تست مشاعی

کسب‌وکار خانوادگی؛ خانواده‌های کارآفرین و تداوم بین‌نسلی

1405/06/25

سعید جابر انصاریرئیس هیات‌مدیره دژپاد و گروه صنعتی سپاهانرئیس هیات‌مدیره انجمن ترویج کسب‌وکارهای خانوادگی ایران

 

دهه‌های ۴۰ و ۵۰ شمسی یکی از دوره‌های مهم رشد صنعتی ایران بود. افزایش درآمدهای نفتی، ارتباط با اقتصاد جهانی، افزایش قدرت خرید و دسترسی به شبکه‌های مالی و تامین، فضای مساعدی برای سرمایه‌گذاری ایجاد کرده بود. در همین دوره، گروهی از فعالان بازار به‌سمت تولید صنعتی حرکت کردند و  برخی خانواده‌ها کسب‌وکارهایی شکل دادند که به بازارهای صادراتی نیز راه یافتند. علت این رشد درکنار ویژگی‌های شخصی کارآفرینان، همسویی خانواده، بنگاه، محیط کسب‌وکار و نهادهای اقتصادی بود.

 

نهادهای توسعه‌ای نادیده‌گرفته‌شده

یکی از ویژگی‌های پنج دهه اخیر، نادیده گرفته شدن خانواده‌های کارآفرین به‌عنوان یک نهاد توسعه‌ای بود. در برنامه‌های توسعه کشور از بخش خصوصی، بنگاه، صنعت یا مشاغل خانگی صحبت شده، اما "کسب‌وکار خانوادگی" و "خانواده کارآفرین" به‌عنوان یک واحد مستقل در سیاستگذاری ایران به رسمیت شناخته نشده است.

این در حالی است که میان مشاغل خانگی و کسب‌وکار خانوادگی تفاوت جدی وجود دارد؛ کسب‌وکار خانوادگی ممکن است از فعالیتی کوچک آغاز شود و در طول زمان توسعه یافته و با کارآفرینی و طی نسل‌ها به مجموعه‌ای از شرکت‌ها در صنایع یا کشورهای مختلف توسعه یابد. تا زمانی که مالکیت یا کنترل اصلی در اختیار خانواده باشد و قصد تداوم آن میان نسل‌ها وجود داشته باشد، با کسب‌وکار خانوادگی مواجهیم.

گفته می‌شود که بخش خصوصی حدود ۲۰ درصد از اقتصاد ایران را دراختیار دارد، اما سهم کسب‌وکارهای خانوادگی از این میزان مشخص نیست؛ هرچند می‌توان براساس میانگین جهانی تخمین زد که دوسوم این بخش را کسب‌وکارهای خانوادگی تشکیل می‌دهند. درمقابل، مطابق آمارها ۷۰ درصد تولید ناخالص داخلی جهان توسط کسب‌وکارهای خانوادگی ایجاد می‌شود و در برخی کشورها مثل ایتالیا این سهم به ۹۰ درصد نیز می‌رسد. بنابراین، از کسب‌وکارهای خانوادگی و خانواده‌های کارآفرین که یکی از اجزای اصلی اقتصاد جهانی است، در کشور ما غفلت شده است.

 

نام برند و اعتبار خانوادگی

در بازار سنتی ایران، نام خانوادگی همواره بخشی از اعتبار کسب‌وکار بوده است. بسیاری از نام‌ها مستقیما حرفه یا محصول خانواده را بازتاب می‌دادند و فرد، خانواده و کسب‌وکار از یکدیگر جدا نبود. در بنگاه‌های مدرن ایرانی، پیوند میان نام برند و اعتبار خانوادگی و کسب‌وکار به‌تدریج کمرنگ شد؛ درحالی‌که در بسیاری از کشورهای منطقه هنوز خانواده‌هایی با برند برگرفته از نام خانوادگی خود مجموعه‌ای از شرکت‌ها را اداره می‌کنند و همین نام و برند، بخشی از سرمایه اعتباری آنهاست.

