فرداد احمدی
روزنامهنگار و نویسنده نشریه آفتاب خاورمیانه
آلبرت بغزیان، کارشناس اقتصادی از بیصاحب بودن معضل ابربدهکاران بانکی میگوید:
طی ماههای اخیر، انتشار نصفهونیمه نام ابربدهکاران بانکی توسط بانکها بهعنوان گامی در راستای شفافیت و مبارزه با مفاسد اقتصادی مورد توجه رسانهها قرار گرفت. در این میان برخی از کارشناسان ابراز عقیده کردند که سیاق جاری بسندهکردن به فقط اعلام نامها و نپرداختن به جزئیات، نهتنها به هدف شفافیت این اقدام منتج نمیشود، بلکه حتی خود ضدشفافیت عمل میکند و نباید همه تسهیلاتگیرندگان بانکها را یکسان تلقی کرد. آلبرت بغزیان، کارشناس حوزه اقتصادی در مصاحبهای با «آفتاب خاورمیانه» به همین موضوع چالشهای پدیده «ابربدهکارهای بانکی» و «نحوه برخورد بانکها با این موضوع» پرداخته است. بغزیان معتقد است که انتشار ناقص نام ابربدهکاران بانکی نمیتواند به بازگشت سلامت اقتصاد بانکی کمکی کند. به گفته او افرادی که نام آنها درون لیست منتشر شده از سوی بانک مرکزی قرار گرفته، بدهکارانی هستند که تسهیلات دریافتشده را در مسیر تولید یا کسبوکار متعارف قرار ندادهاند و خرج سوداگری کردهاند. بانکداران نیز به دلیل منافع و آبرو انگیزهای برای برخورد قاطع با این بدهکاران ندارند و همچنین، این سوداگران به سیاسیون و قدرتمندان جامعه نیز پشتگرم هستند.
به نظر شما انتشار لیست نام ابربدهکاران بانکی تاثیری بر شفافیت خواهد گذاشت یا خیر؟
از نظر من انتشار لیست ابربدهکاران بانکی مثل باقی اقدامات دولت، چه دولت قبلی و چه دولت فعلی کاری نمایشی و بیتاثیر است. باید از خود بپرسیم که چرا با وجود آنکه مافیای طلا را دستگیر میکنیم و سلطان آپارتمان یا سکه را پیدا میکنیم، باز هم چرخ اقتصاد لنگ میزند؟ این نشاندهنده آن است که ما اصلا شاخه اصلی را پیدا نکردهایم. موضوع انتشار لیست ابربدهکاران بانکی هم چنین سرانجامی دارد.
یعنی شما انتشار این لیستها را نمایشی میدانید؟
از نظر من حتما باید وزارت اقتصاد، بانک مرکزی و مردم فشار بیاورند که بانکها لیست ابربدهکاران خود را به طور کامل منتشر کنند. چرا که اگر بانکها میخواستند با رغبت این لیستها را منتشر کنند تاکنون این کار را انجام میدادند. به نظر من این صرفا نمایشی از شفافیت است که افراد را مثلا با حروف اختصاری مشخص میکنند. لیستهای انتشار یافته حتی کامل هم نیستند و مشخص نیست که ابربدهکار به چه معنایی است؟ باید پرسش کرد که چهمقدار بدهی فرد را ابربدهکار میکند؟ چطور است که برای مردم عادی با تعویق دو قسط وام پیامک میآید یا با ضامنها تماس گرفته میشود، ولی برای یک ابربدهکار چنین فرایندی طی نمیشود و میزان جریمهاش به اندازه کل بدهیاش میشود؟ چطور است که با وجود چنین سوابقی، باز هم بانکها سعی میکنند که با نفوذشان در دولت این بدهی را ببخشند و ادعا کنند که جریمه از نظر فقهی مشکل ندارد؟ مشخص است که خواستی از طرف بانکها برای افشای نام ابربدهکاران بانکی وجود ندارد چه برسد به این مطالبه که پیگیری از سمت قوه قضاییه صورت بگیرد یا بانک مرکزی پیگیری کند. آیا هیاتمدیرههایی که در زمان تصدیشان چنین وامهایی داده شده نباید محاکمه شوند؟
بنابراین انتشار یک لیست نصفه و نیمه و با حروف اختصاری کافی نیست. اثر منفی و مخرب وامهای اعطاشده به ابربدهکاران در اقتصاد که تبدیل به تورم، احتکار، بورسبازی و سوداگریهای زمین، مسکن، آپارتمان و طلا شده، واضح است. اما حالا که نام ابربدهکارها را افشا کردهاند، آیا میتوانند رقم بدهی را از آنها پس بگیرند؟ یا قرار است این پسگرفتن، مجددا با یک ترفند در امور حسابداری تسویه شود؟ به نظر من هنوز ارادهای برای برخورد قاطع با ابربدهکاران بانکی نیست. از طرف دیگر شاهدیم که مردم نیز سرگرم قیمتهای روغن نباتی و ماکارونی شدهاند و موضوع ابربدهکاران بانکی اصلا برایشان اهمیت ندارد. حتی گاهی دیدهام که مردم متاسفانه بار ارزشی به اقدام ابربدهکاران در پس ندادن وجوه دریافتی میدهند و میگویند: «نوش جانش. آدم زرنگی بود.»
