نشریه آفتاب خاورمیانه

استراتژی قصه‌گویی معرفی کتاب روزی روزگاری سازمانی

1405/01/24

الهه شمس

خبرنگار

 

«اگر دیگر هیچ‌کس هیچ قصه‌ای درباره یک سازمان نگوید، آن سازمان به‌سادگی از صفحه روزگار محو می‌شود.» در جهانی که بی‌ثباتی، ابهام و تغییرات شتابان بدل به قاعده شده‌اند، سازمان‌ها با نمودارها و فرآیندها زنده نمی‌مانند. کتاب "روزی روزگاری سازمانی" که گزاره بالا از آن نقل شده است، با روایت‌پردازی و قصه‌گویی، راهی برای تحول سازمان در دوران عدم‌قطعیت پیشنهاد می‌دهد.

 

قصه چگونه به سازمان معنا می‌دهد

فرض بنیادین کتاب روزی روزگاری سازمانی این است که انسان‌ها با قصه فکر می‌کنند، واکنش نشان می‌دهند و به احساساتشان نظم می‌دهند؛ بنابراین "تغییر سازمانی" درواقع، تغییر قصه‌هایی است که درون سازمان و بیرون آن درباره آن گفته می‌شود. از این منظر، سازمان یک سیستم "قصه‌گو" است که با روایت‌های جدید، خود را بازسازی می‌کند. کتاب ادعا می‌کند که تا زمانی که شمار قابل‌توجهی از افراد دیدگاهشان را در قالب قصه با یکدیگر به اشتراک بگذارند، باور مشترک آنها در مورد سازمان دوام خواهد داشت. در این نگاه، واقعیت تثبیت‌شده و بدیهی نیست بلکه توافقی و در اصطلاح یک "برساخت اجتماعی" است؛ درنتیجه، می‌توان با تعاملات انسانی، معنای پدیده‌ها را تغییر داد. بنابراین همسو با تغییر استراتژی‌ها و برای تغییر روندها، قصه‌ها را نیز باید نو کرد.

 

 

رهبری روایی و قصه‌های آینده‌ساز سازمان

مولفان کتاب، مجموعه‌ای از متفکران دانشگاهی و متخصصان کسب‌وکار را گرد آورده‌اند تا هر کدام از زاویه‌ای متفاوت، به پیوند قصه و سازمان بپردازند. این تنوع، به کتاب عمق تحلیلی می‌دهد، هرچند ممکن است خوانندگانی را که به‌دنبال دستورالعمل‌های سرراست هستند، با چالش روبه‌رو کند. فصل نخست با عنوان "خلق قصه آینده سازمان"، به جهان‌های گوناگون در روایت‌ها می‌پردازد و اینکه چگونه می‌توان با "ابرپیرنگ‌" (چارچوب کلی داستان‌ها)، مسیر آینده سازمان را تغییر داد.

 فصل دوم با عنوان "نقش رهبران در تحول سازمانی" بر مهارت‌های روایی تمرکز دارد که رهبران برای معنا بخشیدن به فعالیت‌های سازمان به آن نیاز دارند. گوش دادن به قصه‌ها و گفتن روایت‌های صادقانه، می‌تواند به الگوسازی در تیم‌ها کمک کند.

 

چگونه سازمان‌ها خود را بازمی‌خوانند؟

فصل سوم به مفهوم "تاریخ یادگیری" اختصاص دارد؛ رویکردی برای بیرون کشیدن دانش و ارزش‌های پنهان سازمان که نشان می‌دهد می‌توان با ساخت روایت‌ها و فرضیه‌ها، عملکرد سازمان را شفاف‌تر دید و پایه‌ای محکم برای تحول ایجاد کرد. فصل چهارم، به "گفت‌وگوهای آزمایشی" و دیگر شیوه‌هایی می‌پردازد که با تغییر محتوا و لحن گفت‌وگوهای روزمره  به ابزار دگرگونی سازمانی بدل می‌شوند. فصل پنجم بر روایت‌هایی تمرکز دارد که در حد گفتار نمی‌مانند و به تجربه و زندگی افراد می‌رسند؛ این فصل با پیوند زدن هنر، سیاست و کار سازمانی، فرآیند هویت‌سازی را بررسی می‌کند و بر ماهیت گفت‌وگومحور و ساختگرای هویت‌های شخصی، اجتماعی و سازمانی دست می‌گذارد.

 

روایت به‌مثابه کنش سازمانی

فصل ششم، چارچوبی نظری برای فهم جایگاه روایت در فرآیند تحول سازمانی ارائه می‌دهد. این فصل ریشه‌های مفهومی ایده "سازمان قصه‌گو" را مرور می‌کند، از کارکرد قصه در سازمان‌ها می‌گوید و تصویری کلی از نقش داستان در تغییر سازمانی ترسیم می‌کند. فصل هفتم به نسبت میان داستان و فرآیند اختصاص دارد و در تبیین "کار با قصه"، بر عناصری چون گوش دادن دقیق، بیان صادقانه و همکاری در خلق مشترک تاکید می‌کند و نمونه‌هایی از توسعه سازمان، استراتژی، رهبری و برند را مرور می‌کند.

 

سازمان در مسیر عبور از بحران

وقتی پای دست‌وپنجه نرم کردن با شکست‌های شخصی یا کاری به میان می‌آید، فهم قصه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم اهمیتی حیاتی پیدا می‌کند. فصل پایانی، با ذکر مثال‌هایی از کسب‌وکارهای کوچک و بزرگ، به عبور از مشقت‌ها می‌پردازد. این فصل نقش قصه‌گویی را در افزایش تاب‌آوری در شرایط بحرانی بررسی می‌کند.

 

قصه‌های سازمانی؛ افقی نو با چالش‌های پنهان

کتاب روزی روزگاری سازمانی بیان می‌کند که سازمان‌ها با بهره‌گیری از ظرفیت گسترده و متنوع رویکردهای روایی، می‌توانند به ابزاری قدرتمند برای نوسازی خود در قرن بیست‌ویکم دست بیابند. مولفان کتاب معتقدند این رویکرد می‌تواند در حوزه‌هایی چون برندسازی، رهبری، یادگیری سازمانی، تاب‌آوری، هویت‌سازی و توسعه برند ثمربخش باشد.

اما کتاب به زمینه‌سازی فرهنگی، اعتماد مدیران به قدرت روایت و چالش‌های اجرایی و مقاومت‌های سازمانی کمتر می‌پردازد. تنوع رویکردها و دیدگاه‌های مطرح‌شده در فصل‌های مختلف، همان‌قدر که می‌تواند نقطه قوت کتاب باشد، به کاهش انسجام کلی آن هم می‌انجامد و یافتن یک چارچوب عملی واحد را برای خواننده دشوار می‌سازد.

 

مولفان کتاب

کتاب روزی روزگاری سازمانی به ویراستاری ژاک کوپچیک و کریستین ارلاخ و ترجمه پرهام طباطبایی، توسط نشر اطراف منتشر شده است.

ژاک کوپچیک روانشناس سازمانی، مشاور سیستمی، تسهیل‌گر و نویسنده است که در مرکز مشاوره و تحقیقات سیستمی دانشگاه تریر آلمان تدریس می‌کند. کریستین ارلاخ در رشته روانشناسی و درمان سیستمیک تحصیل کرده و در دو دهه گذشته از روش‌های روایی برای عینی‌سازی دانش و باورهای ضمنی استفاده کرده است.

کلمات کلیدی
تدوین گر