منتشرشده در نشریه شماره ۳۸ آفتاب خاورمیانه - خرداد ۱۴۰۴
نرگس لکیزادهکارشناس روابط عمومی - بانک خاورمیانه«ما در دنیایی پر از بازخورد زندگی میکنیم. بازخوردهایی که میگیریم گاهی به دردمان میخورند و گاهی هم نه. گاهی بازخوردهایی میگیریم که با شنیدنشان دستپاچه یا تحقیر میشویم یا برعکس به خودمان افتخار میکنیم.
موضوع اینجاست که احساسمان نسبت به بازخورد دیگران هر چیزی که باشد باید قبول کنیم نمیتوان با نادیده گرفتن نظرهای آنها در حصار امنمان پنهان شویم. از طرفی پذیرفتن بازخورد دیگران به این معنا نیست که هر آنچه درباره ما میگویند را قبول کنیم. بلکه به این معناست که چطور واکنش مناسبی به بازخورد دیگران نشان دهیم و چطور از آنها برای بهبود رفتار و روابطمان استفاده کنیم.»
متن بالا بخشی از کتاب "از بازخوردت متشکرم؛ علم و هنر استقبال از بازخورد" است که به چالشهای بازخورد گرفتن و راهکارهای آنها میپردازد.
گفته و نه گوینده
کتاب حاضر به ما میگوید که میتوانیم از بازخوردها استفاده کنیم، حتی اگر غیرمنصفانه و سوگیرانه باشند؛ رویکردی که این کتاب "رشدمحوری" نامگذاری میکند، به فرد کمک میکند که به هر انتقاد و بازخوردی بهچشم فرصت تغییر و تعامل نگاه کند.
توصیه به توجه به جان و حقیقت کلام و اهمیت ندادن به مسائل حاشیهای، اگرچه بدیهی به نظر میرسد، اما در عمل بهخاطر هیجانات متعدد، دشوار و عذابآور میشود؛ درنتیجه، موضوع اصلی کتاب از بازخوردت متشکرم، معرفی این هیجانات چالشبرانگیز و ارائه راهکار کنترل آنهاست.
موانع هیجانی
از دید نویسندگان هیجاناتی که مانع از استفاده از بازخورد میشوند، در سه دسته جای میگیرند:
۱) محرکهای حقیقتی: تفسیر نیت گوینده
اولین مانع در مواجهه با بازخوردها سوءتفاهم درباره نیت طرف مقابل است؛ بازخوردها چیزی بیشتر از نظرات مثبت و منفی هستند و انواع مختلفی دارند. گاهی ممکن است ما نوعی از بازخورد را بخواهیم یا بشنویم درحالیکه طرف مقابلمان منظور دیگری دارد.
برای جلوگیری از واکنش شتابزده و سوءتفاهم، باید بتوانیم بین تعریف و تمجید (قدردانی)، راهنمایی (مربیگری) و سنجش موقعیت (ارزیابی) تفاوت قائل شویم.
۲) محرکهای رابطهای: دلخوری از نزدیکان
تفکیک گوینده از آنچه میگوید دشوار است. زمانی که منتقد با ما رابطه و نسبت نزدیک دارد، هر بازخوردی را تحتالشعاع ارتباطمان با او تفسیر میکنیم. درواقع، توقع نداریم بازخوردهای منفی یا نامیدکننده از او دریافت کنیم.
توجه به این موضوع و شناخت نحوه تاثیرگذاری روابط بر دریافت بازخوردها میتواند در درک جان کلام راهگشا باشد. گوینده لزوما با ما مشکل شخصی ندارد و ما میتوانیم فارغ از روابطی که داریم بازخورد را تفسیر کنیم و به آن پاسخ بدهیم.
۳) محرکهای هویتی: نگرانی از بیارزش بودن
سومین مانع در بازخورد گرفتن، مربوط به از دست دادن اعتمادبهنفس و تصور بیارزش بودن درصورت پذیرش ضعف است. هنگامی که با بازخورد منفی روبهرو میشویم، ممکن است تصور کنیم که اصلا نقطه قوتی نداریم؛ بنابراین ارزشمند نیستیم. این یکی از سازوکارهای دفاعی مغز است که با یادگیری درباره آن میتوانیم اصل بازخورد را از تحریفات ذهنمان جدا کنیم.
برای رفع این مساله، باید ضمن رعایت انصاف در خودارزیابی و توجه به نقاط قوتمان، "هویت رشدمحور" را در خود تقویت کنیم. یاد بگیریم به بازخورد با نگرشی سنجیده و مناسب نگاه کنیم؛ کاری که بهخودیخود صورت نمیگیرد و نیاز به تمرین دارد.
«کسانی که مواجهه موثرتری با بازخورد دارند، داستان هویتشان را، فرضیه متفاوتی شکل میدهد. این افراد خودشان را همیشه در حال رشد و تحول میبینند؛ آنها چیزی دارند که "هویت رشدمحور" نامیده میشود.»
از متن کتاب "بازخوردت متشکرم"
تبدیل تهدید به فرصت
در این کتاب تاکید میشود که استقبال از بازخورد بهمعنای پذیرش آن نیست؛ بلکه بهمعنای مشارکت ماهرانه در گفتوگوهایی با موضوع نقد یا بازخورد دادن به ماست. کتاب بر تفکیک بین منظور اصلی بازخورد و احساساتی که برمیانگیزد تاکید میکند و به خوانندگان توصیه میکند حتی از دل بازخوردهای اشتباه، بینشی به دست بیاورند که به رشد آنها کمک کند. بازخورد همیشه پیچیدهتر از چیزی است که به نظر میرسد؛ بنابراین فهم بازخورد و قدرت واکاوی آن میتواند به افراد کمک کند ضمن اینکه گوش شنوایی برای بازخورد داشته باشند، بتوانند در مواجهه با آن تصمیم درستی بگیرند.
کتاب از بازخوردت متشکرم پذیرش تمامی بازخوردها و انتقادات را توصیه نمیکند اما به این نکته اشاره دارد که لزوما تمامی بازخوردها با سوءنیت همراه نیستند و حتی اگر بخشی از آنها اینگونه باشند، احتمالا میتوان از دل آنها، بینشی رشددهنده به دست آورد؛ بهقول معروف میشود با آجرهایی که بهسمت ما پرتاب میشوند هم پله (رشد و ترقی) بسازیم.