اقتصاد سبز؛ مسئولیتپذیری و رشد پایدار
1404/06/28
زهرا داستانی
روزنامهنگار
از نیمه قرن بیستم تا امروز، حفظ و پایداری محیط زیست، کنترل پیامدهای اجتماعی و اصول حاکمیت شرکتی، به نقشه راهی برای توسعه شرکتها تبدیل شدهاند. این معیارها بهطور بنیادین ماهیت سنتی مسئولیت اجتماعی شرکتها را تغییر داده و به هسته استراتژیک و پاسخگوی کسبوکارها تبدیل کردهاند. در این گزارش به سیر تاریخی این تحول پرداخته و به این سوال پاسخ دادهایم که چگونه شرکتهای غربی معیارهای ESG (زیستمحیطی، اجتماعی و حکمرانی شرکتی) را کانون فعالیتهای خود قرار دادهاند.
مسئولیت اجتماعی شرکتی
از پایان فاز دوم انقلاب صنعتی در سال ۱۹۱۴، چهار دهه طول کشید تا مفهوم مسئولیت اجتماعی شرکتی (CSR) بهطور رسمی شکل بگیرد. انقلاب صنعتی به توسعه خطوط راهآهن، شکلگیری و توسعه کارخانههای نساجی و فولاد، شبکههای تلگراف و استفاده بیشتر از انرژیهای تجدیدناپذیر مثل نفت انجامید؛ از سوی دیگر این تحول با تغییرات اجتماعی مانند شهرنشینی سریع، ظهور طبقه کارگر صنعتی و مشکلات اجتماعی و همچنین تخریب محیط زیست نیز همراه بود. مجموعه این پیامدها، ذهن کنشگران و رهبران اخلاقی جهان را متوجه نقش شرکتها در قبال جامعه کرد و در سال 1953 هاوارد بوون، اقتصاددان آمریکایی مفهوم مسئولیت اجتماعی شرکتی را ابداع کرد.
در سالهای بعدی و از اولین جرقههای "سرمایهگذاری اخلاقی"، دانشگاههای بزرگ و شرکتهای چندملیتی که در شرکتهای آفریقای جنوبی سهام داشتند، سهمهای خود را بهنشانه اعتراض به آپارتاید فروختند. با این حال انفجار سکوی نفتی آمریکا در سواحل کالیفرنیا در ۲۸ ژانویه ۱۹۶۹ همه را به اثرات زیستمحیطی تصمیمات شرکتهای بزرگ متوجه کرد و این روز در تقویم جهان بهعنوان روز زمین نامگذاری شد. بهدنبال این اتفاقات مفهوم "سرمایهگذاری مسئولیتپذیر اجتماعی" (SRI) شکل گرفت و اولین صندوقهای SRI تشکیل شد.
در دهه بعد فجایع زیستمحیطی مثل نشت گاز سمی در کارخانه آمریکایی یونیون در بوپال هند (۱۹۸۴) و غرق شدن نفتکش اکسون والدز در آلاسکا (۱۹۸۹) باعث شد افکار عمومی نسبت به اقدامات شرکتهای بزرگ، آگاه و هوشیارتر شوند.
تولد ESG
کوفی عنان، دبیر کل وقت سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۴ پروژه ابتکاری "برنده کسی است که اهمیت میدهد" (Who Cares Wins) را اجرا کرد و در گزارش آن برای اولین بار از اصلاح ESG استفاده شد. ESG معیار یا چارچوبی برای ارزیابی پایداری و تاثیرات اخلاقی و اجتماعی یک شرکت یا سازمان است و به سرمایهگذاران کمک میکند تا تصمیمات آگاهانهتری در مورد سرمایهگذاریهای خود بگیرند. این واژه از ترکیب سه حرف اول کلمات محیط زیست (Environment)، اجتماعی (Social) و حاکمیت شرکتی (Governance) ساخته شده است.
در این پروژه گروهی از سرمایهگذاران گرد هم آمدند تا "اصول سرمایهگذاری مسئولانه" (PRI) را با حمایت برنامه محیط زیست سازمان ملل و پیمان جهانی ملل متحد راهاندازی کنند. PRI استانداردی است که سرمایهگذاران را تشویق میکند تا از سرمایهگذاری مسئولانه برای افزایش بازده و مدیریت بهتر ریسکها استفاده کنند. امروز بیش از پنج هزار نهاد (با مجموع بیش از ۱۲۰ تریلیون دلار دارایی) از PRI تبعیت میکنند.
