته میشد، در سالهای اخیر با رشد سریع جمعیت سالمند و کاهش نرخ باروری مواجه شده است. پس از کنار گذاشتن سیاست تکفرزندی، حالا خانوادهها به داشتن دو و سه فرزند تشویق میشوند. اما، بهدلیل فشارهای اقتصادی و اجتماعی، نرخ باروری همچنان پایین باقی مانده است. در پاسخ به این وضعیت، چین مجموعهای از مشوقها را به اجرا گذاشته است. این مشوقها شامل کمکهزینه مالی برای تولد فرزند سوم، افزایش مرخصی زایمان، ارائه وام مسکن و اجاره ترجیحی به خانوادههای دارای چند فرزند است. این سیاستها در گرو تغییرات جدیتری در سبک زندگی شهری، هزینههای آموزش و اشتغال زنان است.
پذیرش سالمندی جمعیت
بهموازات تشویق افزایش جمعیت، دولتها بهطور موقت در حال تلاش برای کنترل تاثیرات اقتصادی کاهش جمعیت هستند. برخی از آنها افزایش سن بازنشستگی را بهعنوان یک اقدام اصلاحی در این زمینه اجرا کردهاند در ایران نیز قانون جدید سن بازنشستگی از سال جاری اجرا خواهد شد که براساس آن، با افزایش دوره بیمهپردازی از 30 به 35 سال سابقه، سن بازنشستگی مردان به 62 و سن بازنشستگی زنان به 55 سال افزایش پیدا کرد.
با این حال برخی از صاحبنظران افزایش سن را نه یک اصلاح اساسی بلکه اقدامی برای به تعویق انداختن چالشهای نظام بازنشستگی میدانند. بهاینترتیب سایر اقداماتی که ناترازی مالی صندوقها را برطرف میکنند را در اولویتهای بالاتری قرار میدهند؛ مواردی همچون تغییر روش تامین مالی نظام بازنشستگی و نیز انتقال به نظام اندوختهگذاری برخی از این اقدامات هستند. در نظام اندوخته، پرداختی کسورات فرد در حساب شخصی او ثبت میشود و میزان اندوخته او به مرور زمان و بهدلیل سرمایهگذاری افزایش مییابد. بنابراین در این نظام تامین مالی بازنشستگی، تغییرات جمعیتی و کاهش ورودی، صندوقها را به چالش نخواهد کشید.
کاهش نیروی کار نیز از سه راهکار قابلجبران است؛ نخست اینکه کشورها بتوانند بهرهوری را بهطور چشمگیری افزایش دهند و دوم اینکه ساعات کاری هفتگی بین یک تا پنج ساعت افزایش یابد. راهکار سوم، جذب مهاجر و نیروی کار خارجی است که با توجه به ساختار اقتصادی و ملاحظات فرهنگی-اجتماعی کشورها در نظر گرفته شود.