منتشرشده در نشریه شماره 39 آفتاب خاورمیانه - شهریور 1404
محدثه دهباشی
خبرنگار و مترجم فناوری مالی
تا چند سال پیش، تصور رایج از کار حرفهای، نشستن پشت میزی با ثبت ورودوخروج و بهرهمندی از مزایای دفترچه بیمه (بهمثابه شناسنامه یک کارمند) بود. با پیشرفت فناوری و گسترش مسیرهای کار و پرداخت دستمزد، امروزه یک نیروی متخصص میتواند از خانه یا کافیشاپ، با لپتاپ یا حتی تلفن همراه برای کارفرمایی در آن سوی دنیا کار کند و دستمزد بسیار بیشتری بگیرد. این تغییر کار و کارمند به ایجاد "اقتصاد گیگ" منجر شده است که در یادداشت حاضر به ویژگیهای آن و وضعیت کنونی جهان در این تحول میپردازیم.
اقتصاد گیگ و تحول جهان کسبوکار
روزی روزگاری واژه گیگ فقط یک اصطلاح برای اشاره به شبهای اجراهای هنری پرشور بود؛ وقتی نوازندهها سازهایشان را کوک میکردند و برای اجرایی محبوب، روی صحنه میرفتند. حالا بعد از چندین سال، گیگ به پلتفرمهای دیجیتال، اتاقهای خانه و میز کار فریلنسرها در چهار گوشه جهان رسیده است؛ بازاری که هماکنون میلیونها نفر در آن کار میکنند.
ویژگی بارز این بازار، عدم رابطه استخدامی سنتی بین کارمند و کارفرماست. برخلاف مدل سنتی در اقتصاد گیگ، نیروی کار در ازای "انجام پروژه" و نه "حضور منظم در فضای کار" از دستمزد برخوردار میشود؛ این نیروی متخصص میتواند زمان خود را به هر شکلی مدیریت کند، با هر تعداد شرکت که میخواهد همکاری کند و حتی از ابتدا تا انتهای پروژه، هیچ ملاقاتی با کارفرما و هیچ حضوری در شرکت او نداشته باشد.
مهمترین عامل ایجاد اقتصاد گیگ، پیشرفت فناوری است. فریلنسرها، رانندگان تاکسیهای اینترنتی، طراحان دورکار، برنامهنویسان پروژهای، ویراستاران آنلاین و تحویلدهندگان غذا چند نمونه بارز این جریانند.
گسترش اقتصاد گیگ
رشد اقتصاد گیگ در کشورهای در حال توسعه بهشدت افزایش یافته، زیرا پلتفرمهای دیجیتال توانستهاند سدهای جغرافیایی و اداری بازار کار سنتی را دور بزنند و دسترسی به شغل را برای میلیونها نفر ممکن سازند. این تغییر ساختار، بهویژه برای نسلهای جوان جذاب بوده چراکه با میل آنها به انعطافپذیری و استقلال در کار همسو است. اقتصاد گیگ برای کارفرمایان نیز مطلوب است چون درعمل بهمعنی کاهش هزینههای نیروی انسانی (مانند بیمه، بازنشستگی و فضای فیزیکی) است.
طبق مطالعات مکنزی، حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد از نیروی کار در اروپا و آمریکا حداقل بخشی از درآمد خود را از مشاغل گیگ کسب میکنند. این ساختار برای شرکتها امکان مقیاسپذیری بالا، انعطاف در جذب نیرو و پاسخ سریع به نوسانات بازار را فراهم کرده است. البته این روند، مزایا و معایب خاص خودش را هم بههمراه دارد.
مزایا و معایب اقتصاد گیگ برای کارگران
مزایای اقتصاد گیگ چالشهای اقتصاد گیگ
انعطافپذیری در زمان و مکان کار عدمبرخورداری از مزایای قانونی مانند بیمه و مرخصی
دسترسی به فرصتهای شغلی متنوع ناامنی شغلی و درآمدی
کاهش هزینههای عملیاتی برای شرکتها نبود چهارچوبهای حمایتی در برابر بیعدالتی
چالشهای قانون گذاری در اقتصاد گیگ
۱)طبقهبندی شغلی مبهم
یکی از بزرگترین چالشها، تعیین وضعیت شغلی کارگران گیگ است. در بسیاری از کشورها، این افراد بهعنوان پیمانکار مستقل شناخته میشوند و از حقوق و مزایای کارکنان رسمی محرومند. این موضوع منجر به بروز اختلافات حقوقی و نارضایتیهای گسترده شده است.
