منتشرشده در نشریه شماره ۳۶ آفتاب خاورمیانه - آذر ۱۴۰۳
ایمان جلیلیسردبیر پادکست و وبسایت فوتبالتراپی
پاپ ژان پل دوم یک نقل قول عجیب دارد: "جام جهانی از هر نظر مهمترین رویداد دنیاست." درحالیکه پاپ فقید ممکن است هواداران فوتبال زیبا را درک کرده باشد، اما احتمالا در مورد سودآوری میزبانی این رویداد با اقتصاددانان زیادی مشورت نکرده است. رویدادهای ورزشی درآمدهای قابلتوجهی برای یک کشور دارد، اما هزینههای فوقالعادهای نیز بههمراه دارد که درنهایت، بهصرفه بودن میزبانی آنها را با ابهام مواجه میکند.
میزبانی جام جهانی
مزایای اقتصادی میزبانی جام جهانی با مطالعهای که در سال ۲۰۰۹ توسط ایکام (AECOM) انجام شد بهتر قابلدرک است. ایکام یک شرکت بینالمللی مشاور توسعه زیرساخت بوده که با قطر و روسیه برای میزبانی دو دوره گذشته جام جهانی همکاری کرده است. ایکام در گزارشش نتیجهگیری کرده که بهطور خوشبینانه تاثیر اقتصادی داخلی برگزاری جام جهانی حدود پنج میلیارد دلار خواهد بود.
با برگزاری این نوع تورنمت صادرات خالص افزایش مییابد چون مصرف کالاهای داخلی توسط گردشگران خارجی بهعنوان صادرات برای کشوری که کالاها یا خدمات در آن خریداری شدهاند، محاسبه میشود. با در نظرگرفتن پتانسیل سرمایهگذاریهای خارجی و با ترکیب این عوامل، تولید ناخالص داخلی بهراحتی در ماههای برگزاری جام جهانی افزایش مییابد. ایکام تخمین زد که ۶۵ تا ۱۰۰ هزار شغل در طول تورنمنتی مثل جام جهانی ایجاد میشود.
درمقابل، حین برگزاری جام جهانی مصرف افزایش مییابد زیرا مصرفکنندگان داخلی پول خرج میکنند تا بازیها را از نزدیک تماشا کنند. هزینههای دولتی نیز افزایش مییابد زیرا فیفا قوانین و مقررات زیادی دارد که کشور میزبان باید از آنها پیروی کند؛ بیشتر این قوانین مربوط به ایمنی، حملونقل و ساختوساز است که همه آنها هزینههای زیادی برای دولت بههمراه دارد.
تاثیرات میزبانی جام جهانی
محاسبات سه دوره قبلی جام جهانی نشان میدهد که این رویداد درمجموع پنج میلیارد دلار فعالیت اقتصادی کوتاهمدت ایجاد خواهد کرد. این پول وارد اقتصاد محلی شده و بهویژه به رشد صنایع ساختوساز و گردشگری کمک خواهد کرد.
اگرچه برخی دادهها نشان میدهد که رویدادهای ورزشی تاثیر مثبتی بر رشد تولید ناخالص داخلی و ایجاد اشتغال دارد، اما جزئیات مهم دیگری نیز باید در نظر گرفته شود. بهعنوان مثال، کشورها بهطور فزایندهای برای تامین مالی رویدادهایی مانند جام جهانی به بخشهای خصوصی و سرمایهگذاری عمومی متکی هستند. علاوه بر این، بسیاری از مشاغل ایجادشده در کشورهای میزبان کوتاهمدت یا مرتبط با حضور فوقالعاده گردشگران هستند که دوام و مزایای اقتصادی بلندمدتی ندارند.
جام جهانی قطر
هنگامی که قطر در سال ۲۰۱۰ برنده میزبانی جام جهانی شد، بسیاری از مردم حدس زدند که فیفا اشتباه کرده است. گرمای هوای این کشور مساله اصلی بود. طبق مطالعهای که توسط سایت آماری World Population Review انجام شده، قطر نهمین کشور گرم جهان از نظر دمای متوسط سالانه است. بازی کردن در این گرما غیرقابلتحمل و مهمتر از آن خطرناک است. قطر همچنین سابقه ضعیفی در زمینه حقوق بشر داشت و البته قبل از دریافت میزبانی، هیچ استادیومی منطبق با استانداردهای برگزاری جام جهانی نداشت.
برای این رویداد قطر هفت استادیوم، یک فرودگاه، یک سیستم ریلی جدید، چندین جاده و ۱۰۰ هتل نو ساخت. در ابتدا تصور میشد که جام جهانی ۲۰۲۲ حدود ۲۰ میلیارد دلار برای قطر درآمد خواهد داشت، با این حال، مطالعه اخیر توسط اکونومیست این رقم را به ۱۷ میلیارد دلار اصلاح کرده است. این کاهش بهدلیل از کار افتادن بسیاری از استادیومها و رکود اقتصادی قطر بعد از جام جهانی است.
