نشریه آفتاب خاورمیانه

یافته‌های تجربی برای اقتصاد

1400/09/20

محمد کوثری
کارشناس ارشد مرکز نوآوری بانک خاورمیانه

 
"برندگان امسال نوبل علوم اقتصادی نشان داده‌اند که می‌توان به بسیاری از پرسش‌های اقتصادی بزرگ و مهم جامعه پاسخ داد. راه‌حل اصلی آن‌ها برای پاسخ به این پرسش‌ها، استفاده از آزمایش‌های طبیعی بود، چرا که موقعیت‌هایی که در زندگی واقعی به وجود می‌آیند شبیه آزمایش‌هایی هستند که توسط محققین طراحی می‌شوند." بیانیه آکادمی سلطنتی علوم سوئد ـ یازدهم اکتبر ۲۰۲۱.
از سال 1968 "علوم اقتصادی" هم به مجموعه جوایزی که از طرف کمیته نوبل اهدا می‌شود اضافه شد و از آن سال به بعد به آخرین رشته یا حوزه‌ای تبدیل گردید که برندگان آن اعلام می‌شوند و از طرف بانک مرکزی سوئد (Sveriges Riksbank) جایزه ۱.۱ میلیون دلاری خود را دریافت می‌کنند. این جایزه هر ساله به تعدادی از محققین که گام‌های مهمی در راستای بهبود درک ما از اقتصاد برداشته‌اند، اهدا می‌شود.
نوبل 2021 اقتصاد هم مثل بسیاری از سال‌های قبل از آن به اقتصاددانانی رسید که در دانشگاه‌های تراز اول آمریکایی مشغول به تحقیق و تدریس هستند. دیوید کارد (David Card) کانادایی از دانشگاه برکلی برای یافته‌های کاربردی در بازار کار نیمی از جایزه امسال را از آن خود کرد و نیمی دیگر برای یافته‌های روش‌شناسی در روابط علت و معلولی به طور مشترک به جاشوا انگریست (Joshua D. Angrist) آمریکایی از موسسه فناوری ماساچوست (MIT) و دوست قدیمی او گویدو ایمبنز (Guido W. Imbens) هلندی از دانشگاه استنفورد رسید.
دیوید، متولد 1956، یکی از برجسته‌ترین متخصصان حوزه بازار کار است که نتایج برخی مطالعات او در این حوزه حتی موجب به چالش کشیده شدن مطالب در حال تدریس در دانشگاه‌ها شده است. او در سه مقطع زمانی در سه تا از معتبرترین مجلات علمی اقتصادی نقش داشته و بسیاری از مقالات معتبر در فضای آکادمیک اقتصاد با داوری و ویراستاری او به چاپ رسیده‌اند. پیش از جایزه نوبل، دیوید دو عنوان مهم اقتصادی دیگر را نیز از آن خود کرده بود. مدال «جان بیتس کلارک» (John Bates Clark Medal) که به اقتصاددانان آمریکایی با کمتر از ۴۰سال سن اعطا می‌شود در سال 1995 و جایزه «بنیاد مرزهای دانش BBVA» به دلیل مشارکت در اقتصاد خرد تجربی در سال 2014 به کارهای ارزشمند دیوید کارد رسیده بود.
آقای کارد از جمله اولین محققانی است که نشان داد آزمایش‌های طبیعی (Natural Experiments) در اقتصاد هم می‌تواند مورد استفاده قرار بگیرد و در روابط اقتصادی هم امکان کنترل متغیرها در این آزمایش‌ها وجود دارد. او از اوایل دهه ۱۹۹۰ با استفاده از آزمایش‌های طبیعی به بسیاری از سوال‌ها در مورد بازار کار و روابط موجود در آن از جمله این که افزایش مهاجرت چگونه بر سطح دستمزد و اشتغال تاثیر می‌گذارد و تحصیلات بیشتر چه تاثیری بر درآمد یک فرد دارد، پاسخ داده است. زمانی که ایالت نیوجرزی در سال 1992، حداقل دستمزد را از ۴ دلار و ۲۵ سنت، به ۵ دلار و ۵ سنت افزایش داده بود، پنسیلوانیا حداقل دستمزد را ثابت نگه داشت. این تصمیم طبق انتظار به وجود آمده از مطالعات پیشین باید موجب کاهش تولید شغل در نیوجرزی می‌شد. اما یافته‌‌های مطالعه دیوید کارد و مرحوم آلن کروگر (Alan B. Krueger) در سال 1994 نشان داد که روند تولید شغل در ایالت نیوجرزی تنها برای مدت کوتاهی کمرنگ شد و با گذشت زمان به روال پیشین خود بازگشت. آن‌ها برای ثابت نگه‌داشتن سایر متغیرها، صرفا وضعیت بازار کار مغازه‌های فست‌فود را در مرز بین دو ایالت مورد بررسی قرار دادند. همه این‌ها موجب شد که تمام متغیرها غیر از حداقل حقوق ثابت باشد و همین امر مقایسه بین آن‌ها را امکان‌‌‌پذیر کرد. این محققان نتیجه گرفتند که افزایش اندک حداقل حقوق در کشورهای با درآمد بالا که بازار کار غیررسمی به نسبت بزرگی ندارند، تفاوت چندانی در بازار کار ایجاد نمی‌کند. دیوید همچنین ایده رایج دیگری که مهاجران دستمزد کارگران بومی را کاهش می‌دهند را نیز به چالش کشید. طبق یافته‌های او، درآمد بومی‌های هر منطقه تحت شرایطی می‌تواند حتی در مواجهه با مهاجران افزایش نیز پیدا کند و در عوض مهاجران سری قبلی در معرض اثر منفی درآمد خواهند بود.