 

تهدید گسست نسلی کسب‌وکارها و آثار ملی آن

در ادبیات کسب‌وکار خانوادگی معمولا هر ۳۰ تا ۳۵ سال را می‌توان یک نسل درنظر گرفت. بسیاری از بنگاه‌های بزرگ ایرانی که در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ شکل گرفته بودند، هنگام انقلاب هنوز به مرحله انتقال بین‌نسلی نرسیده بودند؛ بنابراین فرصت پیدا نکردند که تجربه و دانش لازم برای جانشین‌پروری، انتقال مالکیت، حاکمیت، مدیریت و راهبری را به دست آورند. مصادره دارایی‌های ۵۳ خانواده و حدود ۵۰۰ شرکت، این مسیر طبیعی را متوقف کرد؛ با این "سکته توسعه ملی" نه‌فقط مالکیت تعدادی بنگاه تغییر کرد، بلکه امکان شکل‌گیری تجربه انتقال بین‌نسلی در بخش مهمی از صنعت خصوصی ایران نیز از میان رفت. بخشی از خانواده‌ها کشور را ترک کردند و آنهایی که باقی ماندند نیز به‌واسطه احساس تهدیدِ امنیتِ مالکیت، ترجیح دادند رابطه میان نام خانواده و بنگاه خود را  کمتر آشکار کنند. با آغاز دوره سازندگی، نسل تازه‌ای از کسب‌وکارهای خانوادگی رشد کرد. امروز بسیاری از این بنگاه‌ها به مرحله‌ای رسیده‌اند که بخش بزرگی از بنگاه‌های پیش از انقلاب فرصت تجربه آن را نداشتند: انتقال از بنیانگذار به نسل بعد.

مهاجرت بخشی از نسل جوان در سال‌های اخیر، خطر گسست دیگری را ایجاد کرده است. ناتوانی در انتقال کسب‌وکار به نسل بعد می‌تواند به خروج سرمایه انسانی و مالی، کاهش سرمایه‌گذاری، از بین رفتن دانش سازمانی، اختلال در زنجیره تامین و کاهش اشتغال و درآمدهای مالیاتی منجر شود. درنتیجه انتقال موفق و پایدار بین‌نسلی نه‌تنها موضوعی مهم برای خانواده‌هاست بلکه نهادهای سیاستگذار و تشکل‌های اقتصادی نیز باید تداوم این بنگاه‌ها را بخشی از منافع ملی بدانند.

 

سرمایه صبور۱ و افق بلندمدت خانواده

یکی از ویژگی‌های مهم کسب‌وکارهای خانوادگی، افق زمانی بلندتر آنهاست. خانواده معمولا علاوه‌بر بازده مالی، برای نام، اعتبار، میراث و امکان انتقال کسب‌وکار به نسل بعد ارزش قائل است؛ مفهومی که در ادبیات این حوزه از آن با عنوان ثروت اجتماعی-عاطفی-اقتصادی یاد می‌شود. نگاه خانواده‌های کارآفرین به‌دلیل سرمایه صبورشان نگاه نسلی است و نه فقط فصلی؛ همین نگاه می‌تواند تاب‌آوری بنگاه را افزایش دهد، زیرا خانواده ممکن است در دوره‌های دشوار حفظ شرکت، کارکنان و خوشنامی را بر حداکثر کردن سود کوتاه‌مدت مقدم بداند.

 