آیا افراد حاضر در این لیست بهمعنای واقعی کلمه ابربدهکار هستند و یا اگر دقیقتر وارد جزئیات بشویم ممکن است واقعیت را به گونهای دیگر بیابیم؟
از نظر من افراد داخل لیستها بهمعنای واقعی ابربدهکار هستند. بخش اعظم این افراد هم توانایی گرفتن چنان وامهایی را داشتهاند و هم میتوانستند بدون وثیقه و ضمانتهای کافی آن وامها را دریافت کنند تا گیر نیفتند. همینکه کسی تابهحال از آنها مطالبه نکرده، نشاندهنده آن است که افراد معمولی نبودهاند و این وامها را با سفارش توانستهاند بگیرند. اضافه کنم که متاسفانه معتقدم این افراد حتما به یک جناح سیاسی یا افراد خاص وصل بودهاند. میتوان با اطمینان گفت که این افراد وام را بابت تولید نگرفتهاند و مطمئنم که در صورت پیگیری مشخص میشود چنین افرادی اصلا فعال اقتصادی نبودهاند و به معنی واقعی کلمه سوداگر اقتصادی بودهاند.
ممکن است گفته شود که این بدهکاران به علت رکود در کشور نتوانستند پول وام خود را پس بدهند. درحالیکه اگر آنها وامهای خود را در راه تولید خرج کرده بودند، اکنون سرمایهشان تبدیل به ماشینآلات و مواد اولیه و ملک شده بود و با توجه به بالا رفتن قیمت مواد اولیه و زمین و ماشینآلات کارخانهها، امکان ندارد که آنها نتوانند وامشان را پس بدهند. لذا اینکه گفته میشود به علت همهگیری کووید ۱۹ یا تحریم بوده که افرادی نتوانستهاند وامهای کلان خود را بازپرداخت کنند و اکنون ورشکست شده و بدهکار هستند، درست نیست.
میدانیم که گاهی چرخه معیوبی میان دولت و بانکها و پیمانکاران پروژههای دولتی به وجود میآید و از پیمانکاران بدهکار میسازد. بدین ترتیب که آنان برای دولت کار میکنند و دولت به آنها مقروض میشود، اما بدهی خود را تسویه نمیکند. این پیمانکارها که حجم زیادی از سرمایه پروژه را با وام گرفتن از بانکها جمع کرده بودند، مادامی که دولت دستمزدشان را پرداخت نکند، توانایی بازپرداخت وامهایشان را ندارند و بدین ترتیب به خاطر کمکاری دولت به بانکها بدهکار میشوند و چون رقم وامها بالا است، ممکن است نامشان میان ابربدهکاران بانکی هم گنجانده شود. آیا قبول دارید که چنین چرخه ابربدهکارسازی در کشور وجود دارد؟
من فکر میکنم کسی که دولت به او بدهکار است میتواند با دولت توافق کند و دولت بدهکار وام او شود. منظورم این است که راههایی برای فعالان اقتصادی وجود دارد که خود را از این چرخه خارج کنند. در قضیهای که شما مطرح کردید، پیمانکارها به همین علت معمولا تا دو برابر هزینه شارژ میکنند. به نظر من اینها ابربدهکاران بانکی نیستند و اگر هم باشند سهم بسیار کمی دارند. ابربدهکارها پول را صرف کارهای دیگری میکنند و مسلما ارتباطاتی داشتهاند که توانستهاند وامهایی با رقمهای بالا دریافت کنند و از جایی صدایی درنیاید. شخصی که به خاطر بدقولی دولت بدهکار شده، به دولت اعتراض میکند که بتواند بدهی بانکی را پرداخت کند.