نکته جالب توجه این که، آقای کارد از روش‌های مبتکرانه‌‌‌ای در زمینه اقتصاد‌سنجی بهره برده بود که این روش‌های بدیع در زمینه اقتصادسنجی بعدها مورد استفاده دو برنده دیگر جایزه نوبل امسال یعنی آقایان انگریست و ایمبنز و قرار گرفت و توسعه یافت. این دو اقتصاددان نیز تحقیقاتی را بر پایه آزمایش‌‌‌های طبیعی ارائه داده‌اند و ابتکاراتی را در این زمینه پیشنهاد کرده‌اند.
رئیس کمیته جایزه علوم اقتصادی آکادمی سلطنتی علوم سوئد در مراسم اعطای جایزه نوبل 2021 گفت: "تفسیر داده‌‌‌های یک آزمایش تجربی دشوار است، برای مثال تمدید یک‌ساله آموزش اجباری برای گروهی از دانش‌‌‌آموزان، بر همه آن‌ها به یک صورت تاثیر نخواهد داشت. برخی از آن‌ها به هر حال به تحصیل ادامه می‌‌‌دادند و نظر این گروه منعکس‌کننده نظر دیگران نیست. بنابراین آیا می‌توان در مورد تاثیر این اجباری‌سازی تحصیل نتیجه‌‌‌گیری کرد؟ او ادامه داد: جاشوا انگریست و گویدو ایمبنز در اواسط دهه ۱۹۹۰ این مشکل روش‌شناختی را حل کردند و نشان دادند که چگونه از آزمایش‌های طبیعی می‌توان نتایج دقیقی گرفت."
 جاشوا، متولد 1960، بیشتر به دلیل مطالعات آماری در حوزه‌هایی از جمله بازار کار، اقتصاد شهری و اقتصاد آموزش در جامعه اقتصاددانان مطرح است و به دلیل استفاده از طرح‌‌‌های تحقیقاتی شبه‌تجربی‌‌‌ برای مطالعه بر روی سیاست‌‌‌های عمومی معروف است. جاشوا که در سن 29 سالگی دکترای خود را از دانشگاه پرینستون دریافت کرده بود، زمانی که تنها 38 سال داشت به درجه استاد تمامی در MIT رسید. جالب اینکه جاشوا نیز با مرحوم آلن کروگر مقاله مشترکی داشته که در سال 1991 به چاپ رسید. آن‌ها در مقاله‌ای با عنوان " آیا حضور اجباری در مدرسه بر تحصیل و درآمد تأثیر می‌گذارد؟" برای کنترل متغیرها از ابتکار بدیعی استفاده کردند و فصل تولد را به عنوان یک متغیر ابزاری مورد استفاده قرار دادند. در امریکا هم مثل ایران، کودکانی که در فصل زمستان به دنیا آمده باشند یک سال دیرتر به مدرسه می‌روند. در واقع برای کودکان متولد شده در فصل اول سال میلادی در امریکا همان اتفاقی رخ می‌دهد که کودکان متولد شده در فصل سوم سال شمسی در ایران تجربه می‌کنند. علاوه بر این، در دهه‌‌‌های قبل تمام افرادی که به شانزده سالگی می‌رسیدند، فارغ از اینکه مقطع تحصیلی آن‌ها تمام شده باشد یا نه، اجازه ترک تحصیل داشتند. این دو واقعیت در کنار هم تفاوت مهمی را در میزان تحصیلات متولدین فصل آخر سال در مقایسه با فصل اول سال بعد از آن به وجود می‌آورد که دو محقق ما از آن به خوبی بهره بردند. افرادی که در ابتدای سال به دنیا می‌آیند در سنین بالاتر مدرسه را شروع می‌کنند و بنابراین می‌توانند پس از اتمام تحصیلات کمتر نسبت به افرادی که در اواخر سال به دنیا آمده‌اند ترک تحصیل کنند. در نتیجه به خاطر قانون تحصیل اجباری، یک تغییر غیرقابل ‌کنترل از سوی افراد در سال‌های تحصیلی‌شان دیده می‌شود که می‌توان از طریق آن، ارتباط بین سال‌های تحصیل و دستمزد را مورد ارزیابی قرار داد. اانگریست و مرحوم کروگر، میزان درآمد متولدین فصل‌‌‌های مختلف سال را مقایسه و مشاهده کردند که میزان حقوق متولدین فصل آخر سال در مقایسه با متولدان فصل اول سال بعد، همواره بیشتر بوده است. آن‌ها از این دو موضوع چنین نتیجه‌گیری می‌کنند که افزایش میزان تحصیلات عملا موجب افزایش درآمد می‌شود.
