نمایش مقالات




اشتراک دانش برای نتیجه گیری

فرزانه رجایی
سرپرست مدیریت طرح و توسعه بانک خاورمیانه

افراد بدون آنکه با مفهوم مدیریت دانش آشنایی داشته باشند، آن را در زندگی روزمره خود به کار می برند. هر کدام از ما ضمن داشتن اندوخته ای از دانش، آموخته ها و تجارب، برای حل مسائل و استفاده از فرصت ها، در تعامل و تبادل دانش و تجربه با دوستان و همکارانمان هستیم. به طورکلی مدیریت دانش، درباره جمع آوری دانش از کل نیروی کار و کاربرد مناسب آن برای تسهیل تصمیم گیری و رسیدن به اهداف سازمان صحبت می کند. از آنجایی که قسمت عمده دانش سازمان در ذهن نیروی کار سازمان است، ایجاد محیطی که در آن افراد به خلق، یادگیری، اشتراک و کاربرد دانش در کنار یگدیگر و در جهت اهداف و استراتژی های سازمان تشویق شوند در اولویت قرار دارد.

امروزه سازمان ها به منظور حفظ بقا، رشد و سودآوری به دنبال مزیت های رقابتی هستند. بسیاری از شرکت ها این مزیت رقابتی را در هزینه تولید کمتر و یا محصولات متمایز جستجو می کنند. با توجه به تغییرات سریع و اجتناب ناپذیر محیط پیرامون، توجه به دارایی های غیرقابل لمس چون خلاقیت و دانش برای احراز مزیت های رقابتی مورد نظر، در راس استراتژی های یک سازمان قرار می گیرد. با در نظر گرفتن دانش به عنوان یکی از دارایی های کلیدی سازمان، مدیریت دانش به منظور به کارگیری و توسعه دانش سازمان به کمک آمده است. مدیریت دانش یک حوزه چند رشته ای و شامل فرایندهای خلق دانش، ذخیره دانش، اشتراک دانش و کاربرد دانش است. نکته اساسی بحث مدیریت دانش این است که مقادیر متعدد دانش درباره مشتریان، فرایندها، محصولات و خدمات در ذهن کارکنان و یا بر روی سیستم ها موجود است و اگر این دانش بتواند یکجا جمع شده و انتقال داده شود، منجر به موفقیت سازمان خواهد شد.

در مدیریت دانش تفاوت هایی بین سه سطح داده، اطلاعات و دانش وجود دارد. داده، اولین سطح در مدیریت دانش که شامل وقایع خام، اعداد و نمودارها است که به خودی خود هیچ معنایی در بر ندارند. اطلاعات دومین سطح مدیریت دانش را تشکیل می دهند که نتیجه پالایش، گروه بندی، سازماندهی و مربوط شدن داده های خام به هم است. دانش به عنوان سطح سوم، پیوندی است که افراد میان اطلاعات و کاربردهای آن بر قرار می کنند و می توان گفت دانش درک قوانینی است که برای تفسیر اطلاعات لازم است. به عنوان مثال (18، 16، 20، 11، 10، 9، 13) داده های خامی هستند که گروه بندی شده و به عنوان نمرات کلاس درس A  در سطح اطلاعات قرار می گیرد. این اطلاعات به معلم درس  Aداده می شود. تحلیل آن فرد بر روی این اطلاعات و کاربرد آن، در سطح دانش است که می تواند منجر به تصمیم برای برگزاری و یا عدم برگزاری مجدد کلاس شود. با همین مثال روشن می شود که دانش یکی از نزدیکترین لایه ها به تصمیم گیری است و پس از آن اقدامات سازمان در لایه بالاتری انجام می شود. در واقع مدیریت دانش موفق به سازمان کمک می کند تا تصمیمات هوشمندانه تری اتخاذ نموده و از انجام اقدامات تکراری و نا مناسب در امان باشد.

دانش را در سازمان معمولا به دو دسته تقسیم می کنند: دانش صریح و دانش ضمنی.

دانش صریح یا دانش آشکار (Explicit Knowledge)  دانشی است که به راحتی دریافت، مکتوب و ذخیره شده و به افراد و سیستم ها منتقل می شود، مانند دستورالعمل ها، رویه ها و یافته های تحقیقاتی.

دانش ضمنی یا  دانش تلویحی (Tacit knowledge) به دانشی اشاره دارد که در پی تجارب، مهارت‌ها و دانایی‌های شخصی، در اذهان افراد جوامع پدید می‌آید و به آسانی تن به نمایش و بیان صریح نمی‌دهد. دانش ضمنی نوعی دانش است که فرد دارد ولی نمی‌تواند آن را  به سادگی توضیح داده و یا به دیگران انتقال دهد. در این مرحله اشتراک گذاری به انتقال دانش کمک می کند. هرچند که مدیریت دانش ضمنی، به مراتب مشکل‌تر از دانش صریح است، نقش آن در خلاقیت و کسب مزایای رقابتی در سازمان، بیشتر است.

اگر مدیریت دانش را شامل فرایندهای خلق، ذخیره، اشتراک و کاربرد دانش بدانیم، ابزار ها و روش هایی برای هر کدام وجود دارد که می تواند مورد استفاده ما قرار گیرد.

  •  طوفان فکری: روش ساده ای که کمک می کند افراد به خلق و ایجاد ایده های تازه بپردازند.
  •  مرورهای بعد از انجام کار: درس ها و تجربیات فراگرفته شده در حین و پس از انجام فعالیت ها و پروژه ها مورد بحث قرار گرفته و به اشتراک گذاشته می شود.
  •  انجمن های تسهیم دانش: افراد به هم مربوط شده و به توسعه و اشتراک دانش حول موضوعات خاصی می پردازند.
  •  بازرسی دانش سازمان: فرایند نظام مندی که نیازمندی ها و منابع و جریانات دانش سازمان را بر این اساس مشخص می کند که مدیریت دانش در کجا و چگونه می تواند منجر به ایجاد ارزش افزوده گردد.
  •  توسعه استراتژی های مدیریت دانش: برنامه ای برای مدیریت دانش سازمان تدوین می شود که در جهت استراتژی های کلان سازمان است.
  •  مصاحبه با نیروهای جدا شده: دانش افرادی که قصد جدایی از سازمان را دارند، با استفاده از ابزارهای مناسب بدست می آید.
  •  شناسایی و اشتراک بهترین آموخته ها (Best Practices): بهترین آموخته ها در جاهای مختلف سازمان شناسایی شده و در جهت افزایش بهره وری در اختیار عموم قرار می گیرد.
  •  مراکز دانش: مانند کتابخانه است با این تفاوت که افراد را نیز به هم متصل نموده و اطلاعات را در اختیار آن ها قرار می دهد.
  •  مشاور همکار: فرایندی که در طی آن اعضای تیمی که قرار است بر روی پروژه یا فعالیتی کار می کنند، جلساتی را با تیم های دیگری برگزار می کنند تا قبل از شروع پروژه و یا فعالیت، از تجربیات و دانش دیگران بهره مند شوند.
  •  داستان گویی: از هنر داستان گویی در جهت اشتراک دانش به نحو کاراتر و پرمعناتری استفاده می شود.





تاریخ انتشار خبر: 1393/12/13 / شماره خبر: 152