آیا ممکن است برخی ابربدهکاران با دستکاری و نفوذ در بانکها اجازه ورود نامشان به لیست را نداده باشند؟ آیا میتوان برآورد کرد که آنها از چه سازوکارهایی برای دور زدن مقررات استفاده میکنند؟
هر چیزی امکان دارد. در شرایط تورمی، کاسبهای سالم معدودی دوام میآورند. سایر کاسبان به کمفروشی، بدفروشی، عرضه جنس تاریخگذشته و احتکار روی میآورند و اگر وامی هم گرفتند، تمام تلاش خود را میکنند که نامشان در لیست وامگیرندگان با بدهی معوقه نباشد. چون میدانند که ممکن است شناخته شوند و اعتبارشان را از دست بدهند.
مردم عادی هم اگر قسطهای وامشان به تعویق بیفتد و متوجه شوند که قرار است نامشان را روی دیوار بانک بزنند، به فکر آبروی خود میافتند و تقلا میکنند. کسی که ابربدهکار است طبیعتا اصلا نمیخواهد به چشم بیاید و مسلما سعی میکند نامش را به هر راهی که میتواند از لیست حذف کند. کسی که از راه غیرقانونی و نفوذ در بانک توانسته وام بگیرد، از راه ارتباطاتش توانسته وام را پس ندهد و جریمههایش را هم بخشیدهاند، حتما توانایی آن را هم دارد که کاری کند نامش در لیست نباشد. او مسلما چنین اقدامی را انجام خواهد داد. حسابدارها و حسابسازها و حسابرسها سازوکارها را به آنها یاد میدهند. یعنی این یک سیستم است و فقط این نیست که شخص خودش تنها در این مسیر باشد.
او عدهای را از باجه بانک گرفته تا هیاتمدیره کنار خود دارد. در غیر این صورت مدیرعاملی که چنین بدهکاران به بانکی داشته باشد یقهشان را حتما میگیرد. پس این افراد حتما آدمهای خودشان را دارند.
همچنین برخی از ابربدهکاران بانکی وامهای قبلی خود با وامهای جدیدی که دریافت میکنند تسویه میکنند. بدین شکل که بانک به بدهکاران وام جدیدی میدهد تا با آن بدهی خود را در ظاهر تسویه کند. به این فرآیند «استمهال» میگویند. بانک به این افراد یاد میدهد که از چنین روشهای استفاده کنند. بههرحال عدد بزرگ است و متاسفانه فساد مالی هم وجود دارد. دولت باید اراده لازم را برای کشف و برخورد با چنین اقداماتی داشته باشد. با انتشار چند لیست ناقص نمیتوان جلوی ابربدهکارها ایستاد. الان تا ریال آخر بدهی و اقساط و شماره ضامن در سیستم بانکی ثبت شده هست. چطور ممکن است این لیست نتواند کامل باشد؟ معلوم است که هنوز اراده کافی وجود ندارد.
آیا بانکهای دارای ابربدهکار مایل به انتشار لیست کامل نام آنها هستند؟
احتمالا فاششدن نام و مبلغ بدهی ابربدهکاران بانکی برای خود آن بانکها امتیاز منفی دارد. در غیر این صورت بانکها بهسرعت نام آنها را اعلام میکردند. مسئله این است که اکنون، افشای موجودیت و نام ابربدهکاران، برای بانک، مدیرعامل، کارشناس و... امتیاز منفی دارد. همراه شدن نام بانک با نام چند ابربدهکار برای وجهه آن خوب نیست. ممکن است باعث شود که مردم حسابهایشان را از آن بانک خارج کنند. از طرفی، با افشای نام ابربدهکاران، احتمال گیر افتادن همکاران آنها در بانک هم بالا میرود. اسامی بیرون میآیند و به دنبال آن مشخص میشود که وامگیرنده یک شخص حقیقی بوده یا حقوقی. مشخص میشود که چه زمانی وام دریافت شده است. چه نهادی ضامن آن بوده و... . مسلما خیلی چیزها افشا میشود که مورد پسند بانکها نیست. از طرف دیگر، بانک مرکزی که ناظر بوده باید تخلفات را کشف میکرده است. این نشان میدهد که پای بانک مرکزی هم در میان بوده که این ارقام بالای بدهی اتفاق افتاده و صرف سوداگری شده است.
سرپوش سکوت روی معوقات انباشته
1401/04/01