امنیت مالکیت برای بقا

هیچ‌یک از این سازوکارها بدون امنیت مالکیت پایدار نمی‌ماند زیرا سرمایه ذاتا به امنیت و امکان پیش‌بینی آینده حساس است. اگر مالک تصور کند دارایی او ممکن است خارج از یک فرآیند روشن و قانونی در معرض تهدید قرار گیرد، انگیزه سرمایه‌گذاری بلندمدت کاهش می‌یابد و بخشی از سرمایه به بخش‌ها یا محیط‌های امن‌تری منتقل می‌شود. تداوم بنگاه‌های چندنسلی بدون امنیت مالکیت دشوار است. در ژاپن بیش از پنجاه هزار کسب‌وکار خانوادگی بیش از یک قرن سابقه دارند؛ این ماندگاری در کنار عوامل دیگر به امنیت مالکیت و امکان انتقال امن مالکیت دارایی‌ها و کسب‌وکارها میان نسل‌ها وابسته است. اگر ما خواهان سرمایه‌گذاری بلندمدت و تداوم بنگاه‌ها هستیم، امنیت مالکیت باید یکی از پایه‌های سیاست اقتصادی باشد. برخورد با تخلف یک فرد از یک خانواده نباید با مصادره بدون فرآیند قانونی و عادلانه حیات یک شرکت، اشتغال کارکنان و مالکیت سایر اعضای خانواده را  در معرض خطر قرار دهد.

 

دولت؛ تنظیم‌گر نه بنگاه‌دار

تولید کالا و خدمات در یک محیط رقابتی، شفاف و قانونمند باید تا حد امکان در اختیار بخش خصوصی باشد؛ دولت وظیفه دارد زیرساخت، آموزش، بهداشت، امنیت، روابط خارجی و قواعد رقابت را فراهم کند و بر اجرای قانون نظارت داشته باشد. یکی از ظرفیت‌های کمتر دیده‌شده، پیوند میان خانواده‌های کارآفرین ایرانی و همتایان آنها در کشورهای منطقه است. در بسیاری از این بازارها، کسب‌وکار خانوادگی ساختار غالب بخش خصوصی است و خوشنامی، سابقه و ثبات خانواده می‌تواند خود به عاملی برای شکل‌گیری اعتماد تجاری تبدیل شود. چنین روابطی، برخلاف معاملات مقطعی، ظرفیت آن را دارند که به همکاری‌های باثبات و بلندمدت تبدیل شوند. هر بنگاه باید برای بقا کارآمدتر، نوآورتر، رقابت‌پذیرتر و سودآورتر شود. حمایت دولت از کسب‌وکار خانوادگی از طریق اصلاح سیاست‌ها و قانون حمایت و بالندگی کسب‌وکارهای خانوادگی امکان‌پذیر می‌شود؛ اما حمایت‌ها نیز نباید به‌معنای ایجاد امتیاز ویژه باشد. حمایت دولتی باید در برابر ایفای مسئولیت از طرف بنگاه اقتصادی باشد: کسب‌وکار خانوادگی باید حکمرانی مناسب داشته باشد، شفاف و مسئولیت‌پذیر باشد، برای جانشینی برنامه داشته باشد و پاسخگو باشد.

 

سرمایه خوشنامی خانوادگی

کسب‌وکار خانوادگی زمانی پایدار می‌ماند که فقط به سود فکر نکند. خوشنامی خانواده، رابطه با کارکنان، جامعه محلی و مسئولیت درقبال محیط زیست و نسل بعد، بخشی از سرمایه این بنگاه‌هاست. یک تخلف یا فساد ممکن است خوشنامی خانوادگی را که متعلق به چند نسل است زیر سوال ببرد. همین موضوع در بسیاری از خانواده‌ها نوعی محدودیت و سازوکار کنترل درونی ایجاد می‌کند. درنتیجه خانواده‌های کارآفرین می‌توانند در کاهش زمینه‌های فساد نقش داشته باشند.

در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه، قوانین حمایتی، فرآیندهای کوتاه و سریع نهادهای بانکی و نظارتی و بالندگی کسب‌وکارهای خانوادگی موجب تقویت برند و اعتبار خانوادگی شده و زمینه تسهیل جذب سرمایه و نقدینگی توسط بازار سرمایه و پول را فراهم کرده است. در این کشورها از ورود به بازار خصوصی بورس (ویژه رشد، تداوم و انتقال کسب‌وکارهای خانوادگی) به‌عنوان یکی از راهکارهای رشد و ماندگاری کسب‌وکارهای خانوادگی استفاده می‌شود.

