منتشرشده در نشریه شماره ۳۳ آفتاب خاورمیانه - آذر ۱۴۰۲
مریم ذوالفقاررییس اداره روابطعمومی بانک خاورمیانهعلی اکبر در پاریس به دیدار موسس و رئیس کارخانه بیک رفت. مارسل بیک بدون مقدمه گفت: آقای رفوگران چه کاری میتوانم برایتان بکنم؟ او که از قبل برای این لحظه خود را آماده کرده بود، گفت: آقای بیک، یک ماشین تزریق پلاستیک از آنها که اضافه دارید به اضافه یک قالب خودکار دسته دوم به من بفروشید و پولش را همین الان بردارید. اگر توانستم در تهران، تولید را به سطحی برسانم که مورد رضایت شما باشد، اجازه تولید خودکار بیک در ایران را به من بدهید. اگر نتوانستم هم قالب را به شما برمیگردانم تا به هر کس خواستید بفروشید. بیک لبخندی زد و گفت این پشتکار را به شما تبریک میگویم.علی اکبر رفوگران از کارآفرینان پرتلاش صنعت نوشتافزار و برنده نشان امینالضرب در اسفندماه ۱۳۰۹ به دنیا آمد. او پس از تحصیل تا مقطع ششم ابتدایی، برای هفت سال در حجره پدرش میرزاعلی که از بازاریان صاحب نام بود مشغول به کار شد.علی اکبر در سال ۱۳۳۲ و در سن ۲۳ سالگی به فکر فروش مدادهای ژاپنی پدرش افتاد. در آن زمان اجناس ژاپنی پرطرفدار نبود و او به دنبال راهی برای ایجاد جذابیت در این مدادها بود تا بتواند از این طریق خودش را به پدر و همسرش ثابت کند. او به این فکر افتاد که میتوان کاری کرد تا مدادها مورد توجه دانش آموزان قرار گیرد. او یک قالب به شکل سر عصا ساخت که وقتی روی مداد قرار میگرفت مداد را به شکل یک عصای کوچک در میآورد و با کمک همسرش، مدادی بهطول دومداد با دو منگوله ابریشمی ساخت. روز بعد او به حجره پدرش رفت و یک صندوق مداد با شرط پرداخت یکماهه از او خرید. رفوگران مدادها را به یک حراجی در بازار ناصرخسرو برد و مدادها را در کمتر از نیم ساعت فروخت. بعد از آن در زیرزمین خانه خود کارگاه مداد عصایی راهاندازی کرد و با فروش این مدادها در طی چند روز، توانست سرمایه لازم برای اقدامات بعدی خود را به دست آورد.پس از این، او تصمیم به وارد کردن نوشتافزار گرفت؛ علی اکبر از سال ۱۳۳۲ از پدرش جدا شد و با خرید یک مغازه در بازار بینالحرمین، پاساژ مهتاب کار مستقلش را شروع کرد. در همان سالها بهصورت شبانه ادامه تحصیل داد و همزمان زبان انگلیسی را آموخت. او پس از دریافت کارت بازرگانی، "تجارتخانه علیاکبر رفوگران" را تاسیس کرد و یک ماشین تحریر و تعدادی وسایل دست دوم خرید.همزمان با پایان جنگ جهانی دوم که کالاهای آلمانی قیمت مناسبتری داشتند، او با شرکتهای آلمانی مکاتبه کرد تا اینکه یک روز یک عکس برگردان به دستش رسید و تصمیم گرفت برای اتومبیلها و تاکسیها دعایی بهصورت برچسب تهیه کند. بنابراین پیش یک استاد خطاط رفت و از او خواست جمله "فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین" را با خط خوش بنویسد و دو طاووس هم در کنارش نقاشی کند. علیاکبر این تصویر را بههمراه یک نامه سفارش چاپ ده هزار برچسب برای شرکت چاپ آلمانی فرستاد. بعد از یک ماه، محموله پستی رسید و او قیمت هر برچسب را ۵ ریال تعیین کرد و شاگرد مغازه او توانست برچسبها را در عرض چند روز به فروش برساند. هر هفته یک بسته ده هزارتایی از این برچسبها میرسید و او همه آنها را به فروش میرساند. بههمراه بسته آخر یک نامه از شرکت آلمانی دریافت کرد: "چون قیمت ده هزار تا از این برچسبها با ۲۰۰ هزار تا یکسان بود، برایتان ۲۰۰ هزار تا چاپ کردیم اما شما فقط پول ده هزار تا را بدهید". او با فروش برچسبها توانست سرمایه خوبی به دست آورد و این کار را چند سال ادامه داد.بعد از مدتی علیاکبر، پدر و برادر بزرگش شرکت واردات لوازمالتحریر تاسیس کردند. یک روز دلالی نمونه خودکار بیک را برای فروش به مغازه پدرش آورد؛ تا آن زمان یعنی دهه ۴۰ شمسی قلم، مداد و خودنویس تنها ابزار نوشتن بودند و کسی با خودکار که نیازی به ریختن جوهر نداشت، آشنا نبود. در همان سالها رئیس صادرات بیک فرانسه به ایران آمد و چون علیاکبر به زبان خارجی آشنایی داشت از او درخواست کرد برای گردش در بازار او را همراهی کند. علیاکبر توانست با تعهد به چهاربرابر کردن فروش خودکار بیک (از پانصدهزار به دومیلیون عدد)، در این ملاقات نمایندگی موقت خودکار بیک را به دست آورد.بعد از محبوبیت خودکار بیک، او در سال ۱۳۴۲ کارخانه تولید خودکار بیک را تاسیس کرد. رفوگران در پاریس توانست مالک و موسس خودکار بیک را قانع کند یک ماشین تزریق پلاستیک و یک قالب خودکار دست دوم در اختیار او قرار دهد. پس از آن کارخانه مداد سوسمار نشان را که در آستانه ورشکستگی بود خریداری و احیا کرد.رفوگران در سال ۱۳۷۵ کارخانه عطر بیک را از فرانسه خرید. در مجموع خانواده رفوگران پنج کارخانه تولید خودکار بیک، عطر بیک، مداد سوسمار، نوک خودکار و مرکب خودنویس را تاسیس کردهاند. او از دهه ۸۰ فعالیتهای اقتصادی خود را رها کرد و به نویسندگی روی آورد.