 گویدو، متولد 1963، نیز از جمله کسانی است که در زمینه ارتقای روش‌های نوین پردازش داده و تحلیل آمار و استخراج نتایج معنادار از مجموعه‌های بزرگ کار کرده و مطالعات زیادی بر نتیجه تحقیقات او استوار است. وی که سابقه تدریس در دانشگاه هاروارد را نیز دارد، از سال 2019 تا کنون سردبیر مجله علمی معتبر اکونومتریکا (Econometrica) است. همسر آقای ایمبنز یعنی سوزان آتی (Susan Athey) نیز اقتصاددان و استاد دانشگاه استنفورد است. ایمبنز به همراه انگریست مقاله تئوریک بسیار مهمی بر روی مفاهیم بدست آمده از متغیرهای ابزاری دارد که در روش‌شناسی اقتصادی بسیار حایز اهمیت است. با بهره‌مندی از همین متغیرهای ابزاری، این دو محقق توانسته‌اند اثر آموزش نیروی کار یا آموزش ضمن خدمت بر بهره‌وری را نیز بررسی کنند. دشواری این مطالعات در این است که برای مثال افرادی که تمایل به آموزش ضمن خدمت غیراجباری داشته‌اند احتمالا تمایل به یادگیری مطالب دیگر هم داشته‌اند و شاید در آن زمان می‌توانستند کار بهتری انجام دهند که بهره‌وری بیشتری داشته باشد. لازم به ذکر است که مرحوم کروگر در دستاوردهای و مطالعات ایمبنز هم نقش داشته است. در ویکی‌پدیای آقای ایمبنز آمده که ایشان به همراه اقتصاددانانی از جمله آلن کروگر بر روی توسعه روش‌ها و چارچوب‌هایی تمرکز کرده که به اقتصاددانان کمک می‌کند تا از موقعیت‌های واقعی زندگی، معروف به آزمایش‌های طبیعی، برای آزمایش نظریه‌های زندگی واقعی استفاده کنند.
 فصل مشترک سه اقتصاددانی که به عنوان برندگان نوبل اقتصاد 2021 معرفی شده‌اند، بهره‌مندی از آزمایش‌های طبیعی برای پی بردن به روابط علّی موجود در اقتصاد است. یافتن دلایل یک رخداد طبیعی اگر چه در خیلی از مواقع کار آسانی نیست، اما حداقل معمولاً از یافتن دلایل رخداد یک پدیده انسانی دشواری کمتری دارد. چرا که برای یک پژوهشگر در علوم اجتماعی، امکان جداسازی و تفکیک عوامل، به آن صورت که در آزمایشگاه برای یک پدیده فیزیکی یا شیمیایی وجود دارد، وجود ندارد. یک محقق در علوم انسانی و به طور خاص در حوزه اقتصاد، برای پی بردن به علیّت یک پدیده باید بتواند پیامدهای بالقوه آن پدیده را اندازه‌گیری کند. یعنی پیامدهایی که می‌توانستند اتفاق بیافتند اما به دلیل اینکه انتخابی صورت نگرفته، اتفاق نیفتادند. فرض کنید که یک نفر پس‌انداز خود را در یک استارت‌آپ سرمایه‌گذاری کرده. حال اگر این کار را نمی‌کرد پیامد بالقوه آن می‌توانست سرمایه‌گذاری در بورس با هزاران احتمال مختلف باشد یا خرید ارز و طلا و سپس از دست دادن آن به دلیل سرقت باشد! بنابراین، در حوزه علوم اجتماعی پیچیدگی مسائل باعث می‌شود بین عوامل مختلفی که روی یک پدیده تاثیر می‌گذارند، درهم‌تنیدگی زیادی وجود داشته باشد. در روابط علّی این موضوع مورد بررسی قرار می‌گیرد که چگونه رفتار یک متغیر وابسته می‌تواند در حضور یا عدم‌حضور یک عامل دیگر متفاوت باشد و در واقع رفتار یک متغیر وابسته در وضعیت موجود با وضعیت محقق‌نشده (Counterfactual) مورد مقایسه قرار می‌گیرد. به بیان ساده‌تر، در روش‌های کلاسیک اقتصادی، همیشه یک نمونه از جامعه وجود دارد تا اثر متغیر الف بر روی متغیر ب بررسی شود. اما در روش‌های علّی به این موضوع پرداخته می‌شود که اگر متغیر الف کلا وجود نداشته باشد چه می‌شود.