منتشرشده در نشریه شماره ۴۲ آفتاب خاورمیانه - تیر ۱۴۰۵
لیدا هادی
روزنامهنگار حوزه فناوری مالی
در محیط مالی امروز، افزایش تعداد تراکنشها، تنوع خدمات دیجیتال و حجم الزامات مقرراتی، اتکا به بررسیهای دستی دادههای پراکنده و گزارشهای دورهای را غیرممکن کرده است. در این شرایط "رگتک" با ایجاد زیرساختهای دادهمحور، امکان نظارت مستمر بر فعالیتهای مالی، شناسایی سریع تخلفات احتمالی و تولید خودکار گزارشهای نظارتی را فراهم میکند. در این یادداشت به ابعاد مختلف این فناوری میپردازیم.
رگتک چیست؟
فناوریهای تنظیمگری یا رگتک (RegTech) به مجموعهای از راهکارهای فناورانه اطلاق میشود که برای تسهیل، خودکارسازی و بهینهسازی فرآیندهای مرتبط با مقررات و انطباق سازمانی توسعه یافتهاند. این راهکارها میتوانند از ابزارهای ساده مدیریت اسناد و کنترل گردشکار تا سامانههای پیشرفته تحلیل تراکنش، احراز هویت دیجیتال، پردازش زبان طبیعی و هوش مصنوعی را دربربگیرند.
کارکرد اصلی رگتک، تبدیل فرآیندهای پراکنده به جریانهای کاری قابلاندازهگیری و قابلردیابی است. برای نمونه یک سامانه رگتک میتواند تغییر بخشنامهها را شناسایی کند، واحدهای مربوطه را مشخص کند، وظایف را میان مسئولان توزیع کند و اجرا یا عدماجرای الزامات را گزارش دهد.
رگتک پلی میان فناوریهای دیجیتال و چارچوبهای نظارتی است و تلاش میکند چالش پیچیدگی روزافزون مقررات را از طریق ابزارهای تحلیلی و خودکار برطرف کند. این فناوری به یکی از ارکان تحول دیجیتال در حوزه حاکمیت، ریسک و انطباق در موسسات مالی تبدیل شده و نقش مهمی در ارتقای شفافیت و کارایی نظام مالی ایفا میکند.
تاریخچه رگتک
ریشههای رگتک را میتوان در سامانههای گزارشدهی رایانهای، نرمافزارهای مدیریت ریسک و ابزارهای مبارزه با پولشویی در دهههای گذشته جستوجو کرد. بااینحال، اصطلاح رگتک در نیمه نخست دهه ۲۰۱۰ و همزمان با گسترش فینتکها رواج یافت.
پس از بحران مالی جهانی سال 2008، دولتها و نهادهای نظارتی در بسیاری از کشورها مجموعهای گسترده از مقررات جدید را با هدف افزایش شفافیت، تقویت نظارت و کاهش ریسکهای سیستمی تصویب کردند. این افزایش چشمگیر مقررات، فشار زیادی بر موسسات مالی برای مدیریت فرآیندهای انطباق وارد کرد و زمینه را برای توسعه راهکارهای فناورانه فراهم ساخت.
در همان دوره، پیشرفت سریع فناوریهایی مانند تحلیل کلانداده، هوش مصنوعی و رایانش ابری امکان طراحی سامانههایی را فراهم کرد که میتوانستند حجم عظیمی از دادههای مالی را در زمان کوتاه تحلیل کنند. همچنین استارتاپهای تخصصی در حوزه انطباق دیجیتال شکل گرفتند و بسیاری از بانکها و نهادهای مالی سرمایهگذاری گستردهای در این حوزه انجام دادند. درنتیجه رگتک بهعنوان یکی از حوزههای مهم اکوسیستم فینتک شناخته شد و نهادهای بینالمللی مانند هیات ثبات مالی و کمیته بازل نیز به بررسی نقش آن در آینده نظارت مالی پرداختند.
معماری نوین تطبیق
رگتک زیرساختی برای مدیریت ریسکهای مقرراتی است. در مدل کلاسیک، بسیاری از کنترلهای تطبیق با مقررات بهصورت دورهای و پس از وقوع رویداد انجام میشوند، اما رگتک میتواند بخشی از این کنترلها را به پایش مستمر تبدیل کند. یکپارچهسازی دادهها به سازمانها اجازه میدهد نشانههای غیرعادی را بهسرعت شناسایی کنند و پیش از آنکه خطا به تخلف گسترده یا جریمه نظارتی تبدیل شود، آن را اصلاح کنند.