با میزبانی جام جهانی، سرمایهگذاری خارجی در این کشور ۴۰۰ درصد افزایش یافته است. با این حال، بسیاری از کارشناسان معتقدند که تاثیر مثبت بلندمدتی بر اقتصاد قطر نخواهد داشت زیرا بیشتر سرمایهگذاریهای خارجی از کشورهایی مانند چین و روسیه صورت گرفته که بهدنبال سرمایهگذاری در منابع نفت و گاز هستند.
فرصتی برای کسبوکارهای کوچک
جام جهانی برای کسبوکارها نیز فرصتهای هیجانانگیزی بههمراه دارد. فیفا در کنفرانسی در سال ۲۰۱۰، اعداد و ارقام مرتبط با جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان و تاثیر آن روی مدل برگزاری جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی را تشریح کرد:
تاثیر مالی کلی در آلمان: ۲/۸۶ میلیارد یورو (۳/۳۱ میلیارد دلار)
درآمد مستقیم مالیات ایجادشده در آلمان: ۱۰۴ میلیون یورو (۱۲۰ میلیوندلار)
۵۰ هزار شغل در ۸ ماه قبل و حین برگزاری رویداد
رشد ۰/۳ درصدی تولید ناخالص داخلی آلمان
مطالعهای که توسط گروه مشاوره بوستون (BCG) در سال ۲۰۱۸ برای فدراسیون فوتبال ایالات متحده انجام شده، تاثیر پیشبینیشده بر اقتصاد آمریکای شمالی برای جام جهانی ۲۰۲۶ را توضیح میدهد. بهطور خلاصه، اعداد و ارقام مشابه مثال آلمان در سال ۲۰۰۶ است:
۵ میلیارد دلار درآمد در مجموع فعالیتهای اقتصادی کوتاهمدت
سود خالص کلی برای منطقه بین ۳ تا ۴ میلیارد دلار، پس از محاسبه و کسر هزینههای رویداد
ایجاد ۴۰ هزار شغل
بیش از ۱ میلیارد دلار درآمد اضافی برای کارگران در سراسر آمریکای شمالی
شهرهای میزبان میتوانند انتظار حدود ۱۶۰ تا ۶۲۰ میلیون دلار فعالیت اقتصادی اضافی داشته باشند .
سود خالصی حدود ۹۰ تا ۴۸۰ میلیون دلار برای هر شهر پس از کسر هزینهها
براساس گزارش BusinessWire، جام جهانی همیشه فرصتهای کسبوکارهای کوچک را هدف قرار داده است. تخمین زده میشود که ۸۰ میلیارد دلار پروژه مرتبط با جام جهانی، اجرا میشود.
تبعات اجتماعی
با وجود تمام مزایای اقتصادی میزبانی رویدادهای ورزشی، معایب اجتماعی و محیط زیستی زیادی هم وجود دارد؛ زمانی که کشور با تورم بالاتری بهدلیل افزایش تقاضا مواجه میشود، تورم بالا مشکلات بیشتری برای فقرا ایجاد میکند زیرا آنها دیگر توانایی خرید کالاها و خدمات عادی را ندارند و مجبور به استفاده از کالاهای کمکیفیت میشوند.
معضل دیگر، افزایش نرخ جرموجنایت است. هنگامی که مردم برای تماشای رویدادهای ورزشی وارد کشور میزبان میشوند، در معرض دزدی و جرائم دیگر قرار میگیرند که منجر به سود مالی برای مجرمان میشود. در جام جهانی ۱۹۹۰ ایتالیا، میزبانی جام جهانی منجر به افزایش قابلتوجه جرائمی مانند کیفقاپی، جیببری، دزدی از مغازه و سرقت از خانهها شد. با ورود تعداد زیادی از افراد ثروتمند به کشور میزبان، اهداف مختلفی برای سارقان به وجود میآید. حملات تروریستی نیز یکی از ریسکهای این رویدادهاست که تدابیر امنیتی گستردهای را میطلبد.
از نظر زیستمحیطی، بزرگترین مشکل میزبانی رویدادهای ورزشی به آلودگی ناشی از آمادهسازی گسترده زیرساختها مربوط میشود. آمادهسازی استادیومها نیاز به ساختوساز گسترده و استفاده از سوختهای فسیلی دارند که تاثیر منفی بر محیطزیست میگذارد. با آغاز رویداد، حملونقل بهطرز چشمگیری پرترافیک میشود و گردشگران باید برای رسیدن به استادیومها، هتلها و رستورانها سفرهای زیادی انجام دهند که باعث مصرف بالای سوخت، تولید زباله انبوه و آلودگی خواهد شد.
الگوی آشنای هزینه-فرصت
ساختوسازهای بزرگ معمولا اینطور توجیه میشوند که در کوتاهمدت به رشد اقتصادی کمک میکنند و زیرساختهای بهبود یافته در بلندمدت بهنفع جامعه خواهند بود. افزایش هزینههای دولتی باید منجر به افزایش تولید ناخالص داخلی شود، اما گزارش رشد و توسعه مجمع جهانی اقتصاد نشان میدهد که تمرکز بر رشد فراگیر مهمتر است. این بدان معناست که هزینهها باید رشد اقتصادی و بهبود استانداردهای زندگی را در کنار هم بههمراه داشته باشد. زیرساختهای ورزشی، گرانقیمت هستند و اغلب بهاندازه کافی مورداستفاده قرار نمیگیرد تا هزینههای نگهداری آنها را پوشش دهند.
