منتشرشده در نشریه شماره 40 آفتاب خاورمیانه - آذر 1404
محدثه دهباشی
خبرنگار و مترجم فناوری مالی
چند سال پیش تصور اینکه یک بانک کلاسیک، کنار یک تیم استارتآپی دونفره روی محصول نوآورانهای کار کند، بیشتر به شوخی شبیه بود تا واقعیت؛ اما امروز در سنگاپور، نیویورک، برلین و بسیاری مناطق دیگر، اتاقهای جلسات بانکها پر از بنیانگذاران استارتآپهاست. امروز بانکهای بزرگ جهان تلاش میکنند "هاب نوآوری" باشند و از شتابدهنده، رابطهای برنامهنویسی کاربردی (API)، تیمهای سرمایهگذاری جسورانه و حتی فضای کار اشتراکی برای استارتآپها برخوردار شوند. این تحول نهفقط بهخاطر فشار رقابتی و ورود فینتکها به عرصه خدمات مالی، بلکه ناشی از درک جدیدی است که بانکها درباره فرصتهای نوآوری و اکوسیستمسازی به دست آوردهاند. در این یادداشت به چارچوبهای عملیاتی، مکانیسمهای اجرایی و نمونههای جهانی که نشان میدهند چگونه بانکها میتوانند اکوسیستمهای نوآورانه را شکل دهند، میپردازیم.
چرا بانکها برای استارتآپها مهمند؟
دسترسی به سرمایه و ابزارهای مالی غیردولتی
بانکها میتوانند برای استارتآپهای در حال رشد، علاوهبر تسهیلات متداول، بستههای مالی انعطافپذیرتری آماده کنند؛ مانند خطوط اعتباری ویژه، وام با شرایط آسانتر یا ابزارهای تامین مالی مبتنیبر درآمد آینده شرکت. این کار باعث میشود استارتآپها مجبور نباشند سهام خود را برای افزایش سرمایه به سرمایهگذاران واگذار کنند و بخشی از نیاز مالیشان از این مسیرهای کمهزینه و سریع تامین شود. در سالهای اخیر بانکهای منطقهای و بینالمللی متعددی چنین خدمات ویژهای را برای حمایت از کسبوکارهای نوپا ایجاد کردهاند.
سرمایهگذاری استراتژیک و سرمایهگذاری خطرپذیر شرکتی (Corporate Venture Capital)
واحدهای سرمایهگذاری شرکتی بانکها نقش مهمی در تزریق سرمایه و همزمان ایجاد مسیر ادغام فناوریها در عملیات بانکی ایفا میکنند؛ این مدل به بانکها اجازه میدهد جریان نوآوری را تسریع کرده و ریسک فناوری را مدیریت کنند.
دسترسی به دادهها و رابطهای برنامهنویسی کاربردی (data access & APIs)
بانکها منابع عظیم داده و دسترسی به شبکههای پرداخت را در اختیار دارند؛ ارائه رابطهای برنامهنویسی کاربردی، پلتفرمهای بانکداری باز و همکاری در آزمایشگاههای مشترک با استارتآپها میتواند زمان ورود به بازار را کاهش داده و قابلیتهای محصول را سریعتر اثبات کند.
اعتبار بازار و شبکهسازی
معرفی یک استارتآپ به شبکه شرکای بانکی، مشتریان سازمانی و کانالهای توزیع، ارزش بازاری فوقالعادهای تولید میکند. تایید و همکاری با یک بانک بزرگ گاه بهمنزله مهر اعتماد برای سرمایهگذاران بعدی است.
ابزارها و کانالهای اجرایی بانکها در حمایت از استارتآپها
شتابدهندههای بانکی
بانکهای منطقهای و بینالمللی برنامههای شتابدهی (Accelerator) راهاندازی کردهاند که بهطور خاص روی فینتک، فناوری اقلیمی (Climate Tech) و هوش مصنوعی متمرکز هستند. این برنامهها معمولا شامل مشاوره و منتورینگ، دسترسی به رابطهای برنامهنویسی کاربردی بانکی، فضای آزمایش، سرمایه و قراردادهای آزمایشی (پایلوت) میشوند. جیپیمورگان، DBS و BBVA از نمونههای شناختهشدهای هستند که شبکه شتابدهی و برنامههای همکاری با استارتآپها را توسعه دادهاند.
سرمایهگذاری و ادغام استراتژیک
واحدهای سرمایهگذاری خطرپذیر بانکها، علاوه بر سرمایهگذاری مالی، اغلب بهدنبال فرصتهای استراتژیک برای ادغام فناوری در محصولات بانکی هستند. این واحدها در سالهای اخیر راهکارهای متفاوتی مانند خرید اکوسیستمهای کوچک، سرمایهگذاری مرحلهای و استفاده از ابزارهای ثانویه برای تامین نقدینگی در پیش گرفتهاند که به پایداری زیستبوم کمک میکند. گزارشهای جامع درباره وضعیت سرمایهگذاری خطرپذیر شرکتی این تحولات را با دادههای ملموس نشان میدهد.
خطوط و ابزارهای اعتباری تخصصی
در شرایطی که بازارهای سرمایهگذاری خطرپذیر ناپایدار میشوند، استارتآپها به روشهای تامین مالی غیرسهامی مانند وامهای رشد، تسهیلات تامین سرمایه در گردش و تامین مالی مبتنیبر درآمد (revenue-based financing) نیاز بیشتری پیدا میکنند. برخی بانکها بستههای اختصاصی برای اقتصاد جدید و شرکتهای فناورانه تدوین کردهاند. بهعنوان مثال، تعهدهای چندصدمیلیونی برای خطوط اعتباری رشد در بازارهای کلیدی.
نمونههای جهانی موفق
در برخی شهرها، نام بانکهای بزرگ درست در کنار نام استارتآپهای پیشرو قرار گرفته و همکاریشان همانند یک "استارتآپ در دل یک غول مالی" جریان دارد. این بخش قرار نیست فقط فهرستی از نمونهها باشد، بلکه میخواهیم ببینیم بانکهای بزرگی مثل DBS در آسیا، BBVA در اروپا یا جیپیمورگان در آمریکا چگونه در عمل اکوسیستمهای محلی را از درون تغییر دادهاند:
سنگاپور-DBS
DBS با ایجاد شتابدهندههای اختصاصی و برنامههای همکاری با استارتآپها، مسیر ورود محصولات نوآورانه به بازار آسیایی را هموار کرده است. این بانک علاوهبر سرمایه اولیه، دسترسی به رابطهای برنامهنویسی کاربردی بانکی، منتورینگ و فضای آزمایشگاهی فراهم میکند تا استارتآپها بتوانند محصول خود را سریعتر توسعه دهند. نمونه موفق این رویکرد، همکاری DBS با استارتآپهای فینتک در حوزه پرداخت و بانکداری دیجیتال است که مسیر پایلوت و مقیاسپذیری را بهسرعت طی کردهاند.
ایالات متحده-جیپیمورگان
در نیویورک و دره سیلیکون، جیپیمورگان ترکیبی از خدمات بانکی سنتی، دسترسی به شبکه سرمایهگذاری و برنامههای شتابدهی را برای تیمهای فینتک فراهم کرده است. این مدل بهویژه برای استارتآپهایی که بهدنبال مشتریان سازمانی و زیرساختهای پرداخت هستند، فرصتهای ارزشمندی ایجاد میکند. سرمایهگذاریهای استراتژیک و قراردادهای پایلوت با این بانک، نشان میدهد چگونه بانک میتواند شریک رشد واقعی یک استارتآپ باشد.
اروپا- BBVA
BBVA یکی از پیشگامان بانکداری نوآورانه در اروپاست. از طریق برنامههایی مانند BBVA Open Talent و BBVA Momentum، این بانک استارتآپهای فینتک و فناوری اقلیمی را جذب و حمایت میکند و منتورینگ، دسترسی به شبکه بانکی و مشاوره کسبوکار ارائه میدهد. علاوه بر این، BBVA از طریق واحد سرمایهگذاری شرکتی (CVC) خود در استارتآپها سرمایهگذاری مستقیم و فناوری آنها را در محصولات بانک ادغام میکند. نمونه موفق این همکاری، استارتآپ Fintonic در اسپانیاست که با حمایت BBVA توانست به شبکه کاربران گسترده بانک متصل شود و محصول مدیریت مالی شخصی خود را سریعا مقیاسبندی کند.
این نمونهها نشان میدهند بانکها چگونه از نهادهای سنتی مالی به موتورهای توسعه اکوسیستم استارتآپی تبدیل شدهاند و با ترکیبی از سرمایه، دانش و شبکه، مسیر رشد استارتآپها را هموار میکنند.
