منتشرشده در نشریه شماره ۳۶ آفتاب خاورمیانه - آذر ۱۴۰۳
آرین آقابیگی
پژوهشگر اقتصاد بانک خاورمیانه
" تلنگر در واقع تغییری کوچک در محیط است که توجه ما را جلب و رفتار ما را دستخوش تغییر میکند."
ریچادر تیلر، برنده جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۱۷
تلنگر از نظر لغوی عملی دارای انعکاس و بازخورد است و معنای بسیار نزدیکی با هشیار و تحریک کردن دارد. واژه تلنگر از جمله واژگانی است که در سالهای اخیر در ادبیات علوم اقتصادی و سیاسی بهکرات یافت میشود و در قرن حاضر نیز نظریهای بههمین نام را از آن خود کرده است. کتاب سقلمه (تلنگر) بهقلم ریچارد تیلر (Richard Thaler) و کس سانتین (Cass Sunstein) در سال ۲۰۰۸ نیز به توسعه نظریه تلنگر کمک شایانی کرد و درنهایت ریچادر تیلر بهواسطه تحقیقات در این موضوع برنده جایزه نوبل در علم اقتصاد شد.
آنچه در نظریه تلنگر از سوی تیلر مورد بحث قرار گرفته گرچه یک پیشنهاد سیاستی به دولتمردان ایالات متحده آمریکا برای بهبود شرایط زندگی افراد است اما تنها به بخش عمومی محدود نشده و توصیههایی به کارفرمایان بخش خصوصی نیز ارائه میکند. در این نظریه، تلنگر تغییر کوچکی در محیط است که به آسانی و با کمترین هزینه قابل پیاده سازی است. بهعقیده توسعهدهندگان این نظریه، تغییرات کوچک در محیط، تاثیر بهسزایی در نحوه انتخاب افراد دارد و گاه لازم است دولت یا کارفرما شرایط را بهگونهای رقم بزنند که مخاطب، بدون اجبار و محدود شدن آزادی خود، به سمت انتخاب بهتر هدایت شود.
هدایت پدرسالارانه
تیلر تلنگر را نوعی پدرسالاری نرم یا آزادیخواهانه معرفی میکند که برخلاف تصور، با اجبار و زور توام نیست. گرچه پدرسالاری و آزادیخواهی مفاهیمی متناقض هستند اما پیوند این دو واژه توسط تیلر مفهومی تازه را به مخاطب القا میکند؛ بهعقیده تیلر، دولت یا کارفرما میتواند مانند پدری دلسوز، با تلنگر افراد را بدون محدودیت دامنه انتخاب به سمت انتخاب بهتر هدایت کند؛ زیرا از یک سو افراد تخصص انتخاب بهترین گزینه را ندارند و از سوی دیگر "تمایل به حفظ وضع موجود" (که در علم فیزیک به اینرسی معروف است) آنها را برای بهبود انتخابهایشان برنمیانگیزد. تیلر توصیف موجود از انسانها را در کتابهای مرجع علم اقتصاد به چالش کشیده و با اشاره به تمایل به حفظ وضع موجود، فرض رفتار عقلایی و اقتصادی را که ویژگی اصلی انسان در کتب کلاسیک اقتصاد است، نقض میکند.
تلنگر با معماری انتخاب
نتایج پژوهشهای تیلر نشان میدهد قدرت تمایل به حفظ وضع موجود نباید دستکم گرفته شود اما معتقد است این میل در افراد با استفاده از تلنگر قابلاصلاح است. تیلر به تجربه مدیر فروش یک کافه با شعب مختلفی در مهدکودکهای سطح شهر اشاره میکند. در این نمونه تجربی، مدیر فروش با قرار دادن اقلام خوراکی سالمتر در قفسه نزدیکتر، بدون اینکه ترکیب اقلام تغییر کرده یا اضافه و کم شود،
مصرف مواد سالمتر را نسبت به قبل تا ۲۵ درصد افزایش داد، حال آنکه هیچ اجباری برای مصرفکننده ایجاد نشده بود. بهبیان دیگر مدیر فروش مانند پدری که سلامتی افراد برایش مهم است، نه از طریق حذف مواد غذایی کمتر سالم بلکه از طریق قرار دادن مواد غذایی سالمتر در جایی که بیشتر دیده میشود انتخاب مصرفکننده را بدون هیچ اجباری بهبود داد.
تیلر از این تغییر چیدمان به مفهومی اشاره میکند که به "معماری انتخاب" معروف است؛ بهعبارت دیگر دولت، کارفرما یا هر مقام تصمیمگیرنده، خود یک معمار انتخاب است که میتواند درعین به رسمیت شناختن آزادی انتخاب، با وارد کردن تلنگر به افراد آنان را به سمت بهبود انتخاب سوق دهد. براساس پژوهشهای صورتگرفته در موضوع معماری انتخاب، درصورتیکه این امر موجب شود فضایی که در آن افراد دست به انتخاب میزنند راحتتر و خوشایندتر شود، تاثیرات قابلتوجهی در بهبود انتخاب آنان رخ خواهد داد. بهعنوان نمونه، تیلر به شرکت اپل اشاره میکند که با ساخت آیفون و سایر محصولات الکترونیکی کاربرپسند توانسته ضمن برخورداری از ظاهر زیبای این محصولات، امکانات آنها را بهگونهای ارائه دهد تا کاربر بهراحتی بتواند کاری را که میخواهد با آن دستگاهها انجام دهد.
نظریه تلنگر بهعنوان یک ابزار سیاستی برای دولت نیز کاربرد دارد و تیلر و پیروان این نظریه بر این باورند که تلنگر از طریق معماری انتخاب باید جایگزین قوانین خشک و الزامآور دولتی شود، زیرا از این طریق هم آزادی انتخاب به رسمیت شناخته میشود و هم میزان دخالت دولت در امور مختلف کاهش مییابد. با نگاه خوشبینانه تیلر، به کار بستن رهنمودهای این نظریه در میدان عمل در حوزههایی ازجمله قوانین خانواده، نظام آموزشی و همچنین مسائل زیستمحیطی موجب کوچک شدن و اعتدال توامان در دولت خواهد شد.
منتقدان پدرسالاری تیلر
پدرسالاری و آزادیخواهی بهطور عام دو مفهوم متناقض هستند که تیلر در نظریه تلنگر بین آنها آشتی برقرار کرده است؛ به عبارت دقیقتر فرض تیلر این است که سیاستگذار، کارفرما یا به تعبیر او معمار انتخاب، شخصی مصلح و خیراندیش است که سودایی جز بهبود رفاه افراد در سر خویش ندارد. منتقدان این نظریه بر این باورند که معماری انتخاب نهتنها باعث کمرنگ شدن آزادی انتخاب میشود، بلکه به وسیلهای برای سواستفاده از افراد نیز بدل میشود که از طریق آن دولت یا کارفرما را برای دست یافتن به اهداف خود مجهز میکند. به بیان دیگر در معماری انتخاب، گروههای ذینفع دامنه انتخاب افراد را بهگونهای طراحی میکنند که منافع خود را حداکثر کنند و فرض مصلح بودن معمار انتخاب، سادهانگارانه تلقی میشود.