رگتک هزینههای تطبیق با مقررات را بهمیزان قابلتوجهی کاهش میدهد و بسیاری از فرآیندهایی که پیشتر به بررسیهای دستی و زمانبر نیاز داشتند، بهصورت خودکار و مبتنیبر الگوریتم انجام میشوند. افزایش دقت تحلیل دادهها نیز باعث میشود احتمال بروز تخلفات یا جریمههای نظارتی کاهش یابد.
رگتک در بانکها
بانکها به دلیل حجم بالای تراکنشها و گستردگی فعالیتهای مالی، بیشترین نیاز را به راهکارهای رگتک دارند. یکی از مهمترین کاربردهای این فناوری در حوزه مبارزه با پولشویی است. الگوریتمهای یادگیری ماشین میتوانند الگوهای غیرعادی تراکنشها را شناسایی کرده و روابط پیچیده میان حسابها و مشتریان را تحلیل کنند. این رویکرد نسبت به سیستمهای سنتی مبتنیبر قواعد ثابت، دقت بالاتر و انعطافپذیری بیشتری دارد.
در حوزه مدیریت سرمایه و نقدینگی نیز رگتک نقش مهمی ایفا میکند. سامانههای تحلیلی میتوانند نسبتهای نظارتی مانند کفایت سرمایه و پوشش نقدینگی را بهصورت خودکار محاسبه کرده و وضعیت انطباق بانک با مقررات را در زمان واقعی نشان دهند. همچنین در فرآیند گزارشدهی نظارتی، استخراج دادهها از سیستمهای داخلی و تهیه گزارشهای استاندارد بهصورت خودکار انجام میشود که این امر سرعت و دقت گزارشدهی را افزایش میدهد.
رگتک در کشورهای جهان
در بسیاری از کشورها، توسعه رگتک بهعنوان بخشی از راهبرد تحول دیجیتال در بخش مالی مورد توجه قرار گرفته است. در بریتانیا، نهاد ناظر مالی با ایجاد محیطهای آزمون نظارتی و حمایت از نوآوریهای مالی، زمینه رشد شرکتهای فعال در حوزه رگتک را فراهم کرده است. این کشور به یکی از مراکز مهم توسعه فناوریهای نظارتی تبدیل شده و همکاری میان استارتاپها، بانکها و نهادهای ناظر در آن نقش مهمی در پیشرفت این حوزه داشته است.
در اتحادیه اروپا نیز دیجیتالیسازی فرآیندهای گزارشدهی و استفاده از استانداردهای دادهای مشترک باعث شده است ابزارهای رگتک بهطور گسترده در موسسات مالی مورد استفاده قرار گیرند. در ایالات متحده، تمرکز اصلی بر استفاده از فناوری برای مبارزه با پولشویی و جرایم مالی بوده است و بسیاری از بانکهای بزرگ از سامانههای تحلیل داده برای شناسایی فعالیتهای مشکوک استفاده میکنند. کشورهای آسیایی مانند سنگاپور و هنگکنگ نیز با حمایت فعال از نوآوریهای مالی و ایجاد چارچوبهای نظارتی انعطافپذیر، به مراکز مهم توسعه رگتک در منطقه تبدیل شدهاند.
حجم بازار جهانی رگتک
بازار جهانی رگتک طی سالهای اخیر رشد قابلتوجهی را تجربه کرده است. برآوردهای موسسات پژوهشی بینالمللی نشان میدهد ارزش این بازار در ابتدای دهه 2020 چندین میلیارد دلار برآورد شده و پیشبینی میشود با نرخ رشد سالانه دو رقمی به رشد خود ادامه دهد. افزایش سرمایهگذاری بانکهای بزرگ در سامانههای مبارزه با پولشویی، گزارشدهی دیجیتال و مدیریت ریسک نظارتی، سهم عمدهای از این رشد را تشکیل میدهد. همچنین گسترش بانکداری دیجیتال و پرداختهای برخط، تقاضا برای ابزارهای پیشرفته پایش تراکنشها را افزایش داده و بازار رگتک را به یکی از سریعترین بخشهای در حال رشد در اکوسیستم فناوری مالی تبدیل کرده است.
براساس گزارش موسسه پژوهشی Grand View Research، ارزش بازار جهانی رگتک در سال 2025 حدود 24.34 میلیارد دلار برآورد شده است و پیشبینی میشود این بازار با نرخ رشد سالانه مرکب حدود 21.1 درصد تا سال 2033 به حدود 112.10 میلیارد دلار برسد. این رشد سریع نشاندهنده افزایش تقاضا برای راهکارهای فناورانه در مدیریت الزامات نظارتی و کاهش هزینههای انطباق در صنعت مالی است.
در سالهای اخیر، پیچیدگی مقررات مالی و افزایش حجم دادههای تراکنشی، بانکها و موسسات مالی را به استفاده از هوش مصنوعی، تحلیل کلانداده و یادگیری ماشین برای پایش فعالیتهای مالی و ریسکهای مقرراتی سوق داده است. همچنین تشدید مقررات مبارزه با پولشویی، الزامات شناسایی مشتری (KYC) و گزارشدهی نظارتی دیجیتال، از مهمترین عوامل افزایش سرمایهگذاری در این حوزه محسوب میشوند. بخش عمده تقاضای بازار رگتک از سوی بانکها و موسسات مالی بزرگ شکل میگیرد، زیرا این نهادها با حجم گستردهای از الزامات نظارتی و دادههای عملیاتی مواجه هستند. علاوهبراین، گسترش بانکداری دیجیتال، پرداختهای الکترونیکی و خدمات مالی مبتنیبر پلتفرم موجب شده است نیاز به نظارت دادهمحور و بلادرنگ افزایش یابد. در نتیجه، رگتک بهتدریج به یکی از زیرساختهای کلیدی مدیریت ریسک و انطباق مقرراتی در نظام مالی جهانی تبدیل شده است.
ابتکارات کلیدی در توسعه رگتک
در سالهای اخیر ابتکارات متعددی برای توسعه رگتک شکل گرفته است. یکی از مهمترین این ابتکارات توسعه مقررات قابلخواندن توسط ماشین است که در آن سامانههای نرمافزاری، الزامات قانونی را بهصورت خودکار تفسیر و اجرا میکنند.
ابتکار دیگر توسعه زیرساختهای تبادل داده میان موسسات مالی و نهادهای نظارتی از طریق رابطهای برنامهنویسی کاربردی یا API است. این زیرساختها امکان انتقال سریع و امن دادههای نظارتی را فراهم میکنند و به نهادهای ناظر اجازه میدهند نظارت دقیقتری بر فعالیتهای مالی داشته باشند. همچنین استفاده از فناوریهای دفترکل توزیعشده برای ثبت دادههای نظارتی و افزایش شفافیت در برخی کشورها مورد آزمایش قرار گرفته است.
چالشهای عملیاتی و ریسکهای نوظهور
اگرچه رگتک کارایی را افزایش میدهد، اما تمرکز شدید بر زیرساختهای دیجیتال ریسکهای سایبری و عملیاتی را بیشتر میکند. حملات سایبری به زیرساختهای گزارشدهی یا دستکاری دادههای ورودی میتواند پیامدهای جدی نظارتی داشته باشد. اتکای بیشازحد به ارائهدهندگان فناوری ثالث، "ریسک تمرکز" و وابستگی فناورانه را افزایش میدهد؛ بنابراین ارزیابی ریسک برونسپاری و تابآوری دیجیتال، بخشی جداییناپذیر از راهبرد های رگتک است.
الزامات و پیشنیازهای پیادهسازی رگتک
پیادهسازی موفق رگتک مستلزم فراهم شدن مجموعهای از پیشنیازهای فنی و سازمانی است. یکی از مهمترین این پیشنیازها وجود زیرساختهای دادهای مناسب و استانداردسازی فرمتهای اطلاعاتی است. کیفیت و یکپارچگی دادهها نقش تعیینکنندهای در عملکرد سامانههای تحلیلی دارد و درصورت ضعف در این حوزه، کارایی راهکارهای رگتک نیز کاهش مییابد.
امنیت سایبری و حفاظت از دادههای حساس نیز از دیگر الزامات مهم است. از آنجا که سامانههای رگتک با حجم زیادی از اطلاعات مالی و هویتی سروکار دارند، حفاظت از این دادهها در برابر دسترسی غیرمجاز یا حملات سایبری اهمیت زیادی دارد. علاوهبراین، آموزش نیروی انسانی و ایجاد فرهنگ سازمانی مبتنیبر داده برای بهرهبرداری موثر از این فناوری ضروری است.