پاسداری از سبزی زمین
افزایش دمای کره زمین بهواسطه تولید کربن و تغییرات اقلیمی، سبب شد تا سال ۲۰۱۵، بیش از ۱۹۰ کشور در اجلاس آبوهوای سازمان ملل متحد در پاریس گرد هم آیند و توافقنامه آبوهوایی پاریس را تصویب کنند تا گرمایش جهانی را به کمتر از ۲ درجه سانتیگراد (ترجیحا 5/1 درجه) محدود کند.
اتحادیه اروپا در سال 2019 با تدوین مقررات افشای مالی پایدار (SFDR) و ابلاغ قانون طبقهبندی سبز اتحادیه اروپا (EU Taxonomy)، گزارشدهی ESG را برای شرکتها و موسسات مالی الزامی کرد. بهدنبال آن، در سال ۲۰۲۱ هیات استانداردهای بینالمللی پایداری (ISSB) برای ایجاد استانداردهای جهانی گزارشدهی ESG تاسیس شد.
کاروکسب در میان التهاب
وقایع اجتماعی رخداده در دهههای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۹ ازجمله همهگیری کووید-۱۹ و جنبشهایی مانند "جان سیاهپوستان مهم است" (Black Lives Matter) باعث شد که توجه به مسائل عدالت اجتماعی، تنوع، برابری و شمول افراد با پسزمینههای گوناگون در محیط کار و حقوق کارکنان و حکمرانی شرکتی بهشدت افزایش یابد. مجموعه این اتفاقات، معیارهای ESG را به چارچوبی سیستماتیک و قابلحسابرسی برای فعالیتهای مسئولانه اجتماعی تبدیل کرد و مسئولیت اجتماعی شرکتی را از حالت خیریهمحور و مبتنیبر علاقه شخصی مدیران بهسمت برنامهریزی استراتژیک بلندمدت با اهداف مشخص سوق داد.
الزامی شدن گزارش عملکرد ESG توسط شرکتها، شفافیت در عملکرد اجتماعی و زیستمحیطی آنها را بهشدت افزایش داد. سرمایهگذاران، مشتریان و عموم مردم اکنون به دادههای قابلمقایسه دسترسی دارند و بر اساس آن تصمیم میگیرند. این امر پاسخگویی شرکتها را در قبال وعدههای مسئولیت اجتماعی بهشکل بیسابقهای افزایش داده است.
هزینههای مسئولیتپذیری
تغییرات اقلیمی، مولفه زیستمحیطی را به صدر اولویتهای سیاستگذاران، سرمایهگذاران و شرکتها آورده و هزینههای کاهش آلودگی کربنی به یک نگرانی مالی عمده تبدیل کرده است. در این شرایط برخی از داراییهای فیزیکی شرکتها ازجمله معادن آنها بیاستفاده میشوند و درنتیجه سهام این شرکتها در بورس نیز سقوط میکند. از سوی دیگر، این تغییرات کسبوکارها را به بازنگری در مدلهای مدیریتی و ساختار سازمانی خود وامیدارد و شرکتها ناچارند فرهنگ سازمانی خود را با اولویتهای جدید همسو کنند. این فرآیندها مستلزم همکاری گسترده میان بخشهای گوناگون سازمان و ذینفعان بیرونی است و نیازمند سرمایهگذاری قابلتوجه است.
این هزینهها تنها به حوزه زیستمحیطی محدود نشده و توجه به دغدغههای اجتماعی و حاکمیتی نیز بار مالی دارند. در حوزه اجتماعی و حاکمیتی نیز، فارغ از پروژههای بشردوستانه و غیرانتفاعی بیرون سازمان، تحولات داخلی و پیادهسازی رویههای جدید علاوهبر هزینههای مستقیم، با ایجاد تعویق در فرآیندهای جاری، برای کسبوکارها زیان کوتاهمدت دارند.
معیار مطلوبیت و اعتبار
با وجود هزینههای کوتاهمدت ESG، مطالعات گوناگون (مانند گزارش انجمن جهانی سرمایهگذاری پایدار) نشان میدهد که ESG خطرهای پیش روی پرتفوی (سبد سهام) شرکتها را کاهش داده و عملکرد بلندمدت آنها را در حوزه مالی بهبود میبخشد. فضای سرمایهگذاری جهانی شاهد تحولی بنیادین است و دیگر سودآوری صرف، تنها معیار سرمایهگذاری در شرکتها نیست.
