تحریریه آفتاب خاورمیانه
کارکنان و احساسشان به سازمان
چه میشود که خلاقیت در سازمانهای پیشرویی مانند اپل موج میزند، اما در جایی مانند یک اداره دولتی سکون پابرجاست؟ دست کم بخش مهمی از این تفاوتها را میتوان در رابطه سازمانها با نیروی انسانی جستوجو کرد، چرا که هم به لحاظ تجربی و هم به لحاظ تحقیقی اجماع نظری درباره اهمیت بالای نیروی انسانی در نحوه عملکرد سازمانها وجود دارد. روزگاری نظریه تیلوریسم که به دنبال افزایش بهرهوری سازمانی با استفاده از تقسیم کار فراوان و تقلیل ساحت انسانی کارکنان به ماشین بود، بر سازمانها فرمانروایی میکرد. اما کمکم با بروز پدیدهای به نام «از خود بیگانگی» کارکنان (عمدتأ کارگران)، تیلوریسم در اهدافش مبنی بر افزایش کارایی سازمان شکست خورد و جای خود را به مفاهیمی مثل رضایت شغلی و «حمایت سازمانی ادراک شده» داد. بدین ترتیب مدیران برای بهبود عملکرد سازمان خود، به جای تأکید بر سیاستهای قهری و ماشینی، تلاش کردند با برقراری «عدالت سازمانی»، احساس کارکنان نسبت به سازمان را بهبود بخشیده و موجبات شکلگیری «تعهد سازمانی» و «رفتار شهروندی سازمانی» را فراهم کنند. در ادامه میکوشیم هر یک از مفاهیم گفته شده را ساده و به شکلی مصداقی ارائه دهیم.