۲)فقدان پوششهای اجتماعی
کارگران گیگ اغلب به بیمههای درمانی، بازنشستگی و بیکاری دسترسی ندارند. این فقدان، آنها را در برابر بحرانهای مالی و سلامتی آسیبپذیر میسازد.
۳)عدمشفافیت در الگوریتمهای پلتفرمها
پلتفرمهای دیجیتال، با استفاده از الگوریتمهای پیچیده، تصمیماتی درباره تخصیص کار، ارزیابی عملکرد و پرداختها اتخاذ میکنند. عدمشفافیت در این فرآیندها میتواند منجر به تبعیض و بیعدالتی شود.
در نتیجه قانون گذاران در سراسر جهان با دوراهی روبهرو شدند:
سختگیری: کند شدن رشد پلتفرمها و فشار به نوآوری
رها کردن: ایجاد طبقهای از کارگران بیدفاع و بیحقوق
راهکار
برای حل مسائل مذکور، راهکارهای زیر را میتوان پیشنهاد داد:
تعریف حقوق پایه برای تمام قالبهای همکاری (بیمه پایه، حداقل دستمزد، شفافیت در الگوریتمها)
تنظیم رابطه کارگر و پلتفرم بهعنوان شراکت منعطف قانونی
تشکیل نهادهای صنفی و نمایندگی دیجیتال برای کارگران مستقل
رویکردهای جهانی به قانونگذاری اقتصاد گیگ
اقتصاد گیگ نظم سنتی بازار کار را بر هم زده؛ نه آنقدر بیصدا که نادیده گرفته شود و نه آنقدر قابلکنترل که قانونگذاران بتوانند بیدرنگ به آن پاسخ دهند. حالا در گوشهوکنار جهان دولتها با چالشی تازه روبهرو شدهاند: چگونه از نیروی کاری که نه کارمند است و نه کاملا مستقل، حمایت کنند؟
برخی به سراغ دادگاهها رفتهاند، برخی با صندوقهای حمایتی خلاقانه پاسخ دادهاند و بعضیها الگوریتمها را نشانه گرفتهاند. هر کدام به سبک خود در تلاشاند توازن گمشدهای را میان "انعطاف" و "امنیت" بازگردانند.
در ادامه، نگاهی میاندازیم به تجربه کشورهایی که برخلاف سکوت، تصمیم گرفتند با زبان قانون، با اقتصاد گیگ وارد گفتوگو شوند.
بریتانیا: طبقهبندی جدید برای رانندگان اوبر
در فوریه ۲۰۲۱، دادگاه عالی بریتانیا حکم داد که رانندگان اوبر باید بهعنوان «کارگر» (worker) شناخته شوند، نه پیمانکار مستقل؛ این تصمیم به آنها حقوقی مانند حداقل دستمزد و مرخصی با حقوق اعطا کرد.
ایالات متحده: قانون AB۵ در کالیفرنیا
قانون AB۵ که در کالیفرنیا در سال ۲۰۱۹ تصویب شد، شرکتهایی مانند اوبر و لیفت را ملزم کرد تا رانندگان خود را بهعنوان "کارمند" طبقهبندی کنند. با این حال این شرکتها با حمایت از "پیشنهاد ۲۲ (Proposition ۲۲)" در سال ۲۰۲۰، موفق شدند استثنائاتی برای خود ایجاد کنند.
هند: کد امنیت اجتماعی ۲۰۲۰
در سال ۲۰۲۰، پارلمان هند "کد امنیت اجتماعی" را تصویب کرد که برای اولین بار کارگران پلتفرمی و گیگ را تحتپوشش حمایتهای اجتماعی مانند بیمه سلامت و بازنشستگی قرار داد.
اتحادیه اروپا: پیشنهاد قانون برای کارگران گیگ
در سال ۲۰۲۲، اتحادیه اروپا پیشنهادی برای قانون گذاری در حوزه اقتصاد گیگ ارائه داد که هدف آن بهبود شرایط کاری، شفافیت الگوریتمها و حقوق کارگران پلتفرمی است.
