منتشرشده در نشریه شماره ۳۵ آفتاب خاورمیانه - تیر ۱۴۰۳
آرین آقابیگی
پژوهشگر اقتصاد بانک خاورمیانه
"گمان نمیکنم که اغراقآمیز باشد اگر بگویم بخش اعظمی از تاریخ، در واقع تاریخ تورمهایی است که دولتها برای بهرهبردن خودشان آنها را به راه انداختند."
تورم یا بهعبارتی افزایش سطح عمومی قیمتها یکی از شاخصهای ارزیابی وضعیت اقتصادی کشورها در سطح کلان و نمایانگر چگونگی تغییرات سطح رفاه خانوارهاست. این شاخص اقتصادی دارای پیوندی عمیق با نظامهای سیاسی است بهنحوی که در کشورهای درگیر، تورم همواره کانون رقابتهای انتخاباتی نمایندگان طیفهای مختلف سیاسی است که درصدد تشکیل دولتند؛ بهبیان دیگر خواه از روی خیرخواهی، خواه بهقصد جلب آرای عمومی، مهار تورم که مترادف با حفظ قدرت خرید پول ملی است، بهعنوان هدف اصلی دولتها در نظر گرفته میشود. نکته بسیار مهم در این است که چرا این امر همواره در حیطه اختیارات دولتها قرار داشته و ریشه آن را در کجا باید دنبال کرد؟
مدیریت پول توسط دولتها
ریشه دخالت دولت در بازار پول که امروزه توسط بانکهای مرکزی کشورها اجرا میشود به دوره معاصر محدود نبوده و دارای سابقهای طولانی است. ضرب انواع سکه توسط دربار پادشاهان و مزایای ناشی از داشتن یک پول واحد و متحدالشکل (که شاید در زمان خود دارای مزایای انکارناپذیر بوده است) بهتدریج دولتها را بهطور تاریخی بهعنوان نهاد انتشار پول ملی بدل کرد و تا به امروز این نهادها از طریق بازوی اجرایی خود در بازار پول (بانکهای مرکزی) سیاستهای پولی را اعمال میکنند. اگرچه میزان استقلال بانکهای مرکزی در کشورهای مختلف متفاوت است اما در نهایت این نهادها از تصمیمات دولت بالادستی خود، مستقل نیستند.
در مخالفت با پذیرش نقش دولت در مدیریت بهعنوان امری بدیهی، جریان فکری بدیع و تجربهنشدهای توسط فردریش هایک در دهه 1970 میلادی سر برآورد. او که از پایهگذاران مکتب اقتصادی اتریشی و از منتقدین سرسخت دخالت دولت در اقتصاد است ادعا میکند که دلیل اصلی تورم و شکلگیری دورههای رونق و رکود در اقتصاد خود دولت است. هایک انحصار دولت در چاپ پول را عامل اصلی نوسانات اقتصادی میداند و بر این باور است که رهاسازی پول از دستان دولت و حذف پول ملی که توسط دولت چاپ میشود به رهایی از شر تورم منتهی خواهد شد. فارغ از اثرات مخرب اجتماعی تورمهای شدید، فردریش هایک وجود تورمهای ملایم را نیز بر نمیتابد و مدعی است تورم در هر سطحی اثرات منفی خود را دارد.
پول غیردولتی
هایک، همانطور که توصیه میکند اقتصاد آزاد و رقابتی باشد و بنگاهها در بستر اقتصاد آزاد به رقابت بپردازند، باور دارد که این فضای رقابتی باید برای «پول» هم به وجود بیاید. او با اشاره به اینکه کشورهای اروپایی و برخی کشورهای آمریکای شمالی با رفع محدویتهای تجاری و پولی، فضای رقابتی در بین خود ایجاد کردهاند، میپرسد چرا رقابت ارزهای مختلف به فضای بینالمللی و میان کشورها محدود شده و درون هر کشور، باید استفاده از یک واحد پول ملی (آن هم پولی که توسط نهاد دولت منتشر میشود) اجباری باشد؟
بهعقیده او مادامی که وظیفه چاپ پول با دولتهاست، این امکان تاریخی، ابزار مخربی در دست آنها بوده و رهایی از تورمهایی که زاییده خود دولتهاست امری ناممکن به نظر میرسد. بنابراین، تقویت یا تنزل ارزش پول ملی که براساس سیاستهای دولت به وقوع میپیوندد به ملجا امنی برای کسب منافع برای آنها بدل میشود. طرح ایده انحصارزدایی از انتشار پول و بهرهمندی جوامع از ارزهای همزمان یا موازی، طرحی است که بهجرات میتوان گفت کمتر اقتصاددانی در سالهای اخیر مطرح کرده است.
اگرچه پول ملی و استفاده از یک ارز رایج همچنان موردقبول و دارای مزایایی نیز هست، اما بهعقیده هایک در اقتصاد امروز معایب این نوع سیستم پولی از مزایای آن بهمراتب بیشتر است. از جمله معایب این سیستم پولی، رابطه دستوری بین دولت و بانک مرکزی است که براساس آن دولت جهت رفع کسری بودجه خود یا سایر انگیزهها با "استقراض از بانک مرکزی"، موجب انتشار پول جدید و برهم زدن تعادل بین بازار کالا و بازار پول شده و نهایتا این اقدام (که آسانترین روش تامین کسری بودجه است) موجب ایجاد تورم میشود.
رقابت پولی
بهعنوان یک جایگزین برای سیستم فعلی، هایک آزادسازی انتشار پول از بند دولت را مطرح میکند، اگرچه او مطلع است امکان برقراری این سیستم در کوتاهمدت میسر نیست اما مانند بسیاری از تحولات نظام اقتصادی و اجتماعی غیرممکن نیز نخواهد بود. هایک پیشنهاد میدهد که بهجای یک نهاد منتشرکننده پول (بانک مرکزی) نظام پولی کشورها محدود به یک پول ملی نبوده و پولهای متفاوتی توسط بانکهای فعلی، انتشار یابد.
در این شرایط رقابتی، هر بانک که ارز منحصربهفرد خود را منتشر میکند برای بقای خود در این رقابت ناگزیر از ارائه خدمات و تسهیلات با کیفیت به متقاضیان بوده و در صورت عدم توفیق در این بازار، نهایتا از صحنه حذف خواهد شد؛ بنابراین نهادی که اقدام به چاپ پول کرده برخلاف رفتارهای غیراقتصادی دولت در بازار پول، ناگزیر از کنترل حفظ نشر و ارزش پول خود است. پیادهسازی این ایده اگرچه در شرایط امروزی دشوار به نظر میرسد اما ظهور رمزارزهایی که خارج از سلطه دولتها و بانکهای مرکزی هستند را میتوان پیشدرآمدی برای تحولات آتی قلمداد کرد.