منتشرشده در نشریه شماره ۴۲ آفتاب خاورمیانه - تیر ۱۴۰۵
آرین آقابیگی
توسعه اقتصادی همواره کلید واژه مهمی در دایره واژگان مورد استفاده در میان دولتمردان ایران در اعصار گذشته بوده و هریک از آنها، فارغ از مشی سیاسی خود راهکارهای گوناگونی برای بهبود اقتصاد ایران ارائه کرده که آنطور که شایسته بوده نتیجهبخش نبوده است. نگاه به تاریخ یک قرن گذشته ایران و جستوجو در لابهلای سطور شرح حال رجال سیاسی مانند احمد قوام نخستوزیر ایران، جملگی حاکی از یک درد مزمن در اقتصاد ایران است که آن درد عبارت است از نبود ثبات.
بسیاری از اقدامات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی که در دو دهه آغازین سده چهاردهم شمسی به وقوع پیوستند، همان برنامهها و طرحهایی بودهاند که دههها قبلتر از سوی برخی دولتمردان پیشنهاد شده اما بهدلیل لغزان بودن بیاندازه کرسی صدارت، هیچگاه به ثمر نرسیدند (البته اشاره به مضرات گذار به اقتصاد دولتی از 1304 به بعد از حوصله این متن خارج است).
از عواملی که در طول سالیان دراز در بهبود محیط کسبوکار کشورها اثرگذار است نقش دولت در اقتصاد و تجارت و سازوکار سرمایهگذاری خارجی است. در گزارشهایی که بهطور سالانه از سوی نهادهای بینالمللی تهیه میشود، ایران همچنان از نظر شاخصهای محیط کسبوکار در گروه کشورهای با نامساعدترین شرایط، هم در سطح منطقهای و هم در سطح بینالمللی قرار گرفته است. گرچه کشور ایران از نظر نظام شرایط عمومی نسبت به ادوار گذشته نضج گرفته و از ثبات بسیار پایدارتری برخوردار شده اما بهرغم تاکید بر کوچکسازی دولت و تایید اهمیت روزافزون جذب سرمایه خارجی، اقتصاد ایران همچنان درگیر دور باطلی است که سالهاست نتوانسته از آن خارج شود. این دور باطل که آغاز آن را یکصد سال قبل میتوان در نظر گرفت در ادوار مختلف تشدید شد که از جمله آنها میتوان به تبعات افزایش قیمت نفت در پی شوک نفتی 1973 و دخالت جاهطلبانه حکومت پهلوی در اقتصاد و پس از آن مصادرههای بیضابطه صنایع در سالهای اولیه انقلاب 1357 اشاره کرد که پس از اتمام جنگ 8 ساله و بهتایید بسیاری مسئولین وقت، خود به یکی از مهمترین چالشهای اقتصاد ایران بدل شدند.
اما نکته قابلتوجه در مورد دردهای اقتصاد ایران این است که برخی دردهایی که برمیشمریم، نه تنها تازه نیستند، بلکه برخی از آنها ناشی از زخمهای کهنهای هستند که در طول زمان بر پیکر اقتصاد کشور نقش بستهاند. در این راستا شاید گریزی تاریخی به بخشهایی از نطق قوامالسلطنه، نخستوزیر وقت در مجلس چهارم شورای ملی در سال 1300 و پس از دوران فترت (تعطیلی طولانی مجلس) خالی از لطف نباشد.
او سخنان خود را اینگونه آغاز میکند:
"نهایت خوشوقتی حاصل است که بعد از چند سال تعطیل، موفقیت حضور در چهارمین مجلس شورای ملی برای هیئت دولت
میسر گردیده.... یک نظر بـ[ـه ]سرتاسر مملکت و مشاهده احوال عمومی ب[ـه ]خوبی ثابت مینماید که دوره امرار وقت سپری شده و روز سعی و عمل رسیده است. مشکلات حاضره و پیشآمدهای متنوعه کنونی را که در میزان تجارت گذشته بسنجیم خوب حس خواهیم کرد که بیشتر از هر وقت موافقت مجلس شورای ملی و هیئت دولت لازم است تا با توحید مساعی و افکار به نتایج مطلوبه که دیرزمانی است ملت ایران... انتظار داشتهاند موفق گردیده هرچهزودتر باصلاح و ترمیم خرابیها شروع شود."
و درمورد لزوم اصلاحات مالی و جذب سرمایه خارجی میافزاید:
"علاج این وضعیت، ازدیاد محصولات مملکتی و توسعه و استخراج منابع ثروت است.... لیکن بدیهی است برای مقاصد فوق تهیه پول و سرمایه لازم است و تهیه آن کاملا مقدور نخواهد شد مگر ب[ـه]وسیله اصلاحات مالیه و جلب سرمایههای خارجی زیرا بدون این دو ایجاد و اصلاح راهها و توسعه فلاحت و استخراج منابع ثروت [ممکن نیست]..... اینک باید دید مقصود از اصلاحات مالیه چیست و تهیه سرمایه های خارجی برای چه مقصود است؟... در سنوات اخیر دولت همه ساله مبالغی علاوه بر عایدات خود خرج نموده.. باید مخارج زائد حذف و تخفیفات کلی در مخارج مملکتی داده شود و منظور ما باید موفقیت ب[ـه]تعادل جمع و خرج در اسرع اوقات باشد به این معنی که از یکطرف در تقلیل مخارج سعی کنیم و تا حدی که جریان چرخهای اداره دولت اجازه دهد از مخارج زائد کسر نمائیم و از طرف دیگر در تکثیر عایدات اقدام کنیم و در این باب امید است قریباً لوایح مفیده بمجلس شورای ملی پیشنهاد [میشود]... بدیهی است ازدیاد عایدات را تنها ب[ـه]وسیله وضع مالیاتهای جدیده انتظار ندارم بلکه یکی از مقاصد عمده دولت اصلاح ادارات مالیه در مرکز و ولایات است که درنتیجه حسن اداره آنچه از مالیاتدهندگان دریافت میشود از حیف و میل مصون بوده کلاً بخزانه دولت عاید گردد و برای تکمیل اصلاحات تجدید نظر در قانون تشکیلات مالیه لازم خواهد شد."
همچنین او "حفظ مناسبات حسنه با دول متحابه (دوست)" را از عوامل مهم ثبات و توسعه اقتصادی میداند.
نکته قابلتوجه این است که اگر برنامه دولت آن زمان را که در سطور بالا ملاحظه شد بخوانیم، اما تاریخ انتشار آن به ما گفته نشود، گویی شرح حال امروز اقتصاد ایران را خواندهایم. شرایط امروز اقتصاد ایران بیشباهت به یکصد سال اخیر نیست. مشکلات بهوجودآمده از دو جنگ تحمیلشده به ایران در طول یک سال (1404) و خسارتهای تحمیلشده به زیرساختهای کشور یادآور لطماتی است که اقتصاد ایران در پی بروز دو جنگ جهانی در طی صد و پنجاه سال اخیر متحمل شد و اکنون بیش از هر زمانی توسعه روابط سیاسی و تجاری منطقهای میتواند اقتصاد ایران را از دور باطلی که در آن میچرخد خارج کرده و آسیبپذیری آن را بهطور ملموسی کاهش دهد.