سنگاپور: ایجاد صندوق برای رانندگان گیگ
در سپتامبر ۲۰۲۴، پارلمان سنگاپور قانونی تصویب کرد که کارگران پلتفرمی را بهعنوان یک طبقه حقوقی متمایز به رسمیت میشناسد. بر اساس این قانون، این کارگران از اول ژانویه ۲۰۲۵، به مزایایی مانند مشارکت در صندوق پسانداز بازنشستگی (CPF) و حق تشکیل انجمنهای نمایندگی برای مذاکره با پلتفرمها دست خواهند یافت.
هوش مصنوعی؛ همکار یا رقیب کارگران گیگ؟
اگر اقتصاد گیگ با فناوری زاده شد، حالا در معرض دگرگونی توسط فناوری پیشرفتهتری قرار دارد: هوش مصنوعی. ترکیب اقتصاد گیگ و هوش مصنوعی، نویدبخش کارآمدی و انعطافپذیری بیشتر است. بسیاری از پلتفرمها از الگوریتمهای هوشمند برای تخصیص پروژه، ارزیابی عملکرد و بهینهسازی ارتباط میان کارفرما و کارگر استفاده میکنند. این مدل، سرعت گردش کار و مقیاسپذیری پلتفرمها را افزایش داده و تجربهای سریعتر و هدفمندتر برای کاربران فراهم کرده است.
اما با گسترش استفاده از هوش مصنوعی، نقش انسانها کمرنگتر شده است. در حال حاضر، مدلهای زبانی پیشرفته مانندGPT، ابزارهای طراحی گرافیکی مبتنی بر یادگیری ماشین و رباتهای تحلیل داده، بسیاری از وظایف سنتی کارگران گیگ (از تولید محتوا و ترجمه گرفته تا طراحی، برنامهنویسی ساده، خدمات پشتیبانی و حتی مشاورههای مالی اولیه) را با دقت و سرعت بالا انجام میدهند. بهعبارت دیگر، بسیاری از کسانی که به اقتصاد گیگ پناه آوردهاند، حالا با رقیبی بیخواب، بیمرخصی و همیشه در دسترس روبهرو هستند.
خطر اصلی در اتوماسیون نیست، بلکه در جایگزینی بدون آمادگی است؛ چنانچه سیاستگذاران و نهادهای آموزشی به ضرورت ارتقا مهارتهای دیجیتال توجه نکنند، اقتصاد گیگ میتواند به بستری برای راندهشدن گسترده نیروهای انسانی از بازار کار بدل شود. این مساله بهویژه در کشورهای در حال توسعه، که فرصتهای شغلی رسمی محدودتر و اقتصادهای غیررسمی گستردهتر است، ابعاد نگرانکنندهتری پیدا میکند.
در مقابل، میتوان سناریویی دیگر را متصور شد؛ جایی که انسان و ماشین بهجای رقابت، در تکمیل یکدیگر عمل میکنند. در این رویکرد، هوش مصنوعی وظایف تکراری و زمانبر را بر عهده میگیرد و انسانها بر نقشهایی تمرکز میکنند که نیازمند خلاقیت، قضاوت انسانی، ارتباطات بینفردی و ارزشآفرینی پیچیدهتر است. تحقق آن نیز نیازمند آموزش مجدد گسترده (reskilling)، سرمایهگذاری در توسعه مهارتهای نرم و اصلاح چهارچوبهای قانونی برای تنظیم نحوه استفاده از هوش مصنوعی در پلتفرمهای کاری است.
حرکت بهسوی آیندهای پایدار
اقتصاد گیگ را نه میتوان نادیده گرفت و نه بدون ابزار رها کرد؛ این ساختار برای ماندن آمده است اما انتخاب با ماست که آن را به مدینه فاضله کار انعطافپذیر تبدیل کنیم یا به کابوس مدرن بهرهکشی بیصدا.
اقتصاد گیگ، بهعنوان بخشی از تحول دیجیتال، فرصتها و چالشهای متعددی را بههمراه دارد. برای بهرهبرداری از مزایای این مدل و کاهش معایب آن، نیاز به همکاری میان قانونگذاران، پلتفرمها و کارکنان وجود دارد. تنها با ایجاد چهارچوبهای قانونی جامع و انعطافپذیر میتوان بهسوی بازار کاری منصفانه و پایدار حرکت کرد.