نشریه آفتاب خاورمیانه

بیم و امید آینده اقتصاد: پیش‌بینی اقتصاددانان کلاسیک از نتایج افزایش جمعیت

1402/04/03

آرین آقابیگی
رئیس شعبه الهیه بانک خاورمیانه


صاحب‌نظران مکاتب فکری اقتصادی از نظر نگرش به آینده اقتصاد، به گروه‌های مختلف تقسیم‌بندی می‌شوند. یکی از این تقسیم‌بندی‌ها عبارت است از «اقتصاددانان خوش‌بین» در مقابل «اقتصاددانان بدبین» که بیانگر نگاه آنها به آینده جوامع با توجه به تاثیرات سرمایه‌داری است. در بررسی نظرات این دو گروه از اقتصاددانان، تاثیرات شرایط اجتماعی و اقتصادی روزگار آنها را می‌توان دید؛ اقتصاددانانی که در شرایط پیشرفت و رفاه نسبی زندگی کرده‌اند، امیدواری خود نسبت به اتفاقات آینده، مخصوصا افزایش جمعیت، ثبت کرده‌اند. در مقابل، آنها که شاهد مشکلات گسترده بوده‌اند، نگرانی‌های خود را از منتقل کرده‌اند.

اقتصاددانان خوش‌بین
آدام اسمیت، پدر علم اقتصاد جدید که با کتاب «ثروت ملل» به شهرت رسید، سرآمدترین اقتصاددان خوش‌بین قرن هجدهم میلادی است. او از جمله اقتصاددانانی است که معتقدند آینده اقتصاد و نظام سرمایه‌داری روشن است. به عقیده اسمیت در صورتی که اقتصاد در شرایط رقابتی باشد و با کاهش موانع ورود به صنعت، تعداد تولیدکنندگان زیاد شود، قیمت‌ها ترقی زیادی نخواهند یافت و در صورت عدم دخالت دولت در اقتصاد و برقراری بازار آزاد، ایجاد انحصار عملا منتفی می‌شود.
اسمیت رشد جمعیت را یکی از عوامل مهم رشد و توسعه اقتصادی می‌دانست و بر اصالت فرد معتقد بود؛ براساس این نظر، افراد به‌طور طبیعی منافع شخصی خود را دنبال می‌کنند و بدون نیاز به هیچ‌گونه برنامه‌ریزی از بالا، تعقیب منافع شخصی توسط تک‌تک افراد، منجر به تامین منافع عمومی خواهد شد.
سیر تاریخی اندیشه‌های اقتصادی نشان می‌دهد که شکل‌گیری عقاید و آرای اقتصاددانان کلاسیک خوش‌بین با ظهور نظام سرمایه‌داری در انگلستان و مکتب فکری اومانیسم در اروپا، اختراع ماشین بخار و رشد و توسعه تجارت خارجی در اروپا و به ویژه در انگلستان، مقارن بوده است. در فاصله سال‌های 1750 تا 1770 میلادی در نتیجه تحولات صنعتی، تولید داخلی انگلستان 7 درصد و تجارت خارجی آن بیش از 80 رشد را تجربه کرد. این شکوفایی اقتصادی در انگلستان که محل زندگی اسمیت بود، او را به این باور سوق داد که در بلندمدت و تحت شرایطی که افراد بدون تخطی از اصول اخلاقی و اجتماعی به دنبال منافع شخصی خود باشند، فعالیت‌های اقتصادی آنها موجب رشد اقتصادی و رفاه می‌شود. اسمیت از این هماهنگی ناخودآگاه در اجتماع که به‌صورت نیرویی نامرئی نظام اقتصادی را هدایت می‌کند، با عنوان «دست نامرئی» یاد کرده است.
نکته قابل توجه آن است که اسمیت در تحلیل‌های خود، به محدودیت منابع و روش‌های تولید نپرداخته است و از سوی دیگر وعده می‌دهد که منفعت‌گرایی افراد و شرکت‌ها به‌تنهایی موجب رفاه کلی جامعه خواهد شد.

اقتصاددانان بدبین
توماس رابرت مالتوس را می‌توان به‌عنوان سردمدار اقتصاددانان کلاسیک بدبین برشمرد. جالب توجه است که خاستگاه اندیشه‌ها و پیش‌بینی‌های بدبینانه مالتوس نیز کشور انگلستان است، حال آنکه او فقط چند دهه پس از اسمیت ‌زیسته است.  بررسی تاریخ سیاسی و اجتماعی دوره مالتوس در اواخر قرن هجدهم نشان می‌دهد که اروپا بستر حوادث ناگواری از جمله افزایش قیمت غلات به دلیل محاصره دریایی انگلستان توسط ارتش ناپلئون بناپارت، طغیان اجتماعی در ایرلند و همچنین حکومت دیکتاتوری در فرانسه بوده است. این عوامل موجب تضعیف آزادی‌های فردی و اقتصادی در انگلستان شد و تنها گروهی که از این شرایط بیشترین بهره را از افزایش قیمت‌ها به دست آوردند طبقه مالک زمین و ابزار کار بودند. برخلاف اسمیت که ادعا می‌کرد جمعیت، موتور محرکه رشد اقتصادی خواهد بود، توماس مالتوس باور داشت که جمعیت نه تنها عامل رشد اقتصادی نیست بلکه در طول زمان به‌عنوان یک عامل در خلاف جهت رشد و توسعه اقتصادی و نهایتا کاهش رفاه عمومی خواهد شد.
نگاه بدبینانه مالتوس بر پایه مشاهدات تجربی او از سرعت رشد جمعیت در مقایسه با رشد و توسعه اقصادی استوار بود. به اعتقاد او سرعت رشد عوامل تولید (با تصاعد حسابی)، بسیار کمتر از سرعت رشد جمعیت (با تصاعد هندسی) است؛ به این ترتیب مالتوس نتیجه گرفت که در بلندمدت، آینده نظام سرمایه‌داری بسیار تاریک است و افزایش جمعیت موجب کاهش رفاه عمومی، فقر و نگون‌بختی خواهد شد. با استدلال او، رشد جمعیت که در ابتدای امر به افزایش اشتغال یاری می‌رساند، در ادامه خود به عاملی ضد اشتغال تبدیل خواهد شد که از رشد امکانات و ظرفیت‌های اقتصادی پیشی می‌گیرد.
برخی منتقدان اقتصاددانان بدبین معتقدند که این گروه، فقط روی مشکلات اقتصادی متمرکز شده‌اند و به قدرت ابتکارهای اقتصادی و فناوری (که در دو قرن بعدی با سرعت پیشرفت کردند) توجه نکرده‌اند.

کلمات کلیدی