این پدیده چند دلیل کلیدی دارد؛ شرکتهای فعال در حوزه محیط زیست که برنامهها و فعالیتهای خود را براساس کاهش گازهای گلخانهای، منابع آب و انرژی تجدیدپذیر تنظیم میکنند، کمتر در معرض جریمههای سنگین، دعاوی قضایی پرهزینه و آسیب به برند (ناشی از آلودگی یا حوادث زیستمحیطی) قرار میگیرند.
شرکتهایی که عملکرد قوی در حوزه اجتماعی دارند و محیط کاری امن، دارای تنوع و همهشمول برای کارکنان خود ایجاد و از مشتریان خود حمایت میکنند، کمتر با اعتراضات کارگری، تحریمهای مصرفکنندگان یا کمبود نیروی کار ماهر مواجه میشوند.
شرکتهای با استانداردهای بالای حاکمیت شرکتی کمتر احتمال دارد دچار رسواییهای مدیریتی، کلاهبرداری یا تصمیمات ضعیف استراتژیک شوند که ارزش سهامداران را نابود کند. چراکه این شرکتها شفافیت مالی و هیات مدیره مستقل دارند و کمتر با فساد مالی روبهرو هستند.
از سوی دیگر، شرکتهای دارای رتبهبندی ESG بالا، تابآوری بیشتری در برابر شوکهای اقتصادی و بحرانهایی مثل همهگیری کووید-۱۹ دارند. این شرکتها اغلب نوآورتر هستند، در جذب نیروهای متخصص موفقترند و اعتماد مشتریان و جوامع محلی به آنها بیشتر است. علاوهبر این، عملکرد مالی این شرکتها بهتر و قابلپیشبینی است که معیارهای جذابی برای سرمایهگذاران هستند.
حمایت سرمایهگذاران از ESG
معیارهای محیط زیستی، اجتماعی و حکمرانی (ESG) بهسرعت به محور اصلی تصمیمات سرمایهگذاری تبدیل شدهاند. در این میان، نقش سرمایهگذاران نهادی (موسسات مالی بزرگ، صندوقهای بازنشستگی، شرکتهای بیمه) و صندوقهای قابلمعامله بورسی (ETF) در پیشبرد سرمایهگذاری مسئولانه برجسته شده است.
این سرمایهگذاران حجم سرمایه عظیمی دارند و حضور پررنگ آنها در سهام یک شرکت، تقاضا را افزایش داده و بهطور بالقوه قیمت سهام را بالا میبرد که بهنوبه خود هزینه تامین مالی از طریق بازار سهام (هزینه حقوق صاحبان سهام) را برای آن شرکت کاهش میدهد.
همچنین بازار اوراق قرضه سبز (Green Bonds) و سایر ابزارهای بدهی مرتبط با پایداری، بهسرعت در حال گسترش در دنیای کسبوکار است. شرکتهایی با عملکرد و طرحهای بهتر در زمینه مسئولیت اجتماعی، دسترسی بیشتری به بازارهای اوراق قرضه سبز دارند. سرمایهگذاران نیز بهدنبال تاثیرات مثبت زیستمحیطی و اجتماعی هستند و حاضرند برای آن هزینه بیشتری بپردازند.
کسبوکار انسانگرا
چارچوب ESG شرکتها را وادار میکند تا تهدیدها (مانند تغییرات اقلیمی، کمبود آب و نابرابریهای جنسیتی و غیره) و فرصتهای پایدار را شناسایی کنند. این امر مستقیما به نوآوری در محصولات، خدمات و مدلهای کسبوکار منجر میشود که هم به حل چالشهای اجتماعی-زیستمحیطی کمک میکند و هم سودآوری ایجاد میکند.
مسئولیتپذیری اجتماعی کسبوکارها ضمن آنکه شرایط کاری را بهطور مستقیم برای کارکنان مطلوبتر میکند، حس بهتری برای تعلق داشتن و فعالیت در آن شرکت نیز به افراد میدهد. در این شرایط، کارکنان ضمن اینکه تمایل بیشتری به تبلیغ محل کار خود دارند، انگیزه بیشتری برای همکاری طولانی با شرکت پیدا میکنند.