رویدادهای ورزشی بزرگ قطعا هزاران هوادار را جذب میکنند، اما ممکن است جریانهای درآمدی تثبیتشده را نیز مختل کنند. بهخصوص در حوزه گردشگری، میزبانی جام جهانی ممکن است بهجای جذب گردشگر بیشتر، عدهای را از بازدید جاذبههای پرطرفدار کشور میزبان بازدارد.
اغلب اینگونه استدلال میشود که میزبانی جام جهانی میتواند با جذب گردشگر، انجام پروژههای زیربنایی مهم و نمایش شهرهای کشور میزبان بهعنوان مکانهای مناسب برای سرمایهگذاری، به اقتصاد یک کشور رونق بدهد؛ اما به نظر میرسد هزینههای رسیدن به این اهداف بیشتر از بازدهی اقتصادی آنها باشد.
میزبانی المپیک
میزبانی المپیک اغلب بهعنوان فرصتی برای ترمیم برند کشورهای میزبان دیده میشود و میزبانان میخواهند از طریق المپیک، توسعه خود را به نمایش بگذارند. اما پیامدهای اقتصادی این موضوع پیچیدهتر بوده و کشور میزبان با مزایا و معایب مختلفی روبهرو میشود.
قبل از المپیک، کشورهای میزبان معمولا سرمایهگذاریهای سنگینی برای آمادهسازی و زیرساختها انجام میدهند. بهعنوان مثال، المپیک آتن ۲۰۰۴ با هزینهای حدود ۱۵ میلیارد دلاربرگزار شد که بهمراتب بیشتر از برآورد بودجه اولیه 6/4 میلیارد دلاری بود. درحالیکه این سرمایهگذاریها رشد اقتصادی کوتاهمدتی را به همراه داشت و فرصتهای شغلی ایجاد کرد، اما منافع بلندمدت چندان مشهود نبودند و بدهیهای زیادی بعد از بازیها برای یونان باقی ماند.
به همین ترتیب، المپیک ریو ۲۰۱۶ نیز با سرمایهگذاری حدود ۱۳/۱ میلیارد دلار همراه شد. برزیل امیدوار بود که این سرمایهگذاریها موجب توسعه اقتصادی شود، بهویژه اینکه این کشور در دوران رکود اقتصادی قرار داشت. پیشبینی میشد که سرمایهگذاریها در ورزشگاهها و زیرساختهای حملونقل در بلندمدت به گردشگری و تجارت کمک کند، اما آنها هم در نهایت با ضرر مواجه شدند.
تاثیر اقتصادی حین و بلافاصله پس از بازیها
در طول برگزاری بازیها، کشورهای میزبان معمولا با افزایش گردشگری، هزینهکرد مصرفکنندگان و توجه جهانی مواجه میشوند. بهعنوان مثال، المپیک پکن ۲۰۰۸ به صنعت گردشگری چین کمک کرد. البته بیش از ۴۳ میلیارد دلار برای بهبود زیرساختها از جمله ورزشگاه مشهور "لانه پرنده" و بهبود سیستم حملونقل شهر هزینه شد. رشد تولید ناخالص داخلی چین در سال المپیک به ۹/۶ درصد رسید که ناشی از این پروژههای زیرساختی بود.
در مقابل، اقتصاد برزیل شاهد چنین نتیجه مثبتی نبود. درحالیکه بخش گردشگری ریو در کوتاهمدت رشد کرد، منافع بلندمدت محدود بود. بهدلیل بیثباتی سیاسی و تعمیق رکود اقتصادی. پارک المپیک ریو که با هزینه زیادی ساخته شد، بعد از بازیها با مشکل مشتری مواجه شد و عملا بلااستفاده ماند.
تاثیرات بلندمدت بر اقتصاد میزبانها
پس از المپیک، میراث اقتصادی میتواند متفاوت باشد. لندن ۲۰۱۲ اغلب بهعنوان یک مدل موفق یاد میشود. بریتانیا بیش از ۹ میلیارد پوند در بازیها سرمایهگذاری کرد، اما منافع بلندمدت شامل تحول ناحیه شرقی لندن بود که اکنون به یک منطقه تجاری و مسکونی پررونق تبدیل شده است. لندن پس از المپیک شاهد افزایش گردشگری و سرمایهگذاری بود و اقتصاد بریتانیا در سال پس از این رویداد یک افزایش ۲/۱ میلیارد پوندی را تجربه کرد.
در سوی دیگر، کشورها اغلب با بدهیهای بزرگی روبرو میشوند اگر زیرساختهای ساختهشده برای بازیها بعد از پایان آن بهخوبی استفاده نشود. بهعنوان مثال، مشکلات اقتصادی یونان پس از المپیک آتن ۲۰۰۴ با هزینههای نگهداری ورزشگاههای خالی تشدید شد. بحران بدهی یونان نیز بخشی از تاثیرات ناشی از هزینههای المپیک بود.