 

روی دیگر و نیمه‌تاریک خانواده

خانوادگی بودن به‌خودی‌خود ضامن موفقیت نیست؛ همان پیوندهای عاطفی که می‌توانند مزیت ایجاد کنند، درصورت مدیریت نادرست ممکن است به عامل بحران تبدیل شوند. اختلاف سلیقه ممکن است به تعارض تبدیل شود، تعارض به خصومت برسد و نیمه تاریک خانواده غالب شود تا درنهایت اختلاف خانوادگی به فروپاشی خانواده و ورشکستگی کسب‌وکار منجر شود.

خانواده‌های کارآفرین مانند شرکت به حکمرانی خوب نیاز دارند و باید در حوزه‌های خانواده، مالکیت، کسب‌وکار، ثروت و مسئولیت اجتماعی نیز سازوکارهای روشن داشته باشند. تفکیک نقش‌های خانوادگی و کاری اهمیت زیادی دارد. یک عضو خانواده ممکن است فقط سهامدار باشد؛ دیگری علاوه‌بر مالکیت، سرمایه‌گذار فعال باشد؛ فرد دیگری نقش امانتدار و حافظ منافع بلندمدت خانواده را برعهده بگیرد؛ عضو دیگری در هیات‌مدیره حضور داشته باشد و درنهایت برخی اعضا مستقیما وارد مدیریت اجرایی شوند. حکمرانی خوب توام با ارائه فرصت‌های برابر و شایسته‌سالاری، خانواده را به نهادی توسعه‌ای تبدیل می‌کند.

 

راه ماندگاری

پنج شاخص راهنما برای ماندگاری و انتقال موفق بین‌نسلی کسب‌وکارهای خانوادگی عبارتند از: هویت، اصالت، اهلیت، عاملیت و درنهایت برکت. هویت: ما که هستیم و برای چه آفریده شده‌ایم؟

اصالت: آیا آنچه می‌گوییم با آنچه زندگی می‌کنیم یکی است؟

اهلیت: ‌آیا برای آنچه در اختیارمان قرار دارد شایستگی داریم؟

عاملیت: آیا با شایستگی، مسئولیت می‌پذیریم و اقدام می‌کنیم؟

برکت: آیا حضور ما چیزی را برای نسل بعد و جهان پیرامون بهتر می‌کند؟

تجربه کسب‌وکارهای چندنسلی جهان نیز نشان می‌دهد که ماندگاری

به‌معنای مقاومت در برابر تغییر نیست. فرمول ساده آن را می‌توان "حفظ ارزش‌ها و نوآوری در روش‌ها" دانست. صداقت، امانت‌داری، کارآفرینی و خدمت می‌توانند پایدار بمانند، اما ابزارها، محصولات، شیوه مدیریت و مدل کسب‌وکار باید به‌خصوص توسط نسل‌ها متناسب با زمان (همانند به‌کارگیری هوش مصنوعی و سایر ابزارهای نوین دیجیتال) تغییر کنند.

ما برای توسعه فقط به ایجاد بنگاه‌های جدید نیاز نداریم بلکه باید بتوانیم آنچه را ساخته‌ایم نیز حفظ کنیم. در کشور ما گاهی برای ایجاد بنگاه اشتیاق بیشتری نسبت‌به حفظ و تداوم آن وجود داشته است؛ درحالی‌که توسعه زمانی پایدار می‌شود که بنگاهی که طی چند دهه فعالیت کرده است به نسل بعدی منتقل شود. حتی اگر مالکیت یک شرکت تغییر کند، مهم آن است که سفره تولید گسترده‌تر شود و چراغی که برای اشتغال، سرمایه‌گذاری و آبادانی روشن شده، خاموش نشود؛ اینگونه است که منفعت خصوصی به خیر عمومی گره می‌خورد و موجب برکت فزاینده می‌شود.

 

پانویس:

۱. سرمایه صبور: سرمایه‌گذاری بلند‌مدت است و در آن، سرمایه‌گذار انتظار بازگشت سود در کوتاه‌مدت را ندارد.