چالشها و ریسکها
همکاری بین بانکها و استارتآپها اگرچه فرصتهای بزرگی ایجاد میکند، اما با چالشها و ریسکهای خاص خود همراه است:
تنظیمگری و انطباق
استارتآپها معمولا سرعت بالایی دارند و مدلهای کسبوکارشان نوآورانه است، در حالی که بانکها ملزم به رعایت قوانین سختگیرانه مالی و مقررات نظارتی هستند. هر همکاری، بهویژه در حوزه دادهها و پرداختها، نیازمند چارچوبهای دقیق داخلی و هماهنگی با ناظران است تا ریسک حقوقی و انطباق کاهش یابد.
تفاوت در اهداف زمانی و فرهنگ کاری
استارتآپها بهدنبال رشد سریع و ورود سریع به بازار هستند، اما بانکها معمولا محافظهکار و آهستهتر عمل میکنند. این اختلاف میتواند منجر به تاخیر در پروژهها یا تضاد در تصمیمگیریها شود.
مدیریت تعارض منافع
زمانی که بانک همزمان در استارتآپها سرمایهگذاری میکند و ممکن است در بازار با آنها رقابت داشته باشد، تعارض منافع محتمل است. شفافیت، محافظت از دادهها و قراردادهای روشن برای محافظت از هر دو طرف ضروری است.
ریسک فناوری و مقیاسپذیری
استارتآپها اغلب فناوریهای نوظهور را ارائه میدهند که ممکن است در مقیاس بزرگ یا در شبکههای بانکی سنتی با مشکلات عملیاتی روبهرو شوند. بانکها باید ظرفیت تست و پایلوت محصول را فراهم و ریسکهای فنی را مدیریت کنند.
با وجود این چالشها، بانکها و استارتآپها با طراحی مدلهای همکاری دقیق، شفافیت حقوقی و هماهنگی اهداف میتوانند ریسکها را به حداقل برسانند و از فرصتهای همافزایی حداکثری، بهره ببرند.
چارچوب عملیاتی پیشنهادی برای بانکها
برای پیشبرد موثر نوآوری و تعامل سازنده با کسبوکارهای نوپا، طراحی یک چارچوب عملیاتی منسجم در سطح سازمان ضروری است. در این چارچوب، ایجاد واحدهای مستقل نوآوری با ماموریت مشخص، بودجهای انعطافپذیر و شاخصهای عملکرد مرتبط با ادغام فناوری میتواند نقش مهمی در تسریع روند نوآوری ایفا کند. علاوه بر این، توسعه پلتفرمهای باز مبتنیبر رابطهای برنامهنویسی کاربردی و ایجاد بازارهای داده تحت کنترل، همراه با رعایت الزامات مربوط به حفاظت از حریم خصوصی، دسترسی شرکتها و استارتآپها را به دادههای غیرشخصی تسهیل میکند و بستر همکاریهای فناورانه را گسترش میدهد. همچنین، طراحی و ارائه بستههای مالی ترکیبی شامل ابزارهای بدهی، سرمایهگذاری سهامی و خدمات مشاورهای، میتواند به تامین نیازهای متنوع و مرحلهای استارتآپها کمک کند. در نهایت، استفاده از قراردادهای پایلوت ساختاریافته با معیارهای موفقیت مشخص و مسیر روشن برای ادغام نتایج در فرآیندها و خدمات سازمان، زمینهساز افزایش اثربخشی همکاریها و کاهش ریسکهای مرتبط با نوآوری خواهد بود.
چشمانداز نوآوری و مسیر پیشرو
بانکها امروز در یک موقعیت استثنایی برای تسریع رشد اکوسیستمهای استارتآپی قرار دارند، بهعبارت دیگر، آنها را میتوان معماران اکوسیستم نوآوری خواند. هر بانک که بتواند این نقش را بهدرستی بازی کند، نهتنها ارزش مالی ایجاد میکند، بلکه سهمی مستقیم در شکلدهی اقتصاد دیجیتال و آینده فناوری خواهد داشت.
در سالهای پیشرو، موفقترین بانکها آنهایی خواهند بود که انعطاف مالی و ابزارهای نوین تامین سرمایه را ارائه دهند، شبکهسازی و دسترسی به بازار را برای استارتآپها تسهیل کنند و در ادامه، تبادل دانش و فناوری را در